قرآن و آخرین پیامبر

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

3 ـ عمرة القضاء

در اواخر سال هفتم هجرى، در ماه ذى القعده، مسلمانان مجدداً آهنگ مکه کردند و براى انجام مراسم عمره، که در واقع قضاى سال گذشته بود، خود را آماده ساختند.
جمعیت مسلمانان در این سفر بیش از 1400 نفر، و به گفته بعضى در حدود دو هزار نفر بود.
گر چه بر طبق پیمان صلح حدیبیه مسلمانان حق داشتند در آن سال آزادانه به زیارت خانه خدا نائل گردند، اما هیچ معلوم نبود قریش که به هنگام احساس نیاز، یا قدرت، از پیمان شکنى پروائى نداشتند، به پیمان و عهد خود وفا کنند.
به همین دلیل پیامبر (ص) احتیاط را رعایت نمود و دستور داد مسلمانان اسلحه با خود بردارند، ولى آن را آشکار نسازند، تا اگر قریش تصمیم به نقض پیمان داشتند، بتوانند به طرز مؤثّرى از خود دفاع کنند و پیمان شکنان را به جاى خود بنشانند.
ولى خوشبختانه چنین برخوردى پیش نیامد و مسلمانان در آن سال با کمال آزادى وارد مکه شدند و طواف کردند و پس از انجام مراسم عمره طبق دستور اسلامى سرهاى خود را تراشیدند و 70 شتر قربانى نمودند.

نتیجه بحث

پس از روشن شدن این چند فراز از تاریخ اسلام و زندگى پیامبر باید به تفسیر آیه فوق (آیه 27 سوره فتح) بازگردیم:
در روایات اسلامى و تفاسیر، تاریخ نزول این آیه درست مشخص نیست، ولى قرائن نشان میدهد که پیش از «عمرة القضاء» و بعد از «صلح حدیبیه» بوده است. همچنین قرائن گواهى میدهد پیش از فتح خبیر نازل گردیده است.
زیرا لحن آیه نشان میدهد که پاسخى است به اعتراض منافقان که بلافاصله بعد از صلح حدیبیه زبان به اعتراض گشودند، منافقان مى خواستند به این وسیله روحیه مسلمانان را تخریب کنند، لذا بلافاصه آیه نازل گردید، و ضمن بشارت به انجام عمره در آینده، در نهایت آرامش و امنیت خبر از پیروزى نزدیکترى نیز داد.
و اینکه بعضى احتمال داده اند مراد از فتح قریب صلح حدیبیه باشد بسیار بعید به نظر میرسد زیرا اطلاق عنوان «فتح» بر «صلح» بسیار بعید است.
بنابراین کلمه «قریب» تناسب با این دارد که به مسلمانانى که از صلح حدیبیه ناراحت بودند بشارت داده شود که به همین زودى فتح و پیروزى قابل ملاحظه اى نصیب آنان خواهد شد.
خلاصه با توجه به نکات بالا آیه شریف متضمّن دو پیشگوئى آشکار است:
1 ـ ورود مسلمانان به مکه و انجام عمرة القضاء با آرامش خاطر (آمِنینَ مُحَلِّقینَ رُؤُسَکُمْ وَ مُقَصِّرینَ لا تَخافُونَ) که قرآن با قاطعیت نه با ذکر احتمال بشارت آنرا داده، در حالى که در آن شرایط هیچگاه این موضوع مخصوصاً با قید امنیت و عدم خوف، قابل پیش بینى نبود.
2 ـ فتح قلعه هاى مستحکم و نیرومند خیبر.

