قرآن و آخرین پیامبر

آیت الله مکارم شیرازی

یادآورى

نکته اى که در اینجا لازم است به آن اشاره کنیم این است که بیشتر کسانى که درباره وجود حیات در کرات دیگر سخن میگویند; چنین فرض مى کنند که شرایط حیات در همه جا باید همانند شرایط حیات در کره زمین باشد، در حالى که این یک اشتباه بزرگ است، چه مانعى دارد که حیات و زندگى در چهره هاى دیگرى در کرات آسمان تجلّى کند و هیچگونه نیازى به شرایط موجودات زنده زمینى نداشته باشد.
این یک نوع کوتاه نظرى یا خودخواهى است که ما تصور کنیم همه جا زندگى به همین شکل زندگى ما بوده باشد. و حیات و زندگى خود را مقیاس اصلى قرار دهیم.
مثلا فکر کنید اگر ما هرگز حیوانات آبى را ندیده بودیم شاید یقین پیدا میکردیم که چیزى ممکن نیست در آب زندگى کند چه اینکه زندگى در درجه اول نیازمند به هواست، و هوا در آب وجود ندارد، و به این ترتیب چون خود ما بیش از چند لحظه نمى توانیم در آب بمانیم خیال میکردیم هر موجود زنده اى باید چنین باشد.
اما پس از مطالعه و بررسى مى بینیم موجودات زنده آبى هم از اکسیژن هوا استفاده مى کنند منتها بوسیله دستگاه مخصوصى «برانشى» که پیش از این تصور آنهم براى ما ممکن نبود، و آنها اکسیژن لازم را از هواى مخلوط در آب مى گیرند.
و همچنین زندگى موجودات زنده در اعماق دریاها در آنجا که نه روشنائى و نور و حرارت و گیاه است، و نه ظاهراً فشار خرد کننده آب قابل تحمل، اما پس از تحقیق مى بینیم دستگاه آفرینش همه این مشکلات را با مهارت خاصى حل نموده است.
بنابراین چه مانعى دارد که در درجات بسیار بالاى حرارت، یا بسیار پائین که امثال ما هرگز قدرت زندگى نداریم موجودات زنده اى باشند که ارگانیزم خاص آنهابه آنها امکان زیستن در چنان شرایطى بدهد.
***
این بود نمونه هائى از اعجاز علمى قرآن و آیاتى که یک سلسله حقایق علمى را که به هنگام نزول قرآن بر همه کس مخفى بوده بیان داشته است، و اگر بنا شود تمام آیاتى که در این زمینه در قرآن وجود دارد جمع آورى گردد، کتاب بزرگى را تشکیل میدهد.

مبالغه ممنوع!

در بررسیهاى مربوط به اعجاز علمى قرآن ـ مانند تمام بررسیهاى علمى ـ نباید هرگز عجله کنیم و پیش داوریهاى غیر واقعى نباید ما را از حقیقت دور سازد، بلکه باید آیات مربوط به این بحث را مورد بررسى دقیق قرار دهیم و آنها را که به جهتى از جهات دلالت روشنى بر مقصد ما ندارد کنار بگذاریم:
به عنوان نمونه دو قسمت از آیاتى را که بعضى از دانشمندان ما در ردیف آیات اعجاز علمى قرآن شمرده اند ـ با اشکالات آن ـ ذیلا مى آوریم و مجدداً تقاضا مى کنیم به هنگام این گونه بحثها چنین فکر کنیم که جمعى از دانشمندان مخالف در برابر ما نشسته اند و مشغول بررسى و نقد سخنان ما هستند.
مسلّم بدانید اگر ما اعتراف کنیم فلان آیه ارتباطى به این بحث ندارد ارزش قضاوت ما درباره آیات مربوط به این بحث بیشتر خواهد شد.

1 ـ بادها و تلقیح گیاهان

شکى نیست که وزش بادها تأثیر عمیقى در تلقیح گیاهان و گرده افشانى آنها دارند، بطوریکه اگر یک سال نسیم و باد نوزد بسیارى از گیاهان عقیم مى مانند و بارور نمى شوند.
و نیز شکى نیست که این حقیقت به هنگام نزول آیات قرآن براى مردم جهان روشن نبوده و لذا بعضى از دانشمندان خواسته اند آیه «وَ أَرْسَلْنَا الرِّیاحَ لَواقِحَ» (سوره حجر ـ 22): «ما بادها را براى بارور ساختن (ابرها) فرستادیم» را اشاره اى به این کشف علمى بگیرند ولى سخن اینجاست که «لواقح» در آیه مزبور نظرى به این معنى ندارد، بلکه همانطور که مفسران پیشین فهمیده اند، به تلقیح و پیوند ابرها و بارور ساختن آنها و آماده نمودن براى نزول باران اشاره دارد.
شاهد این گفتار جمله اى است که بلافاصله بعد از جمله بالا در همان آیه با «فاء تفریع» آمده است وَ أَرْسَلْنَا الرِّیاحَ لَواقِحَ فَأَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً «بادها را فرستادیم در حالى که بارور کننده اند، و بدنبال آن آبى از آسمان فرو فرستادیم».
در این آیه، نزول باران نتیجه وزش بادها ذکر شده، بنابراین منظور از «لواقح» جمع «لاقح» که بمعنى «ذات لقاح» آمده همان بارور ساختن قطعات ابر و پیوند آنها به یکدیگر و ایجاد سیستمهاى فشار کم که ابرها را براى نزول باران آماده میکنند، مى باشد نه بمعنى تلقیح گیاهان، چه اینکه هیچگونه سخنى از «گیاه» در آیه نیست.