قرآن و آخرین پیامبر

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

6 ـ قرآن و پیدایش جهان

درباره پیدایش منظومه شمسى امروز نظرات مختلفى اظهار مى شود:
منظومه شمسى ما، مطابق آخرین اکتشافات دانشمندان هیئت از نه سیاره که بدور خورشید در مدارات مختلفى در گردشند تشکیل شده، و همه آنها ـ به استثناى عطارد و زهره که هیچ قمر ندارند، و پلوتون که وضع آن از این نظر مجهول است ـ داراى قمر یا اقمارى هستند، و مجموع اقمار آنها به 31 میرسد، و جالب توجه اینکه مجموعه سیارات منظومه شمسى و اقمارشان یک سرى کامل 40 عددى را تشکیل میدهند.
صورت سیارات منظومه شمسى به ترتیب فاصله آنها از خورشید و تعداد اقمارشان به صورت زیر است:
1 ـ عطارد قمر ندارد
2 ـ زهره قمر ندارد
3 ـ زمین یک قمر
4 ـ مریخ دو قمر
5 ـ مشترى 12 قمر!
6 ـ زحل 9 قمر
7 ـ اورانوس 5 قمر
8 ـ نپتون 2 قمر
9 ـ پلوتون وضع آن مشکوک است.
از همه این سیارات بزرگتر مشترى است که به تناسب عظمتش رکورد اقمار را شکسته و از همه کوچکتر پلوتون است.
پیدایش منظومه شمسى ـ درباره پیدایش منظومه شمسى دانشمندان تحقیقات فراوانى کرده اند، اجازه بدهید قبلا یک آیه از قرآن را ذکر کرده، سپس به شرح نظرات دانشمندان فلکى در این قسمت بپردازیم:
ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ وَ هِیَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَ لِْلأَرْضِ ائْتِیا طَوْعًا أَوْ کَرْهًا قالَتا أَتَیْنا طائِعینَ (فصلت ـ 11): «سپس به آسمان توجه نمود در حالى که (بصورت) دودى بود، و به آن و زمین گفت از روى اطاعت یا اکراه بیائید (و به قوانین آفرینش تسلیم شوید) آنها هم (به زبان تکوین) گفتند از روى اطاعت آمدیم (و سر بر فرمانیم).
نکته مورد بحث در این آیه این است که مبدأ پیدایش آسمانها را چیزى شبیه دودمعرفى میکند.
اکنون برگردیم به شرح نظرات دانشمندان:
معروفترین نظریه ها درباره پیدایش منظومه شمسى نظریه «لاپلاس» است او میگوید:
«در آغاز کره خورشید به صورت توده عظیم گاز شعلهور و سوزانى بود که به دور خود مى چرخید، و بر اثر این حرکت دورانى، نیروى گریز از مرکز ـ بخصوص در منطقه استوائى آن ـ بوجود آمد.
به دنبال پیدایش این نیرو توده هائى از آن به فضا پرتاب شد، که هر کدام در محلى قرار گرفت و شروع به دوران به دور مرکز (خورشید) کرد.
این سیارات نیز به نوبه خود بر اثر حرکت دورانى توده هائى به خارج پرتاب کردند که اقمار از آن بوجود آمد.»(78)
قسمتهائى از این نظریه مدتى بعد از لاپلاس مورد انتقاد دانشمندان دیگر واقع گردید.
تقریباً مقارن سال 1900 میلادى و در آستانه قرن بیستم دو تن از دانشمندان فلکى به نام «مولتون» و «چمبرلین» نظریه تازه اى ابراز داشتند که بوسیله دیگران تکمیل گردید.
خلاصه این نظریه چنین است:
«حدس مى زنیم هزاران ملیون سال پیش، سیاره بسیار عظیمى از نزدیکى کره خورشید عبور کرده، و بر اثر جاذبه شدید آن، جزر و مد عجیب و هولناکى بر سطح خورشید (که به صورت توده گاز و یا مذاب بود) بوجود آمده است.