3 ـ با تمام مشکلات در این جنگ پیروز مى شوید

وَ إِذْ یَعِدُکُمُ اللّهُ إِحْدَى الطّائِفَتَیْنِ أَنَّها لَکُمْ وَ تَوَدُّونَ أَنَّ غَیْرَ ذاتِ الشَّوْکَةِ تَکُونُ لَکُمْ وَ یُریدُ اللّهُ أَنْ یُحِقَّ الْحَقَّ بِکَلِماتِهِ وَ یَقْطَعَ دابِرَ الْکافِرینَ (انفال ـ 7)
«بخاطر بیاورید زمانى را که خداوند به شما وعده میداد که بر یکى از دو طایفه (لشکر قریش، یا کاروان تجارت آنها) پیروز خواهید شد، و شما دوست میداشتید طایفه غیر مسلح (کاروان تجارت) براى شما باشد (و تنها با آنها روبرو شوید) ولى خدا میخواهد حق را آشکار سازد و کافران (مشرکان) را ریشه کن کند (و آئین بت پرستى را براندازد)».
این آیه بطور مسلّم درباره جنگ بدر نازل شده، و آیات قبل و بعد آن نیز به این حقیقت گواهى میدهند.
این آیه مشتمل بر وعده صریحى است که خداوند پیش از جنگ بدر به مسلمان داده، این وعده، وعده پیروزى بر دشمنان بوده که آیه آن را یادآورى میکند.
توضیح اینکه: طبق نوشته مورّخان، ابوسفیان بزرگ «مکه» در رأس کاروان عظیمى که در حدود 50 هزار دینار مال التجاره با خود حمل مى کرد و متعلق به جمعى از بزرگان مکه و خودش بود از شام بازمى گشت.
پیغمبر (ص) به یاران خود دستور داد آماده حرکت شوند، و با مصادره کردن اموال مزبور قدرت اقتصادى دشمن را درهم بشکنند.
ابوسفیان از جنبوجوشى که در مدینه به این خاطر پدید آمده بود به وسیله دوستان خود به زودى آگاه شد، و پیکى با عجله و شتاب تمام به مکه فرستاد تا اهل مکه را از خطر مهمى که کاروان را تهدید مى کرد آگاه نمایند.
نماینده مزبور با حالت وحشت آمیزى به مکه آمد و اهل مکه را به شدت تحریک کرد، و از اهمیت خطرى که سرمایه هاى آنها را تهدید مى نمود، آگاه ساخت.
در مدت کوتاهى 950 نفر از بزرگان و افراد عادى مکه با 700 شتر و یکصد رأس اسب به حرکت درآمدند، فرمانده لشکر «ابوجهل» بود، سرجنبانان مکه، مردم را تهدید کردند که آن کسانى که بتوانند به میدان بروند و خوددارى کنند خانه هاى آنها را ویران خواهیم نمود!.
از طرفى کاروان ابوسفیان براى رهائى از دست جنگجویان اسلام تغییر مسیر داد، و از بیراهه حرکت کرد، تا خود را از منطقه خطر دور سازد.
پیامبر (ص) با 313 نفر نزدیک سرزمین «بدر» که منزلگاهى در میان مکه و مدینه بود رسید. در اینجا بود که از جریان حرکت لشکر نیرومند قریش از مکه آگاه شد، با یاران خود مشورت کرد که آیا به تعقیب کاروان پردازند، یا در برابر لشکر دشمن بایستند؟
عدّه اى موافقت به مقابله با دشمن کردند ولى جمعى دیگر در باطن مایل به تعقیب کاروان بودند، زیرا آمادگى کافى براى مقابله با ارتش نیرومند دشمن در خود نمى دیدند.
در اینجا پیامبر (ص) فرمان حرکت به سوى دشمن را داد، و لشکر کوچک اسلام به سوى سرزمین بدر به حرکت درآمد (بدر نام چاهى است و میگویند در اصل نام صاحب آن چاه بوده که بعداً بر آن چاه و سپس بر آن سرزمین نهاده شده است).
و فرمود: «خداوند به من وعده داده است که یکى از این دو طایفه از آن ماست، و ما بر آنها پیروز خواهیم شد گویا محل کشته شدن ابوجهل و... را مى بینیم».
بالاخره دو لشکر در برابر یکدیگر قرار گرفتند و پس از مبارزه هیجان انگیزى که شرح آن در تواریخ اسلام آمده، این جنگ به پیروزى کامل مسلمانان و شکست کامل دشمنان نیرومند انجامید، و با دادن 70 نفر تلفات و 70 نفر اسیر، بقیه فرار کردند (این جنگ در سال دوم هجرى روز 17 رمضان اتفاق افتاد).