قرآن و آخرین پیامبر

آیت الله مکارم شیرازی

2 ـ اگر قانونى وجود نداشت...

قانون مانند خون در عروق اجتماع است، و به این ترتیب باید با صراحت گفت: اگر قانونى وجود نداشت اجتماعى هم نبود، زیرا تفسیر اجتماع به معنى لغوى یعنى جمع شدن گرد هم، در این مباحث کاملا نادرست است، اجتماع مفهوم بالاترى را دربر دارد، و آن همکارى و همگامى و همفکرى عدّه اى در پیش برد هدفهاى مشترک انسانى است.
روى این حساب اگر دو نفر گرد هم آیند و چنین همکارى را آغاز نمایند اجتماعى را تشکیل داده اند، ولى اگر میلیونها نفر در یک محل جمع باشد. و همگامى و همکارى نداشته باشند اجتماعى وجود نخواهد داشت. این از یک سو.
از سوى دیگر براى ادامه همکارى دو یا چند نفر باید وظائف و تعهدات هر یک مشخص باشد، و سر باز زدن از آن وظائف و تعهّدات یا تجاوز از آن مرزها باید با عکس العمل اجتماعى مواجه گردد تا ایجاد ضمانت اجرائى براى آنها کند.
اصولا همکارى بدون «تعهّد» مفهومى ندارد و «تعهّد» سرچشمه انواع قوانین است.
این اشتباه است که ما وظیفه قانون را منحصر به جلوگیرى از تصادمها، و تضاد منافع، و تجاوز به یکدیگر و کشمکشها بدانیم، اگر چه تشریع قسمتى از قوانین به همین منظور است.
بلکه قوانین قبل از این موضوع، وظیفه دار استحکام روابط اجتماعى و ایجاد اعتماد متقابل در برابر تعهّدات، و تأمین آزادى لازم براى پرورش استعدادهاى نهفته، و متمرکز ساختن و بسیج نیروهاى افراد در یک جهت معین، و بالاخره رسانیدن اجتماع به تکاملهائى ممکن است.
بسیارى از قوانین اقتصادى، فرهنگى و... به همین منظور تشریع مى گردد.
از این بیان فشرده و کوتاه نقش قانون در حیات اجتماع اجمالا روشن میشود.

3 ـ بهترین قانونها...

از آنچه درباره علت نیاز زندگى اجتماعى بشر به قانون گفتیم پاسخ این سؤال که «بهترین قانونها باید واجد چه شرایطى باشد» معلوم مى گردد، زیرا از میان تمام قوانین، آن قانون شایسته تر است که بهتر بتواند آن نیاز اصلى را تأمین کند یعنى:
1 ـ نیروهاى پراکنده را در سایه یک عامل وحدت نیرومند جمع آورى نموده، در مسیر صحیحى به کار گمارد.
2 ـ وسایل پرورش استعدادهاى نهفته افراد را فراهم سازد.
3 ـ آزادى را به معنى واقعى تأمین نماید تا در سایه آن بتوانند از آن وسائل استفاده کنند.
4 ـ حقوق افراد را بهتر حفظ کند، و از تصادمها و تجاوزها بهتر جلوگیرى نماید.
5 ـ روح اعتماد و اطمینان را از طریق انتخاب یک سیستم ضمانت اجرائى صحیح گسترش دهد.
به عکس آنچه بعضى تصور مى کنند یک قانون خوب آن نیست که قوانین جزائى وسیع و گسترده، با یک دستگاه وسیع قضائى، و مأموران و زندانهاى زیاد، با خود یدک بکشد، بلکه این کار نشانه ضعف و ناتوانى و نارسائى قوانین است، و نشانه این است که اجتماع نتوانسته است آنها را هضم کند، اینگونه تشکیلات در حقیقت بسان دملهائى هستند که بر اثر تزریق داروهاى غیر قابل جذب در زیر جلد بوجود مى آیند!
این دملها مسلماً «نشتر» لازم دارد، ولى اگر دارو قابل جذب بود نیازى به نشتر (جز در موارد استثنائى) نخواهد داشت، زیرا اصولا دملى وجود نداشت.
اکنون به بررسى قوانینى که در قرآن تشریع شده بازمى گردیم.

امتیازات قوانین قرآن

بررسى قوانینى که در قرآن تشریع شده، نشان میدهد این قوانین داراى امتیازات ویژه اى است که بطور مجموع در قوانین دیگر دیده نمى شود; این امتیازات را در چند قسمت زیر مى توان خلاصه کرد:
1 ـ دارا بودن امتیازاتى که در بالا براى یک قانون ایده آل ذکر شد.
2 ـ تحرّک.
3 ـ جامعیت
4 ـ دوام
5 ـ دقت