قرآن و آخرین پیامبر

آیت الله مکارم شیرازی

3 ـ با تمام مشکلات در این جنگ پیروز مى شوید

وَ إِذْ یَعِدُکُمُ اللّهُ إِحْدَى الطّائِفَتَیْنِ أَنَّها لَکُمْ وَ تَوَدُّونَ أَنَّ غَیْرَ ذاتِ الشَّوْکَةِ تَکُونُ لَکُمْ وَ یُریدُ اللّهُ أَنْ یُحِقَّ الْحَقَّ بِکَلِماتِهِ وَ یَقْطَعَ دابِرَ الْکافِرینَ (انفال ـ 7)
«بخاطر بیاورید زمانى را که خداوند به شما وعده میداد که بر یکى از دو طایفه (لشکر قریش، یا کاروان تجارت آنها) پیروز خواهید شد، و شما دوست میداشتید طایفه غیر مسلح (کاروان تجارت) براى شما باشد (و تنها با آنها روبرو شوید) ولى خدا میخواهد حق را آشکار سازد و کافران (مشرکان) را ریشه کن کند (و آئین بت پرستى را براندازد)».
این آیه بطور مسلّم درباره جنگ بدر نازل شده، و آیات قبل و بعد آن نیز به این حقیقت گواهى میدهند.
این آیه مشتمل بر وعده صریحى است که خداوند پیش از جنگ بدر به مسلمان داده، این وعده، وعده پیروزى بر دشمنان بوده که آیه آن را یادآورى میکند.
توضیح اینکه: طبق نوشته مورّخان، ابوسفیان بزرگ «مکه» در رأس کاروان عظیمى که در حدود 50 هزار دینار مال التجاره با خود حمل مى کرد و متعلق به جمعى از بزرگان مکه و خودش بود از شام بازمى گشت.
پیغمبر (ص) به یاران خود دستور داد آماده حرکت شوند، و با مصادره کردن اموال مزبور قدرت اقتصادى دشمن را درهم بشکنند.
ابوسفیان از جنبوجوشى که در مدینه به این خاطر پدید آمده بود به وسیله دوستان خود به زودى آگاه شد، و پیکى با عجله و شتاب تمام به مکه فرستاد تا اهل مکه را از خطر مهمى که کاروان را تهدید مى کرد آگاه نمایند.
نماینده مزبور با حالت وحشت آمیزى به مکه آمد و اهل مکه را به شدت تحریک کرد، و از اهمیت خطرى که سرمایه هاى آنها را تهدید مى نمود، آگاه ساخت.
در مدت کوتاهى 950 نفر از بزرگان و افراد عادى مکه با 700 شتر و یکصد رأس اسب به حرکت درآمدند، فرمانده لشکر «ابوجهل» بود، سرجنبانان مکه، مردم را تهدید کردند که آن کسانى که بتوانند به میدان بروند و خوددارى کنند خانه هاى آنها را ویران خواهیم نمود!.
از طرفى کاروان ابوسفیان براى رهائى از دست جنگجویان اسلام تغییر مسیر داد، و از بیراهه حرکت کرد، تا خود را از منطقه خطر دور سازد.
پیامبر (ص) با 313 نفر نزدیک سرزمین «بدر» که منزلگاهى در میان مکه و مدینه بود رسید. در اینجا بود که از جریان حرکت لشکر نیرومند قریش از مکه آگاه شد، با یاران خود مشورت کرد که آیا به تعقیب کاروان پردازند، یا در برابر لشکر دشمن بایستند؟
عدّه اى موافقت به مقابله با دشمن کردند ولى جمعى دیگر در باطن مایل به تعقیب کاروان بودند، زیرا آمادگى کافى براى مقابله با ارتش نیرومند دشمن در خود نمى دیدند.
در اینجا پیامبر (ص) فرمان حرکت به سوى دشمن را داد، و لشکر کوچک اسلام به سوى سرزمین بدر به حرکت درآمد (بدر نام چاهى است و میگویند در اصل نام صاحب آن چاه بوده که بعداً بر آن چاه و سپس بر آن سرزمین نهاده شده است).
و فرمود: «خداوند به من وعده داده است که یکى از این دو طایفه از آن ماست، و ما بر آنها پیروز خواهیم شد گویا محل کشته شدن ابوجهل و... را مى بینیم».
بالاخره دو لشکر در برابر یکدیگر قرار گرفتند و پس از مبارزه هیجان انگیزى که شرح آن در تواریخ اسلام آمده، این جنگ به پیروزى کامل مسلمانان و شکست کامل دشمنان نیرومند انجامید، و با دادن 70 نفر تلفات و 70 نفر اسیر، بقیه فرار کردند (این جنگ در سال دوم هجرى روز 17 رمضان اتفاق افتاد).

