قرآن و آخرین پیامبر

آیت الله مکارم شیرازی

5 ـ این مرد هرگز مسلمان نخواهد شد!

تَبَّتْ یَدا أَبی لَهَب وَ تَبَّ ـ ما أَغْنى عَنْهُ مالُهُ وَ ما کَسَبَ ـ سَیَصْلى نارًا ذاتَ لَهَب (لهب آیات 1 ـ 3): «نابود باد دستهاى ابولهب و خود او، هرگز مال او، او را از (عذاب الهى) نجات نخواهد داد بزودى در آتشى سوزان و شعلهور وارد خواهد شد.»
در آغاز اسلام و اوایل دعوت پیامبر (ص) افراد زیادى در صف مخالفان آن حضرت قرار داشتند، و در میان آنها حتى کسانى از بستگان پیامبر بودند، مانند عباس عموى پیغمبر (ص) که پس از جنگ بدر (یعنى تقریباً 15 سال بعد از بعثت) ایمان آورد.
بعضى از خویشاوندان و غیر خویشاوندان آن حضرت در مخالفت خود بسیار سرسخت بودند، با این حال بعد از مدت کوتاه یا طولانى تغییر عقیده داده و ایمان آوردند و در صفوف مسلمین جاى گرفتند، و در میان آنها کسانى همچون «وحشى» قاتل حمزه، سرباز رشید اسلام و عموى پیامبر (ص)، نیز دیده مى شدند.
بنابراین مسئله ایمان آوردن یا عدم ایمان کسانى که در زمره کافران و مخالفان بودند به هیچ وجه قابل پیش بینى نبود و سرسختى و لجاجت آنها در مخالفت با پیامبر هرگز دلیل بر این مقصود نمى شد.
اما با این همه قرآن به هنگامى که پیامبر در مکه بود و حوادث آینده بسیار مشکل و پیچیده مى نمود خبر داد که «ابولهب» هرگز ایمان نخواهد آورد، زیرا مى گوید او به زودى در آتش فروزان دوزخ ورود میکند، و این معنى گواه بر عدم ایمان او در آینده است.
و همانطور که همه مورخان هم نوشتند سرانجام چنین شد و او پیش از آنکه ایمان بیاورد چشم از جهان بربست.
ابولهب کیست؟
نام او «عبد العزى» و از فرزندان عبدالمطلب بود و بنابراین عموى پیامبر محسوب مى شد و از این جهت کنیه «ابولهب» بر او گذاشتند که گونه هائى برافروخته و زیبائى داشت(122).
او از دشمنان سرسخت پیامبر بود. طارق محاربى نقل مى کند روزى در بازار ذى العجاز (ظاهراً از بازارهاى مکه بوده است) جوانى را دیدم که مى گفت: «ایها الناس قولوا لا اله الا اللّه تفلحوا» و مردى از پشت سر سنگ به پاى او مى زد و پاى او را مجروح ساخته بود و فریاد مى زد: ایها الناس انه کذاب او دروغ مى گوید، سخنى از وى باور نکنید!
پرسیدم: این شخص کیست؟
گفتند: آن محمد است که خود را پیامبر معرفى مى کند، و این عمویش ابولهب است که او را تکذیب مى کند(123).
در شأن نزول آیات بالا از ابن عباس نقل کرده اند که روزى پیامبر از کوه صفا بالا رفت و صدا زد: یا صاحباه!: اى دوستان و بستگان من!...
جمعى از قریش دور او جمع شدند و گفتند براى چه منظورى از ما دعوت کردى؟
فرمود: اگر به شما بگویم صبح یا عصر دشمنى به سراغ شما مى آید آیا گفته مرا باور مى کنید یا نه؟!
گفتند: آرى
فرمود: انى نذیر لکم بین یدى عذاب شدید: من به شما پیش از رسیدن عذاب
شدیدى اعلام خطر مى کنم!
ابولهب حاضر بود و گفت: تبالک ألهذا دعوتنا جمیعاً؟: «نابود شوى آیا به خاطر این منظور ما را دعوت نمودى»؟!
سپس این سوره نازل شد: تَبَّتْ یَدا أَبی لَهَب وَ تَبَّ...: «بریده باد هر دو دست ابولهب و مرگ بر او باد!».

آخرین یادآورى

پیشگوئیهاى قرآن مجید منحصر به موارد و آیات فوق نیست، بلکه آنچه گفتیم نمونه روشنى از آیات مربوط به این قسمت است. آیات متعدد دیگرى داریم که از حوادثى مربوط به آینده به روشنى پرده برداشته، مانند آیات سوره «نصر»: (إِذا جاءَ نَصْرُ اللّهِ وَ الْفَتْحُ) که خبر از فتح نهائى مکه به دست مسلمانان و ایمان مردم مکه و اینکه فوج فوج به اسلام مى گروند و به صفوف مسلمین مى پیوندند، داده، همچنین آیات سوره کوثر که خبر از کثرت و گسترش دودمان و فرزندان پیامبر (ص) میدهد، با آنکه در آن زمان به هیچ وجه قابل پیش بینى نبود بلکه گاهى دشمنان او را «ابتر» و بلاعقب مى پنداشتند، همچنین بازگشت پیروزمندانه آن حضرت به مکه چنانکه در آیه 85 سوره قصص میخوانیم: إِنَّ الَّذی فَرَضَ عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لَرادُّکَ إِلى مَعاد. و مانند اینها...
مجموع این آیات مى تواند یک گواه زنده بر ارتباط این کتاب بزرگ به جهانى ماوراى این جهان ماده بوده باشد، و دریچه اى به سوى اعجاز قرآن بگشاید.

اعجاز قرآن از نظر هماهنگى آیات