قرآن و آخرین پیامبر

آیت الله مکارم شیرازی

کیفر به تنهائى کافى نیست، پاداش هم لازم است

در قوانین امروز تقریباً هیچگاه براى کسانى که عمل به قانون میکنند. پاداشى تعیین نمى گردد، و اجراى قوانین را به عنوان دینى بر عهده آنها میدانند که هیچگونه چشم داشتى در برابر آن نباید داشته باشد.
گر چه از نظر منطقى هم این حساب درست است، و در واقع هر کس متعهد و مدیون است در برابر این واقعیت که دیگران قوانین را در حق او رعایت مى کنند، او هم قوانین را درباره آنها محترم بشمارد، در واقع در مقابل امنیتى که در پرتو قانون یافته، این دین را نیز بر ذمه گرفته است این همان دینى است که «سقراط» به هنگام نوشیدن جام «شوکران» به آن مى اندیشید و به آن احترام مى گذاشت.
ولى با این حال این منطق تنها مى تواند «عقل» انسان را راضى کند، و از ارضاى «عواطف» او عاجز است، به علاوه این محاسبات براى افرادى همچون «سقراط» قابل درک است و افراد عادى درست از آن سردر نمى آورند.
آنها انتظار دارند براى اجراى قوانین و تسلیم در برابر آن پاداشى دریافت دارند، و بدون آن گویا یک بخش از ضمانت اجرائى قوانین را ناقص مى یابند(116).
این قوانین که تنها متخلف را کیفر میدهد و براى عاملین به قانون پاداشى نمى دهد به عمارتى میماند که فقط بعضى اطراف آن دیوار داشته باشد، دیوارى محکم و استوار، در حالى که بعضى جوانب دیگر آن به کلى فاقد دیوار باشد، در چنین عمارتى مسلماً احساس امنیت نمى شود.
اما در مورد قوانین اسلامى که طرح آن را قرآن ریخته از نظر ضمانت اجراء امکانات زیادى وجود دارد و به اصطلاح دست قانونگذار از این نظر کاملا باز است، زیرا:
اولا ـ راه پیشگیرى از جرائم از طریق دمیدن روح ایمان در افراد و ایجاد اعتقاد به یک سیستم مراقبت دائمى و همیشگى، و در هر مکان، هر شرائط، کاملا باز است.
قرآن، تصریح میکند آثار عمل هر قدر کم و کوچک باشد، در دست و پا و چشم گوش و زمین، باقى میماند، و اینها در روز رستاخیز گواهى خواهند بود.
علاوه بر اینکه بدون اینها نیز خداوند از اسرار درون و برون همه موجودات حتى در دورترین اعماق آسمان باخبر است، و اصولا براى او، درون و برون، و دور و نزدیک مفهومى ندارد، و با همه کس در همه جا هست، و این عقیده و ایمان را با عبادات و نیایشهاى روزانه زنده نگه میدارد.
ثانیاً ـ براى اطاعت از قوانین پاداشهاى فراوانى که روح انسان را مى تواند کاملا سیراب کند قائل شده است، بنابراین ضمانت اجرائى آنها تنها مسئله «کیفر» نیست بلکه «پاداش» هم در این زمینه نقش فعالى دارد.
جالب توجه اینکه پاداش هر عمل نیک و اطاعت از قوانین را ده برابر تعیین نموده، در حالى که کیفر را براى رعایت عدالت همانند نوع تخلّف و مقدار و تعداد آن قرار داده است: مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّیِّئَةِ فَلا یُجْزى إِلاّ مِثْلَها (انعام ـ 160).
افق و دایره پاداشهاى معنوى قرآن به قدرى وسیع است که هر خیر و برکتى را در مقیاس بى نهایت دربر مى گیرد: وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَة مِنْ رَبِّکُمْ وَ جَنَّة عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ اْلأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقینَ (آل عمران ـ 133): «سبقت بگیرید بسوى آمرزش پروردگارتان، و بسوى بهشتى که وسعت آن پهنه آسمان و زمین را فرا میگرد، و براى پرهیزگاران آماده شده است.»
ثالثاً ـ کیفرهاى معنوى و مادى را بهم آمیخته، و با وارد ساختن کیفرهاى اخلاقى و وجدانى و روانى در این قسمت، معجون خاصى که اثر آن در ذائقه روح دیر پاى و عمیق باشد ساخته است مثلا در مورد قتل عمدى مى گوید:
وَ مَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِدًا فیها وَ غَضِبَ اللّهُ عَلَیْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذابًا عَظیمًا (نساء ـ 93): «کسیکه انسان با ایمانى را از روى عمد به قتل برساند کیفر او دوزخ است و براى همیشه در آن میماند، و خشم خدا او را فرو میگیرد و از رحمت خودش او را دور میسازد و عذاب عظیمى براى او فراهم ساخته است». علاوه بر این قصاص را تشریع نموده و اجازه میدهد قاتل را به قتل برسانند و کسیکه عضو بدن کسى را به عمد ناقص ساخته همان عضو او را ناقص کنند: فَمَنِ اعْتَدى عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى عَلَیْکُمْ (سورهِ بقره، 94) «هر کس به شما تعدّى کند، به همان مقدار قصاص کنید».

ضمانت اجرائى قوانین اسلام

یک سیستم صحیح اجرائى بستگى کاملى به وضع مأموران اجرا و کیفیت و کمیّت شرایط آنها دارد، در حکومت اسلامى که بر اساس قوانین قرآن پى ریزى میشود علاوه بر نظارت خصوصى بر اجراى صحیح قوانین بوسیله کارکنان حکومت به مقتضاى «وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ (آل عمران ـ 104) یک نظارت عمومى نیز ترتیب داده شده، به مقتصاى این نظارت عمومى همه موظّف بر نظارت براى اجراى صحیح قوانین هستند و باید آن را به عنوان یک فریضه بزرگ و مقدس انجام دهند.

ضمانت درون ذاتى

این نوع نظارت که مى تواند در مناطق وسیعى نفوذ کند که مأموران خصوصى هرگز قادر به کنترل آن نیستند، و با این حال هیچگونه هزینه اى هم لازم ندارد تنها براى قوانینى امکان پذیر است که از ضمانت اجرائى هاى درون ذاتى ـ همچون ایمان ـ برخوردار و در غیر این گونه قوانین چنین نظارتهائى ابداً مفهوم ندارد.
و با توجه به اینکه تعداد ناظران خصوصى تقریباً یک در هزار یا کمتر است، و با توجه به اینکه محدودیتهاى فراوانى براى نظارت آنها وجود دارد، مثلا حق ورود در اماکن خصوصى و منازل، جز با یک سلسله تشریفات مخصوص قانونى ندارند، و نیز با توجه به اینکه آنها وظیفه نظارت را به عنوان یک شغل و وسیله زندگى انجام میدهند، فعالیتهاى آنها طبعاً نارسا و ناقص است.
تنها دستور «نظارت عمومى» است، آن هم نظارتى بر پایه انگیزه هاى درون ذاتى، که مى تواند با ضمیمه شدن به سازمان «نظارت خصوصى» کمبودهاى آنرا برطرف سازد.
قابل توجه اینکه قرآن براى اجراى این مقصود نه تنها مسئله امر به معروف و نهى از منکر را تشریع نموده، بلکه افراد را موظّف ساخته که اطلاعات خود را براى حمایت ستمدیدگان به عنوان گواه و شاهد در اختیار دادگاه اسلامى قرار دهند و کتمان شهادت را براى همه کس (به هنگامى که دادگاه مطالبه کند) گناه بزرگى شمرده است: وَ لا تَکْتُمُوا الشَّهادَةَ وَ مَنْ یَکْتُمْها فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ (بقره ـ 283).