قرآن و آخرین پیامبر

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

3 ـ یک معجزه گویا

پیامبران پیشین همیشه همراه معجزات خود بودند و براى اثبات اعجاز آنها مخالفان را دعوت به مقابله بمثل مى کردند، در حقیقت معجزات آنها خود زبان نداشت، و گفتار ایشان، آنرا تکمیل مى نمود.
ولى قرآن یک معجزه گویاست، نیاز به معرّفى دیگرى ندارد، خودش بسوى خود دعوت مى کند مخالفان را به مبارزه مى خواند، محکوم مى سازد، و از میدان مبارزه، پیروز بیرون مى آید لذا پس از وفات پیامبر اسلام (ص) همچون زمان حیات او به دعوت خود ادامه مى دهد.

دریچه هاى شناسائى

این سخن در میان همه مردم، اعم از مسلمان و غیر مسلمان، مورد اتفاق است که کتابى که «محمد» (ص) آورده عقلها را در برابر خود مغلوب ساخت، و تاکنون کسى نتوانسته است مانند آن بیاورد.
سبک این کتاب با هیچیک از سبکهاى معمول میان عرب، اعم از خطابه، رجز، شعر، و سجع کاهنان شباهت ندارد.
امتیاز و جاذبه این کتاب به قدرى است که اگر یک آیه از آن در میان کلمات دیگران قرار گیرد همچون ستاره فروزانى در شب تاریک مى درخشد. ابو العلاء معرى(12)

چرا، و چگونه قرآن ساخته فکر بشر نیست؟

سئوال بالا یک پاسخ کوتاه و اجمالى دارد، و یک پاسخ مشروح و بس، و در اینجا لازم است نخست سراغ پاسخ اجمالى و کوتاه آن برویم، پس از ذکر این پاسخ و فراهم شدن زمینه فکرى، باید به قرآن نزدیکتر شویم و اعجاز آنرا از دریچه هاى مختلف زیر مشروحاً مورد بررسى قرار دهیم:
1 ـ از دریچه جاذبه و کشش فوق العاده، شیرینى بیان و رسا بودن عبارات تا آنجا که مخالفان پیغمبر اسلام (ص) آنرا «سحر بیان»! نامیدند.
2 ـ از دریچه فرهنگ و معارف دینى.
3 ـ از دریچه علوم و دانشهاى گوناگون.
4 -از دریچه تاریخ.
5 ـ از دریچه قوانین مختلف مدنى و اجتماعى.
6 ـ از دریچه پرده برداشتن از حوادث آینده، و جهات دیگر...
براى تشخیص اعجاز قرآن باید معنى «اعجاز» و شرایط آنرا بخاطر بیاوریم سپس ببینیم آیا راستى قرآن واجد این شرائط هست یا نه؟
همانطور که گفتیم «اعجاز» عبارت از انجام یک کار خارق العاده است کا ما فوق استعداد انسانها ـ حتى نوابغ جهان ـ باشد و حکایت از این کند که یک عامل ما فوق طبیعى در ایجاد آن تأثیر داشته است.
هر گاه چنین کارى از کسى سر زند، و همزمان آن دعوى پیامبرى نماید، و دیگران را به انجام مثل آن دعوت کند، و همه در برابر وى عاجز بمانند چنین کارى «اعجاز» است و آورنده آن مسلماً از یک مبدأ ما فوق طبیعى و به عبارت دیگر از ناحیه مبدأ جهان آفرینش، تأیید میگردد.
بنابراین روح اعجاز را میتوان در سه جمله زیر خلاصه کرد:
انجام یک عمل خارق العاده همزمان با دعوى نبوت، دعوت دیگران به انجام مشابه آن، و عجز و ناتوانى عموم در برابر این دعوت.
بدیهى است این دعوت عمومى که اصطلاحاً آنرا «تحدى» میگویند هر قدر قویتر و گویاتر، و اعتراف دیگران به عجز و ناتوانى صریحتر باشد، قدرت اعجاز زیادتر خواهد بود.