قرآن و آخرین پیامبر

آیت الله مکارم شیرازی

نتیجه بحث

پس از روشن شدن این چند فراز از تاریخ اسلام و زندگى پیامبر باید به تفسیر آیه فوق (آیه 27 سوره فتح) بازگردیم:
در روایات اسلامى و تفاسیر، تاریخ نزول این آیه درست مشخص نیست، ولى قرائن نشان میدهد که پیش از «عمرة القضاء» و بعد از «صلح حدیبیه» بوده است. همچنین قرائن گواهى میدهد پیش از فتح خبیر نازل گردیده است.
زیرا لحن آیه نشان میدهد که پاسخى است به اعتراض منافقان که بلافاصله بعد از صلح حدیبیه زبان به اعتراض گشودند، منافقان مى خواستند به این وسیله روحیه مسلمانان را تخریب کنند، لذا بلافاصه آیه نازل گردید، و ضمن بشارت به انجام عمره در آینده، در نهایت آرامش و امنیت خبر از پیروزى نزدیکترى نیز داد.
و اینکه بعضى احتمال داده اند مراد از فتح قریب صلح حدیبیه باشد بسیار بعید به نظر میرسد زیرا اطلاق عنوان «فتح» بر «صلح» بسیار بعید است.
بنابراین کلمه «قریب» تناسب با این دارد که به مسلمانانى که از صلح حدیبیه ناراحت بودند بشارت داده شود که به همین زودى فتح و پیروزى قابل ملاحظه اى نصیب آنان خواهد شد.
خلاصه با توجه به نکات بالا آیه شریف متضمّن دو پیشگوئى آشکار است:
1 ـ ورود مسلمانان به مکه و انجام عمرة القضاء با آرامش خاطر (آمِنینَ مُحَلِّقینَ رُؤُسَکُمْ وَ مُقَصِّرینَ لا تَخافُونَ) که قرآن با قاطعیت نه با ذکر احتمال بشارت آنرا داده، در حالى که در آن شرایط هیچگاه این موضوع مخصوصاً با قید امنیت و عدم خوف، قابل پیش بینى نبود.
2 ـ فتح قلعه هاى مستحکم و نیرومند خیبر.

3 ـ با تمام مشکلات در این جنگ پیروز مى شوید

وَ إِذْ یَعِدُکُمُ اللّهُ إِحْدَى الطّائِفَتَیْنِ أَنَّها لَکُمْ وَ تَوَدُّونَ أَنَّ غَیْرَ ذاتِ الشَّوْکَةِ تَکُونُ لَکُمْ وَ یُریدُ اللّهُ أَنْ یُحِقَّ الْحَقَّ بِکَلِماتِهِ وَ یَقْطَعَ دابِرَ الْکافِرینَ (انفال ـ 7)
«بخاطر بیاورید زمانى را که خداوند به شما وعده میداد که بر یکى از دو طایفه (لشکر قریش، یا کاروان تجارت آنها) پیروز خواهید شد، و شما دوست میداشتید طایفه غیر مسلح (کاروان تجارت) براى شما باشد (و تنها با آنها روبرو شوید) ولى خدا میخواهد حق را آشکار سازد و کافران (مشرکان) را ریشه کن کند (و آئین بت پرستى را براندازد)».
این آیه بطور مسلّم درباره جنگ بدر نازل شده، و آیات قبل و بعد آن نیز به این حقیقت گواهى میدهند.
این آیه مشتمل بر وعده صریحى است که خداوند پیش از جنگ بدر به مسلمان داده، این وعده، وعده پیروزى بر دشمنان بوده که آیه آن را یادآورى میکند.
توضیح اینکه: طبق نوشته مورّخان، ابوسفیان بزرگ «مکه» در رأس کاروان عظیمى که در حدود 50 هزار دینار مال التجاره با خود حمل مى کرد و متعلق به جمعى از بزرگان مکه و خودش بود از شام بازمى گشت.
پیغمبر (ص) به یاران خود دستور داد آماده حرکت شوند، و با مصادره کردن اموال مزبور قدرت اقتصادى دشمن را درهم بشکنند.
ابوسفیان از جنبوجوشى که در مدینه به این خاطر پدید آمده بود به وسیله دوستان خود به زودى آگاه شد، و پیکى با عجله و شتاب تمام به مکه فرستاد تا اهل مکه را از خطر مهمى که کاروان را تهدید مى کرد آگاه نمایند.
نماینده مزبور با حالت وحشت آمیزى به مکه آمد و اهل مکه را به شدت تحریک کرد، و از اهمیت خطرى که سرمایه هاى آنها را تهدید مى نمود، آگاه ساخت.
در مدت کوتاهى 950 نفر از بزرگان و افراد عادى مکه با 700 شتر و یکصد رأس اسب به حرکت درآمدند، فرمانده لشکر «ابوجهل» بود، سرجنبانان مکه، مردم را تهدید کردند که آن کسانى که بتوانند به میدان بروند و خوددارى کنند خانه هاى آنها را ویران خواهیم نمود!.
از طرفى کاروان ابوسفیان براى رهائى از دست جنگجویان اسلام تغییر مسیر داد، و از بیراهه حرکت کرد، تا خود را از منطقه خطر دور سازد.
پیامبر (ص) با 313 نفر نزدیک سرزمین «بدر» که منزلگاهى در میان مکه و مدینه بود رسید. در اینجا بود که از جریان حرکت لشکر نیرومند قریش از مکه آگاه شد، با یاران خود مشورت کرد که آیا به تعقیب کاروان پردازند، یا در برابر لشکر دشمن بایستند؟
عدّه اى موافقت به مقابله با دشمن کردند ولى جمعى دیگر در باطن مایل به تعقیب کاروان بودند، زیرا آمادگى کافى براى مقابله با ارتش نیرومند دشمن در خود نمى دیدند.
در اینجا پیامبر (ص) فرمان حرکت به سوى دشمن را داد، و لشکر کوچک اسلام به سوى سرزمین بدر به حرکت درآمد (بدر نام چاهى است و میگویند در اصل نام صاحب آن چاه بوده که بعداً بر آن چاه و سپس بر آن سرزمین نهاده شده است).
و فرمود: «خداوند به من وعده داده است که یکى از این دو طایفه از آن ماست، و ما بر آنها پیروز خواهیم شد گویا محل کشته شدن ابوجهل و... را مى بینیم».
بالاخره دو لشکر در برابر یکدیگر قرار گرفتند و پس از مبارزه هیجان انگیزى که شرح آن در تواریخ اسلام آمده، این جنگ به پیروزى کامل مسلمانان و شکست کامل دشمنان نیرومند انجامید، و با دادن 70 نفر تلفات و 70 نفر اسیر، بقیه فرار کردند (این جنگ در سال دوم هجرى روز 17 رمضان اتفاق افتاد).

