قرآن و آخرین پیامبر

آیت الله مکارم شیرازی

تلاش براى کسب حوادث آینده

1 ـ شکست رومیان و پیروزى مجدد آنها

الم ـ غُلِبَتِ الرُّومُ ـ فی أَدْنَى اْلأَرْضِ وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَیَغْلِبُونَ ـ فی بِضْعِ سِنینَ لِلّهِ اْلأَمْرُ مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ بَعْدُ وَ یَوْمَئِذ یَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ ـ بِنَصْرِ اللّهِ یَنْصُرُ مَنْ یَشاءُ وَ هُوَ الْعَزیزُ الرَّحیمُ ـ وَعْدَ اللّهِ لا یُخْلِفُ اللّهُ وَعْدَهُ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النّاسِ لا یَعْلَمُونَ (روم ـ 1 تا6).
«رومیان در نزدیکترین سرزمین (به جزیرة العرب) مغلوب شدند ولى آنها بزودى پیروز خواهند شد، چند سال بیشتر طول نمى کشد، کارها پیش از این و بعد از این همه بدست خدا است، و در آن روز مؤمنان از نصرت الهى (و پیروزى که نصیب خودشان نیز خواهد شد) خوشحال مى شوند خداوند هر کس را بخواهد یارى میکند و او توانا و مهربان است. این وعده الهى است، و هیچگاه وعده الهى تخلف نمى پذیرد، ولى بیشتر مردم نمى دانند».
بطوریکه مى بینیم در این آیات با صراحت و قاطعیت تمام از دو پیروزى خبر داده شده: یکى پیروزى رومیان، و دیگرى پیروزى مسلمانان پاره اى از خصوصیات این دو حادثه نیز ضمن این پیشگوئى آمده است، و آن اینکه این دو حادثه در فاصله اى میان سه تا نه سال آینده رخ خواهد داد (کلمه بضع در لغت عرب به عدد 3 تا 9 گفته میشود).
ضمناً تأکید شده که این وعده قطعى و تخلف ناپذیر الهى است و مسلماً روى خواهد داد.

اما اصل جریان

هنگامى که مسلمانان در مکه بودند و ظاهراً در نهایت ضعف و ناتوانى در برابر آینده اى تاریک و مبهم به سر مى بردند و اشراف قریش تسلّط فرعونى عجیبى بر مکه و اطراف آن داشتند، جنگى میان «ایرانیان» و «رومیان» درگرفت که منجر به شکست رومیان شد.
این جنگ در نزدیکى مرزهاى شبه جزیره عربستان روى داد.
دشمنان اسلام در محافل مختلف نشستند، و این حادثه را به فال نیک براى خود، و فال بد براى مسلمین گرفتند، زیرا معتقد بودند مسیحیان قدر مشترکى با مسلمانان دارند (قرآن عیسى را به عظمت یاد میکرد) همانطور که آنها از ایرانیان شکست خوردند، دار و دسته محمد (ص) هم به زودى نابود خواهند شد!.
این موضوع بر مسلمانان که در حالت بحران روانى خاصّى قرار داشتند گران آمد، در همین حال آیات بالا نازل گردید.
در این آیات ـ همانطور که اشاره کردیم ـ چند موضوع بچشم مى خورد:
1 ـ خبر از پیروزى قطعى رومیان (وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَیَغْلِبُونَ).
2 ـ خبر از پیروزى مسلمانان بر کفّار، مقارن همان زمان (وَ یَوْمَئذ یَفْرَحُ المُؤمِنُونَ بِنَصْر اللّه).
3 ـ این حادثه ضمن چند سال آینده (سه تا نه سال) به وقوع خواهد پیوست (فی بِضْعِ سِنینَ).
4 ـ تصریح به قطعى بودن این وعده (لا یُخْلِفُ اللّهُ وَعْدَهُ).
هنوز نه سال نگذشته بود که این دو حادثه عیناً انجام یافت: رومیان در نبرد دیگرى بر ایرانیان پیروز شدند، و مقارن آن در روز جنگ بدر (و طبق پاره اى از تواریخ صلح حدیبیه) پیروزى مسلمانان بر دشمنان آشکار گردید.
جالب توجه اینکه این وعده در میان مسلمانان به قدرى قطعى و مسلّم بود که بعضى از مسلمانان با منکران در این باره شرط بندى کرده بودند، از جمله «ابوبکر» با «ابى بن خلف» بر سر این موضوع شرط بندى نمود.(118)
اکنون باید فکر کرد مسلماً پیروزى رومیان که تفوّق چشمگیر قاطعى بر سپاه ایران نداشتند، آن هم در طى چند سال، و مقارن آن پیروزى سپاه اسلام بر دشمنان نیرومند براى هیچ مردى سیاسى قابل پیش بینى نبود.
تازه به فرض اینکه چنین امرى قابل پیش بینى باشد حتماً باید با قید احتیاط و به صورت احتمال ـ آنچنان که عادت سیاستمداران و مفسران سیاسى است ـ ذکر شود نه با آن لحن قاطع و صریح و غیر قابل بازگشت.
به راستى اگر کسى متّکى به یک نیروى معنوى مافوق طبیعى نباشد چگونه جرأت میکند با آن قاطعیت خبر از دو حادثه بزرگ نظامى در آینده نزدیک بدهد در حالى که قرائن قطعى براى آن ظاهراً وجود نداشته باشد؟ اگر این وعده قطعى خلاف از آب درآید آیا بزرگترین حربه به دست دشمن نخواهد افتاد؟
ابنها دلیل بر این است که پیامبر از جاى دیگرى دلگرم بوده است.