قرآن و آخرین پیامبر

آیت الله مکارم شیرازی

نخستین امتیاز

گفتیم اجتماع از نظر جامعه شناسى و حقوقى و مفاهیم انسانى ـ نه از نظر معنوى ـ تنها اجتماع مکانى و زمانى افراد گرد هم نیست، بلکه روح اجتماع همان پیوندهاى فکرى و اخلاقى و معنوى است که سرچشمه تعاون و همکارى و همگامى در مسیر مواهب مشترک و براى نیل به مواهب حیات مى باشد.
فرقى که یک مشت مصالح ساختمان (از قبیل آهن و آجر و...) که روى هم ریخته شده، با یک ساختمان مجهّز دارد چیست؟
در هر دو صورت اجتماع این اجزاء به معنى «گرد آمدن» حاصل است، اما با این تفاوت که در صورت دوم چسب و رابطه خاص، و تقسیم وظائف، و همکارى اجزاى مختلف براى انجام یک هدف مشترک وجود دارد، ولى در صورت نخست هیچ یک از اینها نیست.
تیرهاى آهن سقف را نگه میدارد، و آجرها پوشش لازم را فراهم میسازد. گچ خشونت و نازیبائى هاى آهن و آجر را مى پوشاند و دربها و دریچه هاى چوبى و آهنى به انسان امکان میدهد که از نور و هوا به مقدار مورد نظرش بهره بردارى کند.
در اجتماع انسانى نیز اگر «تنها» به گرد آمدن افراد دور هم، بدون هیچ گونه تفاهم و تعاون و همبستگى و روابط اخلاقى و معنوى، قناعت شود هیچ یک از منافع اجتماع گرفته نخواهد شد یعنى اصولا اجتماعى وجود نخواهد داشت.
و به این ترتیب مسلّم است اگر دو نفر با شرائط بالا گرد هم آیند اجتماعى تشکیل میدهند و اگر میلیونها نفر بدون شرایط بالا دور هم جمع شوند اجتماعى وجود نخواهد داشت!.
اکنون ببینیم قرآن براى ایجاد «پیوند» و «روح اجتماعى» از چه وسائلى استفاده کرده است؟
دقت در تعبیرات قرآن نشان میدهد که براى ایجاد این رابطه، نزدیک ترین راه را پیموده، و اخوت و برادرى را که نزدیکترین و عمیق ترین رابطه دو انسان با یکدیگر بر اساس مساوات و احترام متقابل است، اصل اساسى پیوند اجتماعى انسان ها شمرده است.
و این اخوت را، هم از نظر جسمانى ـ به خاطر بازگشت همه انسانها به یک پدر و مادر ـ و هم از نظر روحانى، به خاطر پیروى از یک مبدأ واحد فکرى، یعنى ایمان به خداوند یگانه و آئین و قانون واحد، معتبر شناخته است.
قرآن روى کلمه «رفیق» یا «همنوع» و مانند اینها که در دنیاى امروز به عنوان یک شعار مهم اجتماعى روى آنها تکیه میشود، تکیه نکرده، بلکه همه جا سخن از «برادرى» به میان آورده است، آیات زیر شاهد گویاى این مدعاست:
1 ـ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ (حجرات ـ 10): «مؤمنان برادر یکدیگرند، پس بین دو برادر خود صلح و آشتى برقرار سازید.»
2 ـ وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوانًا (آل عمران ـ 103): «بخاطر بیاورید نعمت خداوند را بر خود، هنگامیکه دشمن یکدیگر بودید، خداوند در میان دلهاى شما الفت ایجاد کرد، و به لطف و نعمت الهى برادر یکدیگر شدید.»
3 ـ وَ إِنْ تُخالِطُوهُمْ فَإِخْوانُکُمْ (بقره ـ 219): «اگر با یتیمان آمیزش داشته باشید آنها برادران شما هستند.»
4 ـ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا وَ ِلإِخْوانِنَا الَّذینَ سَبَقُونا بِاْلإیمانِ (حشر ـ 10): «پروردگارا ما و برادرانمان را که در ایمان از ما پیشى گرفتند بیامرز».
5 ـ قرآن یکى از صفات برجسته بهشتیان را همین «اخوت» شمرده آنجا که مى گوید: «وَ نَزَعْنا ما فی صُدُورِهِمْ مِنْ غِلِّ إِخْوانًا عَلى سُرُر مُتَقابِلینَ» (حجر ـ 47): «و ما هر گونه حسد و کینه را از سینه آنها برمى کنیم; در حالى که همه برادرند، و بر تخت ها رو به روى یکدیگر قرار دارند» (هم برادرند و هم برابر و این دو میتوانند بهشت را در همین دنیا نیز بوجود آورند.)

