قرآن و آخرین پیامبر

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

7 ـ قرآن و زندگى در کرات دیگر

آیا حیات و زندگى مخصوص کره زمین است و تمام این کرات جهان بالا غیر مسکون مى باشد؟ ـ گاهى دانشمندان در برابر این سئوال پاسخ منفى و یا لااقل آمیخته با تردید مى گفتند.
ولى تحقیقات اخیر دانشمندان به ما میگوید: حیات و زندگى مخصوص به کره زمین نیست، و شرایط حیات در بسیارى از کرات آسمانى فراهم است.
در کتاب «حیات در جهان» از انتشارات مجله «لایف» چنین میخوانیم:
«بطوریکه دانمشندان حساب کردند فقط در کهکشان ما ممکن است میلیونها ستاره موجود باشد که سیّارات تابع آنها مسکون باشند.»
و به این ترتیب در همین کهکشان «راه شیرى» یعنى «کهکشان ما» که منظومه شمسى جزء کوچکى از آن مى باشد روى محاسباتى که انجام شده شرایط حیاط و زندگى (به همان مفهومى که در کره زمین است) در ملیونها سیّاره موجود مى باشد و با توجه به اینکه کهکشان ما یکى از هزاران کهکشان عالم بالاست، تعداد سیّارات مسکونى اجمالا روشن مى گردد.
اکنون برگردیم به قرآن، قرآن مجید مى گوید:
وَ مِنْ آیاتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ وَ ما بَثَّ فیهِما مِنْ دابَّة وَ هُوَ عَلى جَمْعِهِمْ إِذا یَشاءُ قَدیرٌ (شورى ـ 29): «از نشانه هاى خدا، آفرینش آسمانها و زمین و جنبندگانى است که در آبها پراکنده ساخته، و او قدرت دارد هر گاه بخواهد ههم را جمع آورى نماید.»
کلمه «دابة» و کلمه «فیهما» صریحاً مى گویند جنبندگان و موجودات زنده منحصر به کره زمین نیستند بلکه در آسمانها و کرات عالم بالا نیز جنبندگان و موجودات زنده اى وجود دارد.
در حدیث معروفى که سابقاً هم اشاره نمودیم میخوانیم: هذِهِ النُّجُومُ التَّىِ فِى السًّماءِ مَدائِنُ مِثْلُ مَدائِنِ التى الارضِ: «این ستارگانى که در آسمانند شهرهائى همانند شهرهاى زمین هستند (و ساکنانى دارند)».(80)

یادآورى

نکته اى که در اینجا لازم است به آن اشاره کنیم این است که بیشتر کسانى که درباره وجود حیات در کرات دیگر سخن میگویند; چنین فرض مى کنند که شرایط حیات در همه جا باید همانند شرایط حیات در کره زمین باشد، در حالى که این یک اشتباه بزرگ است، چه مانعى دارد که حیات و زندگى در چهره هاى دیگرى در کرات آسمان تجلّى کند و هیچگونه نیازى به شرایط موجودات زنده زمینى نداشته باشد.
این یک نوع کوتاه نظرى یا خودخواهى است که ما تصور کنیم همه جا زندگى به همین شکل زندگى ما بوده باشد. و حیات و زندگى خود را مقیاس اصلى قرار دهیم.
مثلا فکر کنید اگر ما هرگز حیوانات آبى را ندیده بودیم شاید یقین پیدا میکردیم که چیزى ممکن نیست در آب زندگى کند چه اینکه زندگى در درجه اول نیازمند به هواست، و هوا در آب وجود ندارد، و به این ترتیب چون خود ما بیش از چند لحظه نمى توانیم در آب بمانیم خیال میکردیم هر موجود زنده اى باید چنین باشد.
اما پس از مطالعه و بررسى مى بینیم موجودات زنده آبى هم از اکسیژن هوا استفاده مى کنند منتها بوسیله دستگاه مخصوصى «برانشى» که پیش از این تصور آنهم براى ما ممکن نبود، و آنها اکسیژن لازم را از هواى مخلوط در آب مى گیرند.
و همچنین زندگى موجودات زنده در اعماق دریاها در آنجا که نه روشنائى و نور و حرارت و گیاه است، و نه ظاهراً فشار خرد کننده آب قابل تحمل، اما پس از تحقیق مى بینیم دستگاه آفرینش همه این مشکلات را با مهارت خاصى حل نموده است.
بنابراین چه مانعى دارد که در درجات بسیار بالاى حرارت، یا بسیار پائین که امثال ما هرگز قدرت زندگى نداریم موجودات زنده اى باشند که ارگانیزم خاص آنهابه آنها امکان زیستن در چنان شرایطى بدهد.
***
این بود نمونه هائى از اعجاز علمى قرآن و آیاتى که یک سلسله حقایق علمى را که به هنگام نزول قرآن بر همه کس مخفى بوده بیان داشته است، و اگر بنا شود تمام آیاتى که در این زمینه در قرآن وجود دارد جمع آورى گردد، کتاب بزرگى را تشکیل میدهد.

مبالغه ممنوع!

در بررسیهاى مربوط به اعجاز علمى قرآن ـ مانند تمام بررسیهاى علمى ـ نباید هرگز عجله کنیم و پیش داوریهاى غیر واقعى نباید ما را از حقیقت دور سازد، بلکه باید آیات مربوط به این بحث را مورد بررسى دقیق قرار دهیم و آنها را که به جهتى از جهات دلالت روشنى بر مقصد ما ندارد کنار بگذاریم:
به عنوان نمونه دو قسمت از آیاتى را که بعضى از دانشمندان ما در ردیف آیات اعجاز علمى قرآن شمرده اند ـ با اشکالات آن ـ ذیلا مى آوریم و مجدداً تقاضا مى کنیم به هنگام این گونه بحثها چنین فکر کنیم که جمعى از دانشمندان مخالف در برابر ما نشسته اند و مشغول بررسى و نقد سخنان ما هستند.
مسلّم بدانید اگر ما اعتراف کنیم فلان آیه ارتباطى به این بحث ندارد ارزش قضاوت ما درباره آیات مربوط به این بحث بیشتر خواهد شد.