آیا این پیروزى قابل پیش بینى بود؟

همانطور که اشاره شد قرآن میگوید: وعده صریح پیروزى قبلا به شما داده شده بود، با اینکه از نظر وضع ظاهرى این موضوع به هیچ وجه قابل پیش بینى نبود زیرا:
1 ـ مسلمانان به قصد جنگ حرکت نکرده بودند و تجهیزات و آمادگى کافى نداشتند، فقط تصمیم به مقابله با کاروان گرفته بودند، ولى لشکر قریش با همه گونه تجهیزات به قصد جنگ خطرناکى آمده بودند.
2 ـ همانطور که گفته شد تعداد سربازان دشمن را 950 نفر با یکصد اسب و 700 شتر نوشته اند، در حالى که سربازان اسلام بیش از 313 نفر نبودند و در میان آنها فقط دو نفر بودند که اسب داشتند (زبیر بن عوام و مقداد بن اسود) و تنها 70 شتر داشتند که به تناوب بر آنها سوار مى شدند.
ضعف تجهیزات ظاهرى آنان بقدرى بود که دشمن نمى توانست باور کند، و احتمال اختفاى قسمت قابل توجهى از نیروهاى اسلام را میداد که پس از تحقیق به زودى فهمید غیر از آنچه مى بیند چیز دیگرى در کار نیست!.
مجموع این جهات حتى در روحیه بعضى از مسلمانان اثر گذاشت، و در حالى که پیامبر (ص) با آرامش و تصمیم خاصى به استقبال حوادث مى شتافت ترس و وحشت بعضى را فراگرفته بود و از کمى نفرات و کمى تجهیزات بیمناک بودند. قرآن شرح این ماجرا را چنین بیان میکند:
إِذْ یُغَشِّیکُمُ النُّعاسَ أَمَنَةً مِنْهُ وَ یُنَزِّلُ عَلَیْکُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً لِیُطَهِّرَکُمْ بِهِ وَ یُذْهِبَ عَنْکُمْ رِجْزَ الشَّیْطانِ وَ لِیَرْبِطَ عَلى قُلُوبِکُمْ وَ یُثَبِّتَ بِهِ اْلأَقْدامَ (انفال ـ 11): «بخاطر بیاورید زمانى را که خواب سبک آرام بخشى از ناحیه خداوند شما را (در شب بدر) فرا گرفته بود (و خداوند بدینوسیله ناراحتى شما را از میان برد) و بارانى از آسمان نازل گردانید تا شما را پاکیزه کند و پلیدى شیطانرا از شما دور سازد و قلوب شما را تقویت نماید و گامهاى شما را (که در زمین شن آلود بدر فرو میرفت و وضع شما را در برابر دشمن متزلزل میساخت) ثابت و استوار بدارد».
و در دو آیه قبل نیز میفرماید: «إِذْ تَسْتَغیثُونَ رَبَّکُمْ فَاسْتَجابَ لَکُمْ أَنّی مُمِدُّکُمْ بِأَلْف مِنَ الْمَلائِکَةِ مُرْدِفینَ» (انفال ـ 9).
«بخاطر بیاورید زمانى را که از پروردگار خود استمداد مى کردید، و خداوند درخواست شما را اجابت نمود و فرمود من هزار فرشته پى در پى به یارى شما مى فرستم.»
خلاصه از مجموع آیات مربوط به حادثه بدر اضطراب روحیه بعضى از مسلمانان را از کثرت نفرات و تجهیزات دشمن به خوبى آشکار میسازد و برترى نیروى دشمن را بر نیروهاى مسلمانان گواهى میدهد.
3 ـ مکّیان افراد ضعیف و زبونى نبودند و شجاعان فراوانى داشتند، و از طرفى مال و جان و همه چیز آنها در خطر بود، بنابراین مجبور بودند با تمام وجود خود دفاع و پیکار کنند.
مجموع این جهات اثبات میکند که پیروزى ارتش اسلام قابل پیش بینى نبود، و پیروزى یک ارتش کوچک و فاقد تجهیزات در برابر ارتشى که از نظر نفرات سه برابر، و از نظرافزار جنگى قابل مقایسه نبود، آن هم در جنگهاى آن روز که نفرات در آن نقش مهمى را بازى میکرد، چگونه ممکن بود پیش بینى شود؟!
یادآورى ـ ذکر این نکته نیز لازم به نظر میرسد که این آیات گر چه بعد از پیروزى بدر نازل شده است، ولى چون حکایت از یک وعده قطعى قبلى میکند که پیامبر (ص) به مسلمانان داده بود، ما آن را در ردیف آیات مربوط به اخبار غیبى قرآن آوردیم.