قرآن و آخرین پیامبر

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

امتیازات قوانین قرآن

بررسى قوانینى که در قرآن تشریع شده، نشان میدهد این قوانین داراى امتیازات ویژه اى است که بطور مجموع در قوانین دیگر دیده نمى شود; این امتیازات را در چند قسمت زیر مى توان خلاصه کرد:
1 ـ دارا بودن امتیازاتى که در بالا براى یک قانون ایده آل ذکر شد.
2 ـ تحرّک.
3 ـ جامعیت
4 ـ دوام
5 ـ دقت

نخستین امتیاز

گفتیم اجتماع از نظر جامعه شناسى و حقوقى و مفاهیم انسانى ـ نه از نظر معنوى ـ تنها اجتماع مکانى و زمانى افراد گرد هم نیست، بلکه روح اجتماع همان پیوندهاى فکرى و اخلاقى و معنوى است که سرچشمه تعاون و همکارى و همگامى در مسیر مواهب مشترک و براى نیل به مواهب حیات مى باشد.
فرقى که یک مشت مصالح ساختمان (از قبیل آهن و آجر و...) که روى هم ریخته شده، با یک ساختمان مجهّز دارد چیست؟
در هر دو صورت اجتماع این اجزاء به معنى «گرد آمدن» حاصل است، اما با این تفاوت که در صورت دوم چسب و رابطه خاص، و تقسیم وظائف، و همکارى اجزاى مختلف براى انجام یک هدف مشترک وجود دارد، ولى در صورت نخست هیچ یک از اینها نیست.
تیرهاى آهن سقف را نگه میدارد، و آجرها پوشش لازم را فراهم میسازد. گچ خشونت و نازیبائى هاى آهن و آجر را مى پوشاند و دربها و دریچه هاى چوبى و آهنى به انسان امکان میدهد که از نور و هوا به مقدار مورد نظرش بهره بردارى کند.
در اجتماع انسانى نیز اگر «تنها» به گرد آمدن افراد دور هم، بدون هیچ گونه تفاهم و تعاون و همبستگى و روابط اخلاقى و معنوى، قناعت شود هیچ یک از منافع اجتماع گرفته نخواهد شد یعنى اصولا اجتماعى وجود نخواهد داشت.
و به این ترتیب مسلّم است اگر دو نفر با شرائط بالا گرد هم آیند اجتماعى تشکیل میدهند و اگر میلیونها نفر بدون شرایط بالا دور هم جمع شوند اجتماعى وجود نخواهد داشت!.
اکنون ببینیم قرآن براى ایجاد «پیوند» و «روح اجتماعى» از چه وسائلى استفاده کرده است؟
دقت در تعبیرات قرآن نشان میدهد که براى ایجاد این رابطه، نزدیک ترین راه را پیموده، و اخوت و برادرى را که نزدیکترین و عمیق ترین رابطه دو انسان با یکدیگر بر اساس مساوات و احترام متقابل است، اصل اساسى پیوند اجتماعى انسان ها شمرده است.
و این اخوت را، هم از نظر جسمانى ـ به خاطر بازگشت همه انسانها به یک پدر و مادر ـ و هم از نظر روحانى، به خاطر پیروى از یک مبدأ واحد فکرى، یعنى ایمان به خداوند یگانه و آئین و قانون واحد، معتبر شناخته است.
قرآن روى کلمه «رفیق» یا «همنوع» و مانند اینها که در دنیاى امروز به عنوان یک شعار مهم اجتماعى روى آنها تکیه میشود، تکیه نکرده، بلکه همه جا سخن از «برادرى» به میان آورده است، آیات زیر شاهد گویاى این مدعاست:
1 ـ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ (حجرات ـ 10): «مؤمنان برادر یکدیگرند، پس بین دو برادر خود صلح و آشتى برقرار سازید.»
2 ـ وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوانًا (آل عمران ـ 103): «بخاطر بیاورید نعمت خداوند را بر خود، هنگامیکه دشمن یکدیگر بودید، خداوند در میان دلهاى شما الفت ایجاد کرد، و به لطف و نعمت الهى برادر یکدیگر شدید.»
3 ـ وَ إِنْ تُخالِطُوهُمْ فَإِخْوانُکُمْ (بقره ـ 219): «اگر با یتیمان آمیزش داشته باشید آنها برادران شما هستند.»
4 ـ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا وَ ِلإِخْوانِنَا الَّذینَ سَبَقُونا بِاْلإیمانِ (حشر ـ 10): «پروردگارا ما و برادرانمان را که در ایمان از ما پیشى گرفتند بیامرز».
5 ـ قرآن یکى از صفات برجسته بهشتیان را همین «اخوت» شمرده آنجا که مى گوید: «وَ نَزَعْنا ما فی صُدُورِهِمْ مِنْ غِلِّ إِخْوانًا عَلى سُرُر مُتَقابِلینَ» (حجر ـ 47): «و ما هر گونه حسد و کینه را از سینه آنها برمى کنیم; در حالى که همه برادرند، و بر تخت ها رو به روى یکدیگر قرار دارند» (هم برادرند و هم برابر و این دو میتوانند بهشت را در همین دنیا نیز بوجود آورند.)

دو نوع برادرى اسلامى

در اسلام دو نوع برادرى دیده میشود یکى برادرى عمومى که تمام افراد مسلمان در آن مشترکند، و دیگرى برادرى خصوصى که از طریق عقد مواخاة (بستن پیمان برادرى) حاصل میشود، و هر کدام از این دو نوع اخوت، تعهدات و وظائفى را دربر دارد.
نمونه «اخوت خصوصى» همان است که پیغمبر گرامى اسلام (ص) 5 ماه یا 8 ماه بعد از آمدن به مدینه، میان یک دسته 45 یا 50 نفرى از مهاجران، با دسته دیگرى به همین تعداد از انصار برقرار ساخت، و میان بعضى از مهاجران نیز این معنى را ایجاد نمود.
از جمله طبق روایتى که میان دانشمندان اسلام مسلّم است عقد اخوت میان «خودش» و «على» (ع) بست.
این پیمان برادرى خصوصى اسلامى به قدرى عمیق و ریشه دار بود که حتى طبق پاره اى از روایات اسلامى اینگونه برادران از یکدیگر ارث نیز مى برند، تا بعد از غزوه بدر که آیه شریفه «اولو الارحام...» نازل گردید و منحصرصاً وارث خویشاوندان (در طبقات نخستین ارث) شدند.
و به این ترتیب قرآن بزرگترین سدّ تشکل اجتماعى که همان امتیازات مختلف از جمله امتیازات (نژادى)، (قبیله اى)، و (طبقاتى) بود برداشت، و راه را براى حکومت واحد جهانى در پرتو قانون واحدى هموار ساخت.
هم اکنون آثار این نوع تعلیمات را به هنگام مراسم حج که کلکسیونى از نژادها و زبانها و رنگهاى مختلف گرد هم مى آیند به خوبى مى توان مشاهده کرد که این افراد با اینکه کمتر قدر مشترک ظاهرى در میان آنها وجود دارد چگونه در برابر یکدیگر احساس یک نوع برادرى عمیق و ریشه دار میکنند.
این تربیت خاص در جهانى که مخصوصاً تبعیضات نژادى در آن به طرز قساوتمندانه اى هنوز حکومت میکند درخشندگى خاصى دارد.