قرآن و آخرین پیامبر

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

2 ـ قرآن و زوجیت در جهان گیاهان

«لینه گیاه شناس معروف سوئدى در اواسط قرن 18 میلادى کشف کرد که در گیاهان نیز جنس نر و ماده وجود دارد، اما این موضوع آن چنان محافل کلیسا را خشمگین ساخت که چند سال در اروپا کتبهاى او به عنوان کتاب ضلال شناخته میشد.»(64)
در کتاب «تاریخ علوم» نوشته «پى یر رسو» نیز میخوانیم:
«لینه» همواره نباتات را دوست میداشت، بخصوص هنگامیکه نوشته هاى گیاه شناس فرانسوى «سیاس تین ـ وایان» به دستش افتاده علاقه مند شد درباره اسرار گیاهان دقت بیشترى به عمل آورد، و براى نخستین بار نوعى تقسیم بندى بر اساس آلت تذکیر و تأنیث را طرح ریزى کرد وى این نظریه را در سال 1731 منتشر کرد.»(65)
شکى نیست که قبل از لینه نیز دانشمندان اجمالا بوجود جنس نر و ماده در عالم گیاهان بطور اجمال پى برده بودند، حتى مردم معمولى نیز میدانستند که اگر نخل را بر ندهند و از نطفه نر روى قسمتهاى ماده گیاه نپاشند ثمر نخواهد داد.
ولى هیچکس به درستى نمى دانست که این قانون یک قانون تقریباً همگانى در جهان گیاهان محسوب مى شود و همه گیاهان نر و ماده یا لا اقل اندامهاى نر و ماده دارند، و همان عمل لقاح که در جانوران و حیوانات صورت مى گیرد، در گیاهان نیز هست، نه تنها نخلها بلکه تمام میوه ها، و گلها، مشمول همین قانونند، باید گرده هاى مخصوص «نر» بر «قسمت مادگى» افشانده شود و سپس عمل لقاح صورت گیرد، و تخم نبات بسته شود، و میوه یا بذر گلها آشکار گردند.
امروز این مسئله از مسائل روشن گیاه شناسى است، و همه محصّلین دبیرستان ها به خوبى از آن، و از بسیارى از جزئیات آن آگاهند. ولى جاى تردید نیست که در چهارده قرن پیش، در عصر نزول قرآن کسى به این واقعیت پى نبرده بود، بلکه قرنها بعد نیز آن را نمى دانستند، و دیدیم که در اروپا چنان از این سخن وحشت داشتند که محافل کلیسا کتابهاى مدعى این اکتشاف علمى را کتب ضلال و گمراهى خواندند!
با این همه بسیار جالب است که مى بینم قرآن با صراحت این حقیقت را در چند مورد بیان کرده است و هر گونه ابهامى را در این زمینه از میان برده، آنجا که میگوید:
1 ـ وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ أَزْواجًا مِنْ نَبات شَتّى (طه ـ 53):
«و از آسمان آبى فرو فرستادیم و بوسیله آن جفتهائى از گیاهان گوناگون رویاندیم.»
2 ـ أَ وَ لَمْ یَرَوْا إِلَى اْلأَرْضِ کَمْ أَنْبَتْنا فیها مِنْ کُلِّ زَوْج کَریم (شعراء ـ 7):
«آیا بزمین نگاه نکردند که چقدر از هر زوج مفید و جالب در آن روندیم».
3 ـوَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَنْبَتْنا فیها مِنْ کُلِّ زَوْج کَریم (لقمان ـ 10):
«و از آسمان آبى فرستادیم و از هر زوج گیاه مفید و جالب در زمین رویانیدیم».
4 ـ وَ اْلأَرْضَ مَدَدْناها وَ أَلْقَیْنا فیها رَواسِیَ وَ أَنْبَتْنا فیها مِنْ کُلِّ زوج بهیج (ق ـ 7):
«و زمین را توسعه دادیم و کوههائى در آن انداختیم و از هر گیاه زیبا زوجى در آن رویانیدیم».
این آیات با صراحت مسئله زوجیت را در جهان گیاهان اثبات مى کند، و جاى ابهامى باقى نمى گذارد. جالب توجه اینکه بعضى از مفسّران پیشین چون زوجیتى در عالم گیاهان سراغ نداشتند، به جاى اینکه از این آیات آنرا کشف نمایند و به تحقیقات وسیعى در جهان گیاهان دست بزنند، کوشش داشتند خود را از مفهوم اصلى زوجیت که عبارت از دو جنس نر و ماده است دور سازند و به سوى معانى مجازى آن گام بردارند.
مثلا عده اى گفته اند: منظور از زوج، همان اصناف و انواع مختلف گیاهان است، در حالى که میدانیم زوجیت به معنى تعدد اصناف و انواع نیامده.
بعضى دیگر در مثل آیه 7 سوره ق احتمال داده اند که مراد از «انبات» (رویانیدن) همان آفرینش انسان باشد، بنابراین زوجیت بمعنى واقعى خود حفظ مى شود.(66)
ولى روشن است هیچ کدام از این دو معنى با ظاهر آیه وفق نمى دهد و با در نظر گرفتن کشف زوجیت عمومى گیاهان جاى ابهامى در آیه باقى نخواهد ماند. شما مى توانید منظره زوجیت گیاهان را به آسانى با چشم خودتان ببینید:
«یک گل رابدست بگیرید، گلبرگها را کنار بزنید، درست در وسط گل دقت کنید، جهان پر غوغائى است; در واقع یک بزم بسیار با شکوه است، اما خالى از هر گونه جار و جنجال، هر گونه اعمال غیر اخلاقى، قسمت هاى مختلف آن هر کدام مظهرى از جنس نر و جنس ماده است.
بادها مىوزند، میله هاى ظریف و لطیفى که کیسه هاى گرده را با خود حمل مى کنند به رقص درمى آیند، کیسه هاى گرده گشوده شده و ذرات آن بر طبق گل که زیر آن گسترده است مى پاشد. دانه هاى گرده که هر کدام به تنهائى گیاه زنده اى هستند به سرعت ریشه مى دوانند و پس از عبور از طبق گل در خلوتگاه مرموزى که در بن گل نهفته است با نطفه ماده آمیزش کرده تخم گل یا میوه را تشکیل میدهند، گویا تمام برگهاى زیباى گل نیز براى آرایش این بزم عجیب تهیه شده، حشرات و پروانه هاى زیبا و زنبوران عسل به این بزم فرا خوانده میشوند، و شیرینى آن را هم که در بن گلها از پیش تهیه شده میخورند!» ـ سهل است ـ براى ما هم سهمى مى آورند، و این عسلها همان سهم ماست که زنبوران عسل از آن بزم فراهم آورده اند!.