آیا این پیروزى قابل پیش بینى بود؟

همانطور که اشاره شد قرآن میگوید: وعده صریح پیروزى قبلا به شما داده شده بود، با اینکه از نظر وضع ظاهرى این موضوع به هیچ وجه قابل پیش بینى نبود زیرا:
1 ـ مسلمانان به قصد جنگ حرکت نکرده بودند و تجهیزات و آمادگى کافى نداشتند، فقط تصمیم به مقابله با کاروان گرفته بودند، ولى لشکر قریش با همه گونه تجهیزات به قصد جنگ خطرناکى آمده بودند.
2 ـ همانطور که گفته شد تعداد سربازان دشمن را 950 نفر با یکصد اسب و 700 شتر نوشته اند، در حالى که سربازان اسلام بیش از 313 نفر نبودند و در میان آنها فقط دو نفر بودند که اسب داشتند (زبیر بن عوام و مقداد بن اسود) و تنها 70 شتر داشتند که به تناوب بر آنها سوار مى شدند.
ضعف تجهیزات ظاهرى آنان بقدرى بود که دشمن نمى توانست باور کند، و احتمال اختفاى قسمت قابل توجهى از نیروهاى اسلام را میداد که پس از تحقیق به زودى فهمید غیر از آنچه مى بیند چیز دیگرى در کار نیست!.
مجموع این جهات حتى در روحیه بعضى از مسلمانان اثر گذاشت، و در حالى که پیامبر (ص) با آرامش و تصمیم خاصى به استقبال حوادث مى شتافت ترس و وحشت بعضى را فراگرفته بود و از کمى نفرات و کمى تجهیزات بیمناک بودند. قرآن شرح این ماجرا را چنین بیان میکند:
إِذْ یُغَشِّیکُمُ النُّعاسَ أَمَنَةً مِنْهُ وَ یُنَزِّلُ عَلَیْکُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً لِیُطَهِّرَکُمْ بِهِ وَ یُذْهِبَ عَنْکُمْ رِجْزَ الشَّیْطانِ وَ لِیَرْبِطَ عَلى قُلُوبِکُمْ وَ یُثَبِّتَ بِهِ اْلأَقْدامَ (انفال ـ 11): «بخاطر بیاورید زمانى را که خواب سبک آرام بخشى از ناحیه خداوند شما را (در شب بدر) فرا گرفته بود (و خداوند بدینوسیله ناراحتى شما را از میان برد) و بارانى از آسمان نازل گردانید تا شما را پاکیزه کند و پلیدى شیطانرا از شما دور سازد و قلوب شما را تقویت نماید و گامهاى شما را (که در زمین شن آلود بدر فرو میرفت و وضع شما را در برابر دشمن متزلزل میساخت) ثابت و استوار بدارد».
و در دو آیه قبل نیز میفرماید: «إِذْ تَسْتَغیثُونَ رَبَّکُمْ فَاسْتَجابَ لَکُمْ أَنّی مُمِدُّکُمْ بِأَلْف مِنَ الْمَلائِکَةِ مُرْدِفینَ» (انفال ـ 9).
«بخاطر بیاورید زمانى را که از پروردگار خود استمداد مى کردید، و خداوند درخواست شما را اجابت نمود و فرمود من هزار فرشته پى در پى به یارى شما مى فرستم.»
خلاصه از مجموع آیات مربوط به حادثه بدر اضطراب روحیه بعضى از مسلمانان را از کثرت نفرات و تجهیزات دشمن به خوبى آشکار میسازد و برترى نیروى دشمن را بر نیروهاى مسلمانان گواهى میدهد.
3 ـ مکّیان افراد ضعیف و زبونى نبودند و شجاعان فراوانى داشتند، و از طرفى مال و جان و همه چیز آنها در خطر بود، بنابراین مجبور بودند با تمام وجود خود دفاع و پیکار کنند.
مجموع این جهات اثبات میکند که پیروزى ارتش اسلام قابل پیش بینى نبود، و پیروزى یک ارتش کوچک و فاقد تجهیزات در برابر ارتشى که از نظر نفرات سه برابر، و از نظرافزار جنگى قابل مقایسه نبود، آن هم در جنگهاى آن روز که نفرات در آن نقش مهمى را بازى میکرد، چگونه ممکن بود پیش بینى شود؟!
یادآورى ـ ذکر این نکته نیز لازم به نظر میرسد که این آیات گر چه بعد از پیروزى بدر نازل شده است، ولى چون حکایت از یک وعده قطعى قبلى میکند که پیامبر (ص) به مسلمانان داده بود، ما آن را در ردیف آیات مربوط به اخبار غیبى قرآن آوردیم.