دو نوع برادرى اسلامى

در اسلام دو نوع برادرى دیده میشود یکى برادرى عمومى که تمام افراد مسلمان در آن مشترکند، و دیگرى برادرى خصوصى که از طریق عقد مواخاة (بستن پیمان برادرى) حاصل میشود، و هر کدام از این دو نوع اخوت، تعهدات و وظائفى را دربر دارد.
نمونه «اخوت خصوصى» همان است که پیغمبر گرامى اسلام (ص) 5 ماه یا 8 ماه بعد از آمدن به مدینه، میان یک دسته 45 یا 50 نفرى از مهاجران، با دسته دیگرى به همین تعداد از انصار برقرار ساخت، و میان بعضى از مهاجران نیز این معنى را ایجاد نمود.
از جمله طبق روایتى که میان دانشمندان اسلام مسلّم است عقد اخوت میان «خودش» و «على» (ع) بست.
این پیمان برادرى خصوصى اسلامى به قدرى عمیق و ریشه دار بود که حتى طبق پاره اى از روایات اسلامى اینگونه برادران از یکدیگر ارث نیز مى برند، تا بعد از غزوه بدر که آیه شریفه «اولو الارحام...» نازل گردید و منحصرصاً وارث خویشاوندان (در طبقات نخستین ارث) شدند.
و به این ترتیب قرآن بزرگترین سدّ تشکل اجتماعى که همان امتیازات مختلف از جمله امتیازات (نژادى)، (قبیله اى)، و (طبقاتى) بود برداشت، و راه را براى حکومت واحد جهانى در پرتو قانون واحدى هموار ساخت.
هم اکنون آثار این نوع تعلیمات را به هنگام مراسم حج که کلکسیونى از نژادها و زبانها و رنگهاى مختلف گرد هم مى آیند به خوبى مى توان مشاهده کرد که این افراد با اینکه کمتر قدر مشترک ظاهرى در میان آنها وجود دارد چگونه در برابر یکدیگر احساس یک نوع برادرى عمیق و ریشه دار میکنند.
این تربیت خاص در جهانى که مخصوصاً تبعیضات نژادى در آن به طرز قساوتمندانه اى هنوز حکومت میکند درخشندگى خاصى دارد.

تئورى و عمل

یک قانون خوب قانونى نیست که به هنگام تصور و یا تنظیم روى کاغذ، دل انگیز و جالب از آب درآید، و در اطاقهاى دربسته بنشینند و یک سلسله مواد دلپسند و به ظاهر مفید بهم تلفیق کنند.
یک قانون به معنى واقعى آن است که جنبه عملى داشته باشد، و از بوته آزمایش درست درآید، و الّا یک مشت خیالبافى بیش نخواهد بود.
اخوت اسلامى تنها جنبه فرضیه و تئورى نداشت و همانطور که میدانیم سنتهاى کهن قبیلگى را در هم کوبید، و فوق نژاد، و مناطق جغرافیائى، و زبان قرار گرفت.
در شبه جزیره اى که مظهر کامل پراکندگى و نفاق و تشتت بود، چنان وحدتى بوجود آورد که هرگز سابقه نداشت، و از آنجا به سایر نقاط آباد دنیاى آن روز نفوذ کرد و حکومت واحد عظیمى را روى ملتهاى مختلف، نژادهاى گوناگون و آداب و سنن فوق العاده متفاوت پایه گذارى نمود.
امکان تشکیل اجتماع واحد در میان عربها بسیار کم بود ـ براى توضیح این سخن ناچاریم بررسى بیشترى روى وضع اجتماعى محیط طلوع اسلام بکنیم، این بررسى نشان میدهد که زمینه فکرى و تربیتى و اجتماعى اعراب براى پذیرفتن چنین وحدتى بسیار نامساعد بود زیرا:
اولا ـ محیطهائى که به صورت قبیله اى اداره میشود از نامساعدترین محیطها براى پذیرش یک قانون و آئین واحد و متشکل است، در اینگونه محیطها هر قبیله واحد کوچک مستقلى را تشکیل میدهد که نه تنها در حفظ آداب و سنن خاص خود مى کوشد، و حتى در بسیارى از موارد از آمیختن خون قبیله خود به قبیله دیگر (از طریق ازدواج) جلوگیرى به عمل مى آورد بلکه رقابتها و نزاعهاى دائمى، کینه هائى که پدران و نیاکان قبیله، براى اخلاف به ارث گذارده شده، هر گونه امکان صلح و آشتى، تا چه رسد به وحدت و یگانگى را از میان مى برد.
ثانیاً ـ نبودن وسائل ارتباطى کافى، حتى وسائل کندرو آن روز، در چنان جامعه عقب افتاده اى خود یکى از موانع بزرگ وحدت بود، اگر مى بینیم در جهان امروز لااقل گفتگو از وحدت در میان است جاى تعجب نیست.
زیرا جاده هاى مرتب، خطوط هوائى منظم، وسائل نقلیه سریع، و وسائل ارتباطى فوق العاده مجهز الکترونیکى، چنین طرحى را ممکن و معقول ساخته است.
اما در دنیاى آن روز اصولا تصور وحدت اعراب حجاز، تا چه رسد به وحدت همه انسانها، و تشکیل یک حکومت عظیم عالمگیر مشکل بود.
کشورى که براى آوردن یک نامه یا یک فرمان از این سوى آن، به سوى دیگر، چند ماه وقت لازم داشته باشد چگونه کشورى ممکن است باشد؟!
ثالثاً ـ اساساً مردم بیسواد و عقب افتاده، به نسبت عقب ماندگى خود، زمینه فکرى نامساعدترى براى پذیرش وحدت دارند. به همین دلیل همیشه در جوامع عقب افتاده، حکومت، حکومت قبایل (واحدهاى کوچک اجتماعى) بوده، و تشکیل واحد بزرگى به نام «کشور» مدتها بعد صورت گرفته است.
هم اکنون نیز زندگى «اقوام وحشى» یا «نیمه وحشى» که در پاره اى نقاط جهان وجود دارد به همین صورت است.
روى این حساب مردم حجاز که از نظر فرهنگ در سطح بسیار پائینى قرار داشتند هرگز زمینه مساعدى براى پذیرفتن اخوّت اسلامى نداشتند.
رابعاً ـ براى پیاده کردن یک وحدت اجتماعى بزرگ نیاز به وحدت ایدئولوژیکى و عقیدتى است که از این هم در آن محیط با آن همه آداب و عقاید و افکار مشوّش و مختلف و متضاد خبرى نبود.
ولى با این همه مى بینیم قرآن به طرح خود، یعنى وحدت بر اساس ایمان و منهاى هر گونه تبعیض از نظر نژاد و قبیله و زبان و منطقه جغرافیائى، جامه عمل پوشانید، تمام آن مشکلات و موانع را پشت سر گذاشت و یک واحد عظیم اجتماعى بوجود آورد که قسمت عمده جهان متمدن آن روز را دربر مى گرفت، و ملت یکپارچه اى که هیچ وجه مشترکى جز در «انسانیت» و «ایمان به دکترین اسلام» نداشتند، تشکیل داد، و اقوام و مللى را که به خاطر تفاوت عادات و رسوم، نژاد، تاریخ، فرهنگ، و زبان تا آن روز در جامعه واحدى گرد نیامده بودند، با هم برادر ساخت.
آثار این وحدت که همان تراکم نیروهاى انسانى، و بالنتیجه پیشرفت در زمینه هاى مختلف اجتماعى، سیاسى، و فرهنگى باشد به زودى آشکار گردید