یادآورى

در آیات بالا دو جمله دیده مى شود که از جهاتى درخور دقت است:
1 ـ وَ أَلْقَیْنا فیها رَواسِیَ: «ما در زمین کوههاى افکندیم» این جمله ممکن است اشاره به این باشد که ایجاد کوهها بعد از آفرینش خود زمین بوده است، و از نظر دانش امروز نیز مسلّم است که چین خوردگیهاى زمین که منشأ پیدایش کوههاست هنگامى آغاز شد که پوسته زمین تدریجاً رو به سردى گذارد و این مسئله صدها یا هزاران میلیون سال بعد از پیدایش خود زمین صورت گرفته است.
و نیز ممکن است اشاره به جذب سنگهاى عظیم آسمانى به سوى زمین باشد، زیرا سنگهاى عظیم سرگردانى که در آغاز پیدایش منظومه شمسى در میان این کرات سرگردان بوده اند هر کدام در حوزه جاذبه یکى از این کرات قرار گرفته به سوى آن جذب شده و به صورت کوههائى در آن پرتاب گردیده است.
2 ـ وَ اْلأَرْضَ مَدَدْناها: «زمین را گسترش و توسعه دادیم» لغت «مد» بمعنى کشش و توسعه مى آید. این جمله ممکن است اشاره به کشیده شدن و گسترش تدریجى خشکیها از زیر آب باشد، چه اینکه به هنگام وقوع بارانهاى سیلابى در صدها میلیون سال قبل تمام روى زمین را آب فرا گرفته بود، ولى تدریجاً آبها در نقاط پست قرار گرفته و دریاها را تشکیل دادند و خشکیها تدریجاً از آب سر بر آوردند.(67)
تفسیر دیگرى که براى این جمله به نظر میرسد این است که مراد از کشش و گسترش و توسعه زمین افزوده شدن حجم آن بر اثر جذب سنگهاى سرگردان و کرات کوچکى که در حوزه جاذبه آن قرار مى گرفت، بوده باشد و در این صورت با جمله «و القینا فیها رواسى» همآهنگ مى گردد.