4 ـ دشمنان شکست خورده و فرار مى کنند

أَمْ یَقُولُونَ نَحْنُ جَمیعٌ مُنْتَصِرٌ ـ سَیُهْزَمُ الْجَمْعُ وَ یُوَلُّونَ الدُّبُرَ (قمر ـ 44 و 45): «آیا آنها مى گویند ما جمعیتى هستیم پیروز (ولى) بزودى جمع آنها شکست خورده فرار خواهند کرد.»
این آیه بطور مسلّم گفتار قریش است که مى گویند ما جمعیتى هستیم که بر دشمنان خود پیروز مى شویم، آنها با این جمله بر خود مى بالیدند، ولى قرآن با صراحت به ایشان مى گوید; همین جمعیت بزودى شکست خورده، و فرار میکنند.
در اینکه این آیه از یک حادثه مربوط به آینده خبر مى دهد شکى نیست، ولى باید دید این آیه در چه موقع و در چه شرایطى نازل گردیده است.
در تفسیر «جلالین» چنین میخوانیم: «در روز جنگ بدر ابوجهل صدا زد: انا جمع منتصر! و در این موقع آیه نازل گردید: سیهزم الجمع و یولون الدبر(119)
در تفسیرالبیان نیز تأیید شده که روز جنگ بدر ابوجهل بر مرکب خود سوار شد و در پیشاپیش صفوف لشکر قریش قرار گرفت و گفت: نحن ننتصر الیوم من محمد و اصحابه: ما امروز بر محمد و یاران او پیروز خواهیم شد، در این هنگام این آیه شریفه نازل گردید.(120)
و بنابراین تفسیر، آیه در مدینه نازل شده و مربوط به حادثه بدر است،
اما هنگامى که به تفاسیر دیگر مراجعه مى کنیم مى بینیم وضع طور دیگر است:
در تفسیر «تبیان» این سوره (سوره قمر) جزو سوره هاى مکى شمرده شده و مؤلف عالیقدر آن مى گوید: هیچ اختلافى در این مطلب نیست.(121)
در تفسیر «مجمع البیان» و «بیضاوى» نیز ملاحظه مى کنیم که این سوره را جزو سوره هاى مکى شمرده اند و هیچ یک از آیات آن را هم استثناء ننموده اند.
بنابراین آیات مزبور نمى تواند در حادثه بدر نازل شده باشد، چه اینکه حادثه مزبور در سال دوم هجرت روى داد. ولى در تفسیر «جلالین» آیات 44 و 45 و 46 سوره قمر را استثناء کرده و مى گوید این سه آیه (آیات مورد بحث) نزلت بالمدینه: «در مدینه نازل شده.»
اما گفتار تفسیر جلالین بسیار بعید به نظر میرسد، زیرا اگر در سیاق آیات سوره قمر، و آیاتى که قبل و بعد از این سه آیه قرار دارد دقت کنیم خواهیم دید همه بهم مربوط و یکنواخت است و وضع این آیات گواهى مى دهد که در یک واقعه نازل گردیده است.
بنابراین، نزول آیات مزبور در مکه بسیار قوى است و نزول آنها در حادثه بدر با وضع سوره قمر و قرائن موجود در آن سازگار نمى باشد.
ولى در هر دو صورت آیه مزبور جزو پیشگوئیهاى قرآن مجید است، اما اگر در روز بدر، پیش از درگیرى دو لشکر، و در برابر گفته ابوجهل، نازل گردیده باشد روشن است زیرا با صراحت تمام در آیه مى گوید: «بزودى جمع آنها شکست خورده، فرار خواهند کرد.»
و اگر در مکه نازل شده باشد ـ کما اینکه چنین است ـ پیشگوئى مزبور آشکارتر و جالب تر خواهد بود، چه اینکه وضع مسلمانان در مکه بسیار رقت بارتر بود، نفرات آنان کمتر، و قدرت قریش بسیار زیادتر بود ولى قرآن بیش بینى کرد که آنها به زودى شکست خورده و فرار خواهند کرد، این پیشگوئى قرآن در مکه در نخستین برخورد و درگیرى مسلمانان و کفار یعنى واقعه بدر، جامه عمل به خود پوشید و جمع بت پرستان و قریشیان شکست خوردند و فرار کردند.
در قرآن مجید آیه دیگرى مشابه این آیه نیز داریم که آن هم متضمن پیشگوئى پیروزى پیامبر (ص) بر دشمنان است آنجا که میگوید:
فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکینَ ـ إِنّا کَفَیْناکَ الْمُسْتَهْزِئینَ ـ الَّذینَ یَجْعَلُونَ مَعَ اللّهِ إِلهًا آخَرَ فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ (سوره حجر ـ 94 تا 96)
این آیه که در آغاز دعوت پیامبر در مکه نازل گردید طبق گواهى جمعى از مفسران شأن نزولش این بود که: روزى پیامبر از مقابل عده اى از مشرکان عبور میکرد، آنها پشت سر حضرت نگاه کرده، از روى استهزاء گفتند: این همان کسى است که تصور میکند پیامبر خداست و جبرئیل با اوست، سپس این آیه نازل گردید.
بنابراین فعل ماضى (کفیناک) در اینجا به معنى مضارع حتمى الوقوع است و این طرز استعمال فعل ماضى نظائر فراوان دارد.
به علاوه این آیه ممکن نیست مربوط به حوادث گذشته باشد، زیرا چنین چیزى در مکه رخ نداد، بلکه کوتاه شدن دست و زبان استهزاءکنندگان در مدینه و به هنگام گسترش و تقویت اسلام بود.