شدت این جزر و مد بقدرى زیاد بوده که قطعاتى از آن را به خارج پرتاب کرده، هر یک از این قطعات سیاره اى از سیارت منظومه شمسى را تشکیل داده است.»(79)
مطابق این نظریه آن قسمت از فرضیه لاپلاس که مربوط به عامل جدائى سیارات از خورشید است حذف شده، ولى اصل پیدایش این کرات از یک توده گاز عظیم مورد پذیرش واقع گردیده است.
در این مورد نظرات دیگرى نیز هست که با دو نظریه بالا تفاوت دارد، ولى در همه آنها پیدایش این کرات از یک توده گاز سوزان پذیرفته شده است.
مشاهدات دانشمندان فلکى در مورد سحابیها و جهانهاى دور دستى که در حال تکوین مى باشند این مسئله را از صورت یک فرضیه خارج مى سازد و ثابت میکند که پیدایش این عوالم نیز در نخست، از توده هاى گاز دود مانندى صورت گرفته، اگر چه در تشخیص عوامل این پیدایش نظرات گوناگونى وجود دارد، و هر یک از دانشمندان با قرائنى آن را به گونه اى تفسیر میکنند.
بنابراین، اصل پیدایش جهان از توده هاى گاز و دود مانند مسلّم و مورد قبول محافل علمى جهان مى باشد.
آیه شریفه بالا نیز صریحاً مى گوید: «آسمانها (کرات آسمانى) در آغاز (مانند) دود بودند» توافق این آیه با اکتشافات دانشمندان که چندان از عمر آنها نمى گذرد نشانه دیگرى از اعجاز علمى قرآن میباشد.
اشکال ـ آنچه در بالا ذکر شد با آیات پیشین این آیه منافات دارد، زیرا دقت در آیات پیش از این آیه از ارزش این تفسیر میکاهد و نشان میدهد که آیه نظر به بیان این مطلب ندارد و بلکه مقصود از آیه چیز دیگرى است.
در دو آیه قبل چنین مى خوانیم:
قُلْ أَ إِنَّکُمْ لَتَکْفُرُونَ بِالَّذی خَلَقَ اْلأَرْضَ فی یَوْمَیْنِ وَ تَجْعَلُونَ لَهُ أَنْدادًا ذلِکَ رَبُّ الْعالَمینَ (فصلت ـ 9): بگو آیا شما کفر مىورزید نسبت به آن کس که زمین را در دو روز (دو دوران) آفرید و براى او شریک و شبیه قائل مى شوید، (آرى) او خداوند عالمان است.»
سپس بعد از آنکه درباره آفرینش کوهها در زمین، و آفرینش و تقدیر مواد غذائى روى زمین سخن مى گوید، چنین ادامه میدهد: «سپس متوجه آسمانها شد در حالى (به صورت) دود بودند.
از این آیات چنین برمى آید که این آفرینش بعد از آفرینش زمین بوده، بنابراین نمى توان این آیه را مربوط به آفرینش مجموعه منظومه شمسى که «زمین» یکى از آنهاست دانست، و یا مربوط به آفرینش همه جهان هستى، چه اینکه کلمه «ثم» دلیل بر اینست که این آیه مربوط به حوادث بعد از خلقت زمین مى باشد، بنابراین ممکن است مراد از آسمان در این آیه همان «جو زمین» و طبقات مختلف «جو» بوده باشد.
پاسخ
تمام ایراد فوق متّکى به کلمه «ثم» است که در لغت عرب به اصطلاح براى «ترتیب و تراخى» یعنى «به دنبال آمدن چیزى با فاصله» مى باشد، در حالى که در ادبیات عرب مى خوانیم که لازم نیست این ترتیب و تأخیر از نظر وجود خارجى بوده باشد، بلکه بسیارى اوقات کلمه «ثم» براى تأخیر ذکرى، یعنى تأخیر در بیان و ذکر توضیح مطلب مى باشد و این موضوع شواهد بسیارى دارد.
گواه این سخن اینکه از آیات دیگر قرآن به خوبى برمى آید که آفرینش مواد غذائى روى زمین و پیدایش کوهها پیش از آفرینش آسمانها و کواکب عالم بالا نبوده، بلکه بعد از آن بوده است چنانکه مى فرماید:
ءَ أَنْتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّماءُ بَناها... وَ اْلأَرْضَ بَعْدَ ذلِکَ دَحاها أَخْرَجَ مِنْها ماءَها وَ مَرْعاها (نازعات ـ 27 ـ 32): آیا آفرینش شما محکمتر (و مهمتر) است یا آسمان؟ خداوند آن را بنا نهاد، سپس بعد از آن زمین را گسترش داد و آب و گیاه از آن خارج ساخت و کوهها را مستحکم بنا نمود...»
از این آیات ـ با توجه به کلمه «بعد ذلک» ـ به خوبى استفاده میشود که گسترش کره زمین و تولید گیاهان و مواد غذائى و پیدایش کوهها همه بعد از آفرینش آسمانها بوده است. و این خود نشانه روشنى است که «ثم» در آیه قبل براى ترتیب و تأخیر ذکرى بوده است نه تأخیر خارجى.

