قرآن و آخرین پیامبر

آیت الله مکارم شیرازی

نخستین گام

نخستین گام بسوى اعجاز قرآن

همه میگوئیم قرآن سند زنده حقانیت پیامبر اسلام است، کتابى است فوق افکار بشر، کسى تاکنون نتوانسته کتابى همانند آن بیاورد. این کتاب یک «معجزه» بزرگ آسمانى است.
ولى به چه دلیل قرآن معجزه است؟
چرا مانند آنرا نمیتوان آورد و چرا فوق افکار متفکران است؟
آیا تنها شیرینى بیان و رسا بودن معانى آن دلیل اعجاز آن است، یا جهات دیگر در کار مى باشد؟ یا اینکه همانطور که از بعضى از متکلمان که قرآن را درست ارزیابى نکرده اند نقل شده، «خداوند چشم و گوش و دل هاى مردم را بسته تا نتوانند کتابى همچون قرآن بیاورند»(11)
خلاصه قرآن قانون اساسى اسلام، و برگزیده ترین یادگار پیامبر (ص) و گواه روشن صدق گفتار است، راستى ما باید بفهمیم چرا معجزه است؟
مگر محتویات این کتاب بزرگ چیست که توانست در کالبد ملتى مرده جان بدمد، و چنان روح و نشاط در آن محیط تاریک و عقب افتاده ایجاد کند که راهى را که در شرائط عادى، در طى هزاران سال باید پیمود در مدت کوتاهى بپیمایند، تمدن خیره کننده آنها جهانى را به اعجاب و تحسین وادار و بسوى خود دعوت کند.
بسیارى تصور مى کنند براى اثبات عظمت و اعجاز قرآن باید از عبارات صریح و روشنى که دانشمندان بیگانه درباره عظمت قرآن گفته اند استشهاد کنیم، در حالى که این چنین راه صحیحى نیست، بلکه باید رمز اعجاز و عظمت این کتاب آسمانى را در خود آن جستجو کرد نه، در خارج آن.
همانطور که نزدیکترین راه براى شناخت ارزش یک داروى شفابخش این است که در روى خود آن مطالعه کنیم نه در گواهى پزشگان، آخر چه آنهم به نوبه خود راهى است دور و غیر طبیعى.
ما مى خواهیم در این سلسله بحثها که در این کتاب مطرح شده به اتفاق خوانندگان عزیز در درون جهان اسرار آمیز قرآن سیر کنیم و اسرار عظمت و نشانه هاى اعجاز آنرا در خود آن بیابیم، شاید بتوانیم قرآن را آنچنان که هست در خود قرآن پیدا کنیم، چرا ما از میان تمام امور خارق العاده اى که بعنوان سند زنده براى اثبات صدق گفتار پیامبر اسلام (ص) استدلال میشود و «قرآن» را انتخاب کردیم و آنرا محور بحثهاى خود در این قسمت قرار داده ایم؟
جواب اجمالى این سئوال را همه مى دانند که قرآن در میان تمام معجزات درخشندگى و امتیازات خاصى دارد ولى شاید بعضى باشند که نتوانند این امتیازات را کاملا درک کنند.
در اینجا سعى شده امتیازات این «معجزه جاویدان» از میان سایر معجزات تشریح گردد.
بطور کلى این کتاب بزرگ آسمانى سه امتیاز غیر قابل انکار بر تمام معجزات پیامبران پیشین و حتى بر سایر معجزات خود پیامبر اسلام دارد:

1 ـ قرآن مرز «زمان» و «مکان» را در هم شکسته

کارهاى اعجاز آمیزى که از پیامبران پیشین نقل شده عموماً در دایره معینى از زمان و مکان قرار دارد، مثلا اگر نوزاد مریم (س)، عیسى (ع) در گاهواره سخن مى گوید، یا اینکه موسى (ع) بدون وسیله معمولى از دریا میگذرد این امور خارق العاده در مدار معینى از زمان، و در برابر عده خاصى صورت گرفته است، بنابراین براى کسانى که شاهد و ناظر این جریانات نبوده اند جنبه «حسى» نداشته است.
البته در زمانهاى نزدیک به زمان وقوع این حوادث، چون فاصله زمانى کم بوده، و تعداد نقل کنندگان آن زیاد بوده اند ممکن است براى دیگران بصورت یک خبر قطعى و تقریباً «نیمه حسى» و به اصطلاح دانشمندان حدیث، جنبه «تواتر» داشته است.
ولى طبیعى است هر قدر فاصله زمانى بیشتر میشود این حوادث کمرنگ تر میگردند، تا آنجا که ممکن است امروز عدّه اى در اصل وقوع چنین جریاناتى رسماً تردید کنند، و شاید ما هم اگر اخبار قطعى قرآن نبود در بسیارى از این معجزات تردید میکردیم.
چرا؟ چون اینها روى نقطه معینى از