3 ـ قرآن و زوجیت عمومى همه موجودات جهان

مدتها بود که دانشمندان میدانستند تمام مواد جهان از ذرات بسیار کوچکى بنام «اتم» تشکیل شده، اما هیچکس نمى دانست این ذرات کوچک به نوبه خود داراى اجزاى فوق العاده کوچکترى هستند که بعضى داراى الکتریسته «مثبت» و بعضى داراى الکتریسیه «منفى» مى باشند.
بلکه بسیارى از اجزاء کوچک را «نشکن» مى پنداشتند و نام اتم (بمعنى نشکن) نیز یادگار همان دوران است. تازه آنها هم که آن را غیر قابل شکستن و تقسیم به اجزاى کوچکترى مى دانستند از تشکیلات درونى آن بى خبر بودند.
تا اینکه بر اثر پیشرفت تکنیک و صنعت اتمى، در آغاز همین قرن بیستم گفتگوى شکستن اتم به میان آمد و بالاخره بشر با نیروى علم به درون اسرار آمیز اتم ورود کرد، و این دژ محکمى که نفوذناپذیر تصور میشد در برابر بشر گشوده شد، و ساختمان شگرف آن از «الکترونها» (ذرات گردنده اتم که داراى بار منفى هستند) و «پروتونها» (هسته اتم که داراى بار مثبت است) بیش از پیش آشکار گردید.
البته نباید فراموش کرد که اجزاء و ذرات تشکیل دهنده اتم با هیچ وسیله اى قابل رؤیت نیستند بلکه خود «اتم» نیز با هیچ میکروسکوپ نیرومندى قابل رؤیت نیست، تنها محاسبات علمى و آثارى که از اتم مشاهده میشود پرده از روى اسرار داخلى آن برمیدارد.(68)
اکنون برگردیم به سوى قرآن، در یکى از آیات قرآن چنین مى خوانیم:
وَ مِنْ کُلِّ شَیْء خَلَقْنا زَوْجَیْنِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ (سوره ذاریات ـ آیه 49)
«از هر چیزى دو زوج آفریدیم باشد که شما متذکر شوید».
مفسّران گذشته در تفسیر این آیه به دردسر عجیبى افتاده اند زیرا با توجه به عمومیت مفهوم «شىءِ» مى بایست زوجیت در تمام موجودات و تمام ذرات جهان باشد با اینکه علم آن روز چنین چیزى را اثبات نمى کرد.
ناچار دست به توجیه ها و تفسیرهائى بر خلاف ظاهر آیه میزدند و مثلا مى گفتند: منظور این است که موجودات این جهان از اصناف و انواع مختلفى تشکیل یافته، زمین و آسمان، ماه و خورشید، انسان و جماد و... در واقع هر کدام از اینها مانند زوجهائى هستند.
ناگفته پیدا است این معنى، علاوه بر اینکه با مفهوم زوجیت تناسب زیادى ندارد، تعمیم آن مشکل است، زیرا به زحمت مى توان براى هر موجود نقطه مقابلى پیدا کرد و نام زوجین بر آنها گذارد.
ولى مفهوم این آیه امروز براى ما روشن است زیرا میدانیم: تمام موجودات این جهان ماده بدون استثناءِ، از ذرات اتم تشکیل یافته، و هر دانه اتم هم از دو زوج مختلف که یکى الکتریسته «منفى» و دیگرى الکتریسته «مثبت» دارد تشکیل شده است.
آیا براى بیان این واقعیت در محیط نزول قرآن که کلمات «الکترون» و «پروتون» هنوز جزو فرهنگهاى بشرى نشده بودند، تعبیرى رساتر و مناسب تر از زوجین (دو موجود نر و ماده) پیدا میشد.
این را میدانیم که دو جسم با دو الکتریسته «ناهمنام» (مثبت و منفى) یکدیگر را جذب میکنند و دو جسم با الکتریسته «همنام» از یکدیگر دور میشوند. آیا جاذبه و کششى که میان دو جسم با دو نوع بار الکتریکى وجود دارد شباهت کاملى با جاذبه جنسى که میان دو جنس مختلف وجود دارد نیست؟ خلاصه اگر ما در محیط نزول قرآن بودیم و مى خواستیم این واقعیت علمى را با الفاظ متداول آن زمان براى عموم شرح دهیم چه تعبیرى بهتر از این تعبیر داشتیم.
در معنى این آیه حدیث جالبى در تفسیر «برهان» از امیر مؤمنان على (ع) نقل شده است که فرمود: «-مُؤَلِفٌ بَیْنَ مُتَعادِیاتِها وَ مُفَرِّقٌ بَینَ مُتَدانِیاتِها»:
«او (خداوند) در میان قواى متخاصم جهان الفت ایجاد کرده، و در میان قواى نزدیک، جدائى افکنده است»؟!