7 ـ قرآن و زندگى در کرات دیگر

آیا حیات و زندگى مخصوص کره زمین است و تمام این کرات جهان بالا غیر مسکون مى باشد؟ ـ گاهى دانشمندان در برابر این سئوال پاسخ منفى و یا لااقل آمیخته با تردید مى گفتند.
ولى تحقیقات اخیر دانشمندان به ما میگوید: حیات و زندگى مخصوص به کره زمین نیست، و شرایط حیات در بسیارى از کرات آسمانى فراهم است.
در کتاب «حیات در جهان» از انتشارات مجله «لایف» چنین میخوانیم:
«بطوریکه دانمشندان حساب کردند فقط در کهکشان ما ممکن است میلیونها ستاره موجود باشد که سیّارات تابع آنها مسکون باشند.»
و به این ترتیب در همین کهکشان «راه شیرى» یعنى «کهکشان ما» که منظومه شمسى جزء کوچکى از آن مى باشد روى محاسباتى که انجام شده شرایط حیاط و زندگى (به همان مفهومى که در کره زمین است) در ملیونها سیّاره موجود مى باشد و با توجه به اینکه کهکشان ما یکى از هزاران کهکشان عالم بالاست، تعداد سیّارات مسکونى اجمالا روشن مى گردد.
اکنون برگردیم به قرآن، قرآن مجید مى گوید:
وَ مِنْ آیاتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ وَ ما بَثَّ فیهِما مِنْ دابَّة وَ هُوَ عَلى جَمْعِهِمْ إِذا یَشاءُ قَدیرٌ (شورى ـ 29): «از نشانه هاى خدا، آفرینش آسمانها و زمین و جنبندگانى است که در آبها پراکنده ساخته، و او قدرت دارد هر گاه بخواهد ههم را جمع آورى نماید.»
کلمه «دابة» و کلمه «فیهما» صریحاً مى گویند جنبندگان و موجودات زنده منحصر به کره زمین نیستند بلکه در آسمانها و کرات عالم بالا نیز جنبندگان و موجودات زنده اى وجود دارد.
در حدیث معروفى که سابقاً هم اشاره نمودیم میخوانیم: هذِهِ النُّجُومُ التَّىِ فِى السًّماءِ مَدائِنُ مِثْلُ مَدائِنِ التى الارضِ: «این ستارگانى که در آسمانند شهرهائى همانند شهرهاى زمین هستند (و ساکنانى دارند)».(80)

یادآورى

نکته اى که در اینجا لازم است به آن اشاره کنیم این است که بیشتر کسانى که درباره وجود حیات در کرات دیگر سخن میگویند; چنین فرض مى کنند که شرایط حیات در همه جا باید همانند شرایط حیات در کره زمین باشد، در حالى که این یک اشتباه بزرگ است، چه مانعى دارد که حیات و زندگى در چهره هاى دیگرى در کرات آسمان تجلّى کند و هیچگونه نیازى به شرایط موجودات زنده زمینى نداشته باشد.
این یک نوع کوتاه نظرى یا خودخواهى است که ما تصور کنیم همه جا زندگى به همین شکل زندگى ما بوده باشد. و حیات و زندگى خود را مقیاس اصلى قرار دهیم.
مثلا فکر کنید اگر ما هرگز حیوانات آبى را ندیده بودیم شاید یقین پیدا میکردیم که چیزى ممکن نیست در آب زندگى کند چه اینکه زندگى در درجه اول نیازمند به هواست، و هوا در آب وجود ندارد، و به این ترتیب چون خود ما بیش از چند لحظه نمى توانیم در آب بمانیم خیال میکردیم هر موجود زنده اى باید چنین باشد.
اما پس از مطالعه و بررسى مى بینیم موجودات زنده آبى هم از اکسیژن هوا استفاده مى کنند منتها بوسیله دستگاه مخصوصى «برانشى» که پیش از این تصور آنهم براى ما ممکن نبود، و آنها اکسیژن لازم را از هواى مخلوط در آب مى گیرند.
و همچنین زندگى موجودات زنده در اعماق دریاها در آنجا که نه روشنائى و نور و حرارت و گیاه است، و نه ظاهراً فشار خرد کننده آب قابل تحمل، اما پس از تحقیق مى بینیم دستگاه آفرینش همه این مشکلات را با مهارت خاصى حل نموده است.
بنابراین چه مانعى دارد که در درجات بسیار بالاى حرارت، یا بسیار پائین که امثال ما هرگز قدرت زندگى نداریم موجودات زنده اى باشند که ارگانیزم خاص آنهابه آنها امکان زیستن در چنان شرایطى بدهد.
***
این بود نمونه هائى از اعجاز علمى قرآن و آیاتى که یک سلسله حقایق علمى را که به هنگام نزول قرآن بر همه کس مخفى بوده بیان داشته است، و اگر بنا شود تمام آیاتى که در این زمینه در قرآن وجود دارد جمع آورى گردد، کتاب بزرگى را تشکیل میدهد.