قرآن و آخرین پیامبر

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

ضمانت اجرائى قوانین از نظر قرآن و دنیاى امروز

هر قانونى به تنهائى اثرى بیش از یک اندرز و نصیحت بدون ذکر دلیل ندارد، و لذا هیچ قانونى در حدّ ذات خود تنها ارزش ذهنى و فکرى دارد، و براى اینکه ارزش اجتماعى پیدا کند نیازمند به پشتوانه اى است که افراد را ملزم به تبعیت از آن نماید، این پشتوانه را «ضامن اجراء» مى گویند.
هر قدر ضمانت اجرائى یک قانون قویتر و محکمتر، و در عین حال عادلانه تر باشد ارزش اجتماعى آن قانون بیشتر است.
باید اعتراف کرد که دنیاى امروز مخصوصاً براى اجراى قوانین خود در بن بست سختى گرفتار است، از یک طرف ضمانت اجرائى ممکن، چیزى جز مجازاتها و کیفرها نیست، و از طرف دیگر کیفرهاى سخت و سنگین ـ حتى در مواردى که عادلانه هم به نظر میرسد ـ عواطف جمع کثیرى را جریحه دار میکند، و لذا دائماً به بهبود وضع زندانها، و تخفیف مجازاتها، و حذف مجازاتهائى مانند «مجازات اعدام» اگر چه در برابر فجیع ترین قتلها و جنایات باشد، توصیه مى کنند.
محروم بودن از ضمانت اجرائى درونى و عاطفى، و ضعف ضمانت اجرائى مادى و خارجى، سبب بروز انواع قانون شکنى ها، و تخلفها و بى اعتنائى بقوانین شده، و نشانه آن توسعه دائمى تشکیلات قضائى در جهان امروز است.
ضمانت اجرائى در جهان امروز منحصر به جریمه هاى مالى، زندان و تبعید با شرایط نسبتاً سهل و در موارد کمى تنبیهات بدنى از قبیل شلاق زدن است، که هیچ کدام نتیجه مطلوبى نداده است.
مطمئناً ادامه این وضع براى مردم جهان ارزان تمام نخواهد شد، و بهاى فوق العاده سنگینى که همان از دست دادن امنیت اجتماعى است در برابر آن خواهند پرداخت، نمونه بارز این موضوع را در پیشرفته ترین کشورهاى صنعتى مى توان مشاهده کرد.

کیفر به تنهائى کافى نیست، پاداش هم لازم است

در قوانین امروز تقریباً هیچگاه براى کسانى که عمل به قانون میکنند. پاداشى تعیین نمى گردد، و اجراى قوانین را به عنوان دینى بر عهده آنها میدانند که هیچگونه چشم داشتى در برابر آن نباید داشته باشد.
گر چه از نظر منطقى هم این حساب درست است، و در واقع هر کس متعهد و مدیون است در برابر این واقعیت که دیگران قوانین را در حق او رعایت مى کنند، او هم قوانین را درباره آنها محترم بشمارد، در واقع در مقابل امنیتى که در پرتو قانون یافته، این دین را نیز بر ذمه گرفته است این همان دینى است که «سقراط» به هنگام نوشیدن جام «شوکران» به آن مى اندیشید و به آن احترام مى گذاشت.
ولى با این حال این منطق تنها مى تواند «عقل» انسان را راضى کند، و از ارضاى «عواطف» او عاجز است، به علاوه این محاسبات براى افرادى همچون «سقراط» قابل درک است و افراد عادى درست از آن سردر نمى آورند.
آنها انتظار دارند براى اجراى قوانین و تسلیم در برابر آن پاداشى دریافت دارند، و بدون آن گویا یک بخش از ضمانت اجرائى قوانین را ناقص مى یابند(116).
این قوانین که تنها متخلف را کیفر میدهد و براى عاملین به قانون پاداشى نمى دهد به عمارتى میماند که فقط بعضى اطراف آن دیوار داشته باشد، دیوارى محکم و استوار، در حالى که بعضى جوانب دیگر آن به کلى فاقد دیوار باشد، در چنین عمارتى مسلماً احساس امنیت نمى شود.
اما در مورد قوانین اسلامى که طرح آن را قرآن ریخته از نظر ضمانت اجراء امکانات زیادى وجود دارد و به اصطلاح دست قانونگذار از این نظر کاملا باز است، زیرا:
اولا ـ راه پیشگیرى از جرائم از طریق دمیدن روح ایمان در افراد و ایجاد اعتقاد به یک سیستم مراقبت دائمى و همیشگى، و در هر مکان، هر شرائط، کاملا باز است.
قرآن، تصریح میکند آثار عمل هر قدر کم و کوچک باشد، در دست و پا و چشم گوش و زمین، باقى میماند، و اینها در روز رستاخیز گواهى خواهند بود.
علاوه بر اینکه بدون اینها نیز خداوند از اسرار درون و برون همه موجودات حتى در دورترین اعماق آسمان باخبر است، و اصولا براى او، درون و برون، و دور و نزدیک مفهومى ندارد، و با همه کس در همه جا هست، و این عقیده و ایمان را با عبادات و نیایشهاى روزانه زنده نگه میدارد.
ثانیاً ـ براى اطاعت از قوانین پاداشهاى فراوانى که روح انسان را مى تواند کاملا سیراب کند قائل شده است، بنابراین ضمانت اجرائى آنها تنها مسئله «کیفر» نیست بلکه «پاداش» هم در این زمینه نقش فعالى دارد.
جالب توجه اینکه پاداش هر عمل نیک و اطاعت از قوانین را ده برابر تعیین نموده، در حالى که کیفر را براى رعایت عدالت همانند نوع تخلّف و مقدار و تعداد آن قرار داده است: مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّیِّئَةِ فَلا یُجْزى إِلاّ مِثْلَها (انعام ـ 160).
افق و دایره پاداشهاى معنوى قرآن به قدرى وسیع است که هر خیر و برکتى را در مقیاس بى نهایت دربر مى گیرد: وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَة مِنْ رَبِّکُمْ وَ جَنَّة عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ اْلأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقینَ (آل عمران ـ 133): «سبقت بگیرید بسوى آمرزش پروردگارتان، و بسوى بهشتى که وسعت آن پهنه آسمان و زمین را فرا میگرد، و براى پرهیزگاران آماده شده است.»
ثالثاً ـ کیفرهاى معنوى و مادى را بهم آمیخته، و با وارد ساختن کیفرهاى اخلاقى و وجدانى و روانى در این قسمت، معجون خاصى که اثر آن در ذائقه روح دیر پاى و عمیق باشد ساخته است مثلا در مورد قتل عمدى مى گوید:
وَ مَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِدًا فیها وَ غَضِبَ اللّهُ عَلَیْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذابًا عَظیمًا (نساء ـ 93): «کسیکه انسان با ایمانى را از روى عمد به قتل برساند کیفر او دوزخ است و براى همیشه در آن میماند، و خشم خدا او را فرو میگیرد و از رحمت خودش او را دور میسازد و عذاب عظیمى براى او فراهم ساخته است». علاوه بر این قصاص را تشریع نموده و اجازه میدهد قاتل را به قتل برسانند و کسیکه عضو بدن کسى را به عمد ناقص ساخته همان عضو او را ناقص کنند: فَمَنِ اعْتَدى عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى عَلَیْکُمْ (سورهِ بقره، 94) «هر کس به شما تعدّى کند، به همان مقدار قصاص کنید».

ضمانت اجرائى قوانین اسلام

یک سیستم صحیح اجرائى بستگى کاملى به وضع مأموران اجرا و کیفیت و کمیّت شرایط آنها دارد، در حکومت اسلامى که بر اساس قوانین قرآن پى ریزى میشود علاوه بر نظارت خصوصى بر اجراى صحیح قوانین بوسیله کارکنان حکومت به مقتضاى «وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ (آل عمران ـ 104) یک نظارت عمومى نیز ترتیب داده شده، به مقتصاى این نظارت عمومى همه موظّف بر نظارت براى اجراى صحیح قوانین هستند و باید آن را به عنوان یک فریضه بزرگ و مقدس انجام دهند.