قرآن و آخرین پیامبر

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

عذر بدتر از گناه

از همه جالبتر عذرى است که براى این عبارت مغلوط آورده اند که روشنترین مصداق «عذر بدتر از گناه» است آنها مى گویند ما این الفاظ را از قید و بند قواعد خشک رها ساخته ایم!، در واقع بر این الفاظ بیچاره منت گذارده اند و آنها را از چنگال قواعد بى رحم ادبیات و دستور زبان آزاد نموده اند!.
همانطور که خود باب در «باب اول از واحد ثانى از کتاب بیان» آب پاک روى دست همه ریخته، و همه را آسوده خاطر ساخته و در جواب این اعتراض میگوید: «صاحب این آیات نفى این قواعد و علم به آن را از خود نموده است»!
حتى بعضى از پیروان ساده لوح او غلط نویسى (و به عبارت دیگر آزاد ساختن الفاظ را از قید قواعد) جزو کرامات او دانسته اند، این عمل درست به این مینماید که کسى پیراهن را بجاى شلوار و کلاه را بجاى کفش، و کفش را بجاى کلاه، بکار برد و افتخار کند و بگوید من همان کسى هستم که این لباس ها را از قید عادات و رسوم و مقررات خشک معمولى آزاد ساختم!... شما به چنین کسى چه میگوئید؟!
اگر غلط نویسى افتخار یا کرامت باشد باید سر بیسوادها به آسمان سائیده شود و ادعاى کشف و کرامت کنند، زیرا در یک صفحه عبارت ممکن است 50 غلط املائى و انشائى و دستورى بنویسند.
گمان مى کنم این بحث بیش از این نیاز به تعقیب نداشته باشد. اجازه بدهید بگذریم.

اعجاز قرآن از نظرموزون بودن کلمات و رسا بودن عبارات

او ساحر است و گفتارش سحر؟

با گفتار کوتاهى که تاکنون درباره «اعجاز قرآن» بطور اجمال و سربسته داشته ایم گوشه اى از چگونگى این کتاب آسمانى روشن گردید، اکنون موقع آن رسیده که با تفکیک جنبه هاى مختلف اعجاز قرآن از یکدیگر، و بررسى این مسئله از دریچه هاى گوناگون، گامهاى تازه اى در راه شناخت این کتاب بزرگ برداریم.
همانگونه که اشاره شد «اعجاز قرآن» را مى توان از دریچه هاى گوناگون مطالعه کرد:
1 ـ از نظر رسا بودن تعبیرات، موزون بودن کلمات و جمله بندیها، شیرینى بیان، و نفوذ خارق العاده آن در افکار و نفوس که از آن تعبیر به «فصاحت و بلاغت» مى شود.
2 ـ از نظر «معارف دینى» و معرفى مبدأ و معاد، و هدف و صفات پیامبران.
3 ـ از نظر علوم و دانشهائى که در آن روز بشر به آن نائل نشده بود (معجزات علمى).
4 ـ از نظر تاریخ صحیح و خالى از هر گونه خرافات.
5 ـ از نظر طرح قوانین اجتماعى.
6 ـ از نظر اخبار از حوادث آینده.
7 ـ از نظر عدم تضاد و اختلاف و دو گانگى در سراسر بحثهاى آن.