قرآن و آخرین پیامبر

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

سرچشمه فساد

ثانیاً ـ قرآن استعمار و استثمار انسان را بوسیله انسان، سرچشمه فساد در روى زمین میداند، و آنرا به شدت محکوم میکند: إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِی اْلأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَها شِیَعًا یَسْتَضْعِفُ طائِفَةً مِنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْناءَهُمْ وَ یَسْتَحْیی نِساءَهُمْ إِنَّهُ کانَ مِنَ الْمُفْسِدینَ (قصص ـ 4): «فرعون در روى زمین طغیان نمود و اهل آنرا به دسته ها و طبقه ها تقسیم کرد، جمعى از آنها را ناتوان (و اسیر و مستعمره خود) مى شمرد، پسرانشان را بقتل میرساند (تا نیروى فعال انسانى آنها را نابود کند) و دخترانشان را (براى خدمت) زنده نگه میداشت، حقاً او از مفسدان بود».
قرآن مى گوید; حکومت روى زمین حق صاحبان زر و زور نیست، بلکه حق خاص «بندگان صالح خدا» است: أَنَّ اْلأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصّالِحُونَ (انبیاء ـ 105) «بندگان شایسته ام وارث (حکومت) زمین خواهند شد».

همه جهان یک کشور است

ثالثاً ـ مرزهاى قراردادى و ساختگى که یکى از موانع بزرگ آمیزش اقوام و ملل، و سبب بروز ناهماهنگیها در بخشهاى مختلف جهان، و یکى از علل تقسیم کشورهاى دنیا به کشورهاى «توسعه یافته» و «عقب مانده» و «در حال توسعه» است، و بالاخره یک نوع عامل سلب آزادى مى باشد، از میان برداشته و آنها را به رسمیت نمى شناسد.
همه دنیا را کشور واحد و ملک خدا میداند و مى گوید: یا عِبادِیَ الَّذینَ آمَنُوا إِنَّ أَرْضی واسِعَةٌ فَإِیّایَ فَاعْبُدُونِ (عنکبوت ـ 56): «اى بندگان با ایمان من، زمین من گسترده و پهناور است (هر کجا میخواهید بروید) و مرا پرستش کنید».
و به این ترتیب به انسان آزادى در مسیر بندگى خدا، و در راه کمال مطلق، داده است.

آزادى و امنیت

رابعاً ـ آزادى را با امنیت که مکمّل آن است آمیخته، و آنقدر به امنیت اهمیت داده که ناامنى را حتى از قتل نفس مهمتر میداند: وَ الْفِتْنَةُ أَکْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ (بقره ـ 217): «فتنه و آشوب و ناامنى از قتل هم بالاتر است.»
قرآن تنها به امنیت مالى و جانى قناعت ننموده، بلکه دو نوع امنیت دیگر نیز به آن «افزوده است: امنیت از نظر حیثیت و آبروى افراد و از آن بالاتر امنیت در محیط افکار دیگران: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثیرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضًا (حجرات ـ 12)
این نوع چهارم امنیت (امنیت از گمان بد در حق دیگران، و امنیت در منطقه ذهن و فکر دیگران) در هیچ یک از قوانین جهان امروز دیده نمیشود، و دلیل آن هم روشن است زیرا قوانین مادى هیچ گونه ضمانت اجرائى براى چنین حکمى نمى تواند داشته باشد، لذا مجبور است از آن چشم بپوشد.
ولى قوانین آسمانى چون داراى پشتوانه معنوى و درون ذاتى هستند در این قسمت قابل اجرا مى باشد.
و به این ترتیب اسلام مؤکداً دستور میدهد که هیچکس درباره دیگرى گمان بد نبرد، و او را بدون دلیل در دادگاه ذهن خود محکوم ننماید، بلکه شخصاً باید مانند یک «وکیل مدافع دلسوز» در برابر این دادگاه، بپاخیزد، و اعمال برادران دینى خود را توجیه کند، و با احتمالات و تفسیرات گوناگون آنها را تبرئه نماید!.
محیطى که این امنیتهاى چهارگانه بر آن سایه افکنده است محیطى آرام، آزاد، لذت بخش و قابل زندگى است.