قرآن و آخرین پیامبر

آیت الله مکارم شیرازی

آزادى و امنیت

رابعاً ـ آزادى را با امنیت که مکمّل آن است آمیخته، و آنقدر به امنیت اهمیت داده که ناامنى را حتى از قتل نفس مهمتر میداند: وَ الْفِتْنَةُ أَکْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ (بقره ـ 217): «فتنه و آشوب و ناامنى از قتل هم بالاتر است.»
قرآن تنها به امنیت مالى و جانى قناعت ننموده، بلکه دو نوع امنیت دیگر نیز به آن «افزوده است: امنیت از نظر حیثیت و آبروى افراد و از آن بالاتر امنیت در محیط افکار دیگران: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثیرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضًا (حجرات ـ 12)
این نوع چهارم امنیت (امنیت از گمان بد در حق دیگران، و امنیت در منطقه ذهن و فکر دیگران) در هیچ یک از قوانین جهان امروز دیده نمیشود، و دلیل آن هم روشن است زیرا قوانین مادى هیچ گونه ضمانت اجرائى براى چنین حکمى نمى تواند داشته باشد، لذا مجبور است از آن چشم بپوشد.
ولى قوانین آسمانى چون داراى پشتوانه معنوى و درون ذاتى هستند در این قسمت قابل اجرا مى باشد.
و به این ترتیب اسلام مؤکداً دستور میدهد که هیچکس درباره دیگرى گمان بد نبرد، و او را بدون دلیل در دادگاه ذهن خود محکوم ننماید، بلکه شخصاً باید مانند یک «وکیل مدافع دلسوز» در برابر این دادگاه، بپاخیزد، و اعمال برادران دینى خود را توجیه کند، و با احتمالات و تفسیرات گوناگون آنها را تبرئه نماید!.
محیطى که این امنیتهاى چهارگانه بر آن سایه افکنده است محیطى آرام، آزاد، لذت بخش و قابل زندگى است.

اعطاى حداکثر شخصیت

خامساً ـ براى به کار انداختن خلّاق درونى، و تربیت و پرورش انسان به او حداکثر شخصیت را داده، مقام او را چنان بالا برده که مى گوید او از فرشتگان هم والاتر است، و بعکس آنهائى که مى گویند حد فاصل میان انسان و حیوان ناچیز است و درّه اى را که میان او و حیوانات بود ما پر کرده ایم(117)، مى گوید: او آفرینش خاصى دارد و یک روح الهى در او دمیده شده، و موهبتهاى عظیمى او را دربر گرفته و بر دیگر موجودات این جهان برترى داده شده است: «... وَ نَفَخْتُ فیهِ مِنْ رُوحی» (حجر ـ 29) «و در او از روح خود (روحى شایسته و بزرگى) دمیدم.»
وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنی آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى کَثیر مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضیلاً (اسراء ـ 70): «و فرزندان آدم را گرامى داشتیم و در خشکى و دریا وسیله حمل و نقل آنها را فراهم ساختیم، و از چیزهاى پاکیزه بآنها روزى دادیم و آنها را بر بسیارى از مخلوقات خود برترى بخشیدیم.»

اعجاز قرآن از نظر خبرهاى غیبى و پیشگوئیهاى صریح

انسان همیشه میخواسته از حوادث آینده باخبر شود، و همواره در این راه کوشیده است، ولى على رغم این تشنگى و عطش سوزانى که نسبت به این موضوع داشته، و على رغم آن همه تلاشها و کوششهائى که براى رسیدن به این هدف به خرج داده، هیچگاه وسیله قابل اطمینانى براى دریدن پرده هاى ضخیمى که میان او و آینده افتاده است به دست نیاورده.
همین علاقه شدید او نسبت به آگاهى از حوادث آینده است که بازار «غیبت گویان» و «کاهنان» و «منجّمان» بلکه «فالگیران» و «طالع بینان» را گرم ساخته است.
اما هیچ یک از اینها نتوانسته است روح تشنه او را سیراب کند و تسکین بخشد، چه اینکه قسمتى از اینها ـ به گواهى تجربه ـ تلاشهائى براى اغفال مردم و کسب درآمدى از این رهگذر بوده است.
و قسمتى دیگر جنبه کلى گوئى داشته که اطلاع بر آن براى همه ممکن بوده است، نه چیزى بر معلومات انسان مى افزاید و نه رازى را فاش میکند مانند بسیارى از پیشگوئیهاى منجّمان و ارباب تقاویم که: «فوت یکى از بزرگان ـ خوبى حال بعضى از رجال ـ اغتشاش در بعضى نواحى ـ رواج بازار بعضى اجناس ـ شیوع پاره اى از بیماریها ـ آمدن بارانهاى نافع در بعضى بلاد و...» را همه سال یا در ماههاى مناسب پیش بینى میکنند.
در حالى که همه میدانیم آگاهى بر این گونه مسائل نیازى به رصد نشستن و مطالعه اوضاع کواکب ندارد، این حوادث در هر سال و هر ماه مناسب در یکى از نقاط این جهان پهناور اتفاق مى افتد و از قبیل توضیح واضح است.
* گاهى نیز از این پیشگوئیها براى «منظورهاى سیاسى» بهره بردارى میکنند، در جنگهاى جهانى پیشگویان و منجّمان هر یک از دو طرف جنگ، پیشگوئیهائى به نفع ط رف خود مى نمود و در جنگهاى اخیر خاورمیانه نیز از این پیشگوئیها کم و بیش ابراز میشد!.
* ممکن است افراد تیز هوش و پر استعدادى نیز روى قرائن دقیق و پیچیده اى که افراد دیگر از فهم آن عاجزند حدسیاتى نسبت به حوادث آینده بزنند که قسمتهاى زیادى از آن درست از آب درآید، ولى این هم یک موضوع خارق العاده نیست، با این حال آنها نیز نمى توانند حوادث را بطور صد در صد قطعى و با ذکر جزئیات و خصوصیات پیش بینى کنند.
* از اینها گذشته اطلاع اجمالى بر حوادث آینده، بر اثر ارتباطات مرموزى که براى ما روشن نیست نیز کم و بیش امکان دارد ـ همانطور که از بعضى کاهنان نقل میکنند ـ اما اطلاعاتى که از این طریق به دست مى آید نیز بطور کامل قابل اطمینان نیست، زیرا گاهى درست، و بسیارى از اوقات نادرست از آب درمى آید.
از این بیان چنین نتیجه مى گیریم که اگر کسى حقایقى را بطور قطع، و با ذکر خصوصیات و جزئیات، پیشگوئى کند، و قرائن موجود هم هرگز براى چنان پیشگوئى دقیق کافى نباشد، نه در یک مورد بلکه در موارد زیادى پیشگوئى او صحیح باشد، معلوم میشود او از مبدأ دیگرى الهام مى گیرد، و به نقطه اى مافوق جهان طبیعت ارتباط دارد.
اکنون به قرآن مجید بازمى گردیم و نمونه هایى از اخبار غیبى قرآن و پیشگوئیهائى را که به مناسبتهائى در قرآن آمده، مورد بررسى قرار میدهیم، و از دریچه دیگر به سوى اعجاز قرآن مى نگریم: