قرآن و آخرین پیامبر

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

3 ـ بهترین قانونها...

از آنچه درباره علت نیاز زندگى اجتماعى بشر به قانون گفتیم پاسخ این سؤال که «بهترین قانونها باید واجد چه شرایطى باشد» معلوم مى گردد، زیرا از میان تمام قوانین، آن قانون شایسته تر است که بهتر بتواند آن نیاز اصلى را تأمین کند یعنى:
1 ـ نیروهاى پراکنده را در سایه یک عامل وحدت نیرومند جمع آورى نموده، در مسیر صحیحى به کار گمارد.
2 ـ وسایل پرورش استعدادهاى نهفته افراد را فراهم سازد.
3 ـ آزادى را به معنى واقعى تأمین نماید تا در سایه آن بتوانند از آن وسائل استفاده کنند.
4 ـ حقوق افراد را بهتر حفظ کند، و از تصادمها و تجاوزها بهتر جلوگیرى نماید.
5 ـ روح اعتماد و اطمینان را از طریق انتخاب یک سیستم ضمانت اجرائى صحیح گسترش دهد.
به عکس آنچه بعضى تصور مى کنند یک قانون خوب آن نیست که قوانین جزائى وسیع و گسترده، با یک دستگاه وسیع قضائى، و مأموران و زندانهاى زیاد، با خود یدک بکشد، بلکه این کار نشانه ضعف و ناتوانى و نارسائى قوانین است، و نشانه این است که اجتماع نتوانسته است آنها را هضم کند، اینگونه تشکیلات در حقیقت بسان دملهائى هستند که بر اثر تزریق داروهاى غیر قابل جذب در زیر جلد بوجود مى آیند!
این دملها مسلماً «نشتر» لازم دارد، ولى اگر دارو قابل جذب بود نیازى به نشتر (جز در موارد استثنائى) نخواهد داشت، زیرا اصولا دملى وجود نداشت.
اکنون به بررسى قوانینى که در قرآن تشریع شده بازمى گردیم.

امتیازات قوانین قرآن

بررسى قوانینى که در قرآن تشریع شده، نشان میدهد این قوانین داراى امتیازات ویژه اى است که بطور مجموع در قوانین دیگر دیده نمى شود; این امتیازات را در چند قسمت زیر مى توان خلاصه کرد:
1 ـ دارا بودن امتیازاتى که در بالا براى یک قانون ایده آل ذکر شد.
2 ـ تحرّک.
3 ـ جامعیت
4 ـ دوام
5 ـ دقت

نخستین امتیاز

گفتیم اجتماع از نظر جامعه شناسى و حقوقى و مفاهیم انسانى ـ نه از نظر معنوى ـ تنها اجتماع مکانى و زمانى افراد گرد هم نیست، بلکه روح اجتماع همان پیوندهاى فکرى و اخلاقى و معنوى است که سرچشمه تعاون و همکارى و همگامى در مسیر مواهب مشترک و براى نیل به مواهب حیات مى باشد.
فرقى که یک مشت مصالح ساختمان (از قبیل آهن و آجر و...) که روى هم ریخته شده، با یک ساختمان مجهّز دارد چیست؟
در هر دو صورت اجتماع این اجزاء به معنى «گرد آمدن» حاصل است، اما با این تفاوت که در صورت دوم چسب و رابطه خاص، و تقسیم وظائف، و همکارى اجزاى مختلف براى انجام یک هدف مشترک وجود دارد، ولى در صورت نخست هیچ یک از اینها نیست.
تیرهاى آهن سقف را نگه میدارد، و آجرها پوشش لازم را فراهم میسازد. گچ خشونت و نازیبائى هاى آهن و آجر را مى پوشاند و دربها و دریچه هاى چوبى و آهنى به انسان امکان میدهد که از نور و هوا به مقدار مورد نظرش بهره بردارى کند.
در اجتماع انسانى نیز اگر «تنها» به گرد آمدن افراد دور هم، بدون هیچ گونه تفاهم و تعاون و همبستگى و روابط اخلاقى و معنوى، قناعت شود هیچ یک از منافع اجتماع گرفته نخواهد شد یعنى اصولا اجتماعى وجود نخواهد داشت.
و به این ترتیب مسلّم است اگر دو نفر با شرائط بالا گرد هم آیند اجتماعى تشکیل میدهند و اگر میلیونها نفر بدون شرایط بالا دور هم جمع شوند اجتماعى وجود نخواهد داشت!.
اکنون ببینیم قرآن براى ایجاد «پیوند» و «روح اجتماعى» از چه وسائلى استفاده کرده است؟
دقت در تعبیرات قرآن نشان میدهد که براى ایجاد این رابطه، نزدیک ترین راه را پیموده، و اخوت و برادرى را که نزدیکترین و عمیق ترین رابطه دو انسان با یکدیگر بر اساس مساوات و احترام متقابل است، اصل اساسى پیوند اجتماعى انسان ها شمرده است.
و این اخوت را، هم از نظر جسمانى ـ به خاطر بازگشت همه انسانها به یک پدر و مادر ـ و هم از نظر روحانى، به خاطر پیروى از یک مبدأ واحد فکرى، یعنى ایمان به خداوند یگانه و آئین و قانون واحد، معتبر شناخته است.
قرآن روى کلمه «رفیق» یا «همنوع» و مانند اینها که در دنیاى امروز به عنوان یک شعار مهم اجتماعى روى آنها تکیه میشود، تکیه نکرده، بلکه همه جا سخن از «برادرى» به میان آورده است، آیات زیر شاهد گویاى این مدعاست:
1 ـ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ (حجرات ـ 10): «مؤمنان برادر یکدیگرند، پس بین دو برادر خود صلح و آشتى برقرار سازید.»
2 ـ وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوانًا (آل عمران ـ 103): «بخاطر بیاورید نعمت خداوند را بر خود، هنگامیکه دشمن یکدیگر بودید، خداوند در میان دلهاى شما الفت ایجاد کرد، و به لطف و نعمت الهى برادر یکدیگر شدید.»
3 ـ وَ إِنْ تُخالِطُوهُمْ فَإِخْوانُکُمْ (بقره ـ 219): «اگر با یتیمان آمیزش داشته باشید آنها برادران شما هستند.»
4 ـ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا وَ ِلإِخْوانِنَا الَّذینَ سَبَقُونا بِاْلإیمانِ (حشر ـ 10): «پروردگارا ما و برادرانمان را که در ایمان از ما پیشى گرفتند بیامرز».
5 ـ قرآن یکى از صفات برجسته بهشتیان را همین «اخوت» شمرده آنجا که مى گوید: «وَ نَزَعْنا ما فی صُدُورِهِمْ مِنْ غِلِّ إِخْوانًا عَلى سُرُر مُتَقابِلینَ» (حجر ـ 47): «و ما هر گونه حسد و کینه را از سینه آنها برمى کنیم; در حالى که همه برادرند، و بر تخت ها رو به روى یکدیگر قرار دارند» (هم برادرند و هم برابر و این دو میتوانند بهشت را در همین دنیا نیز بوجود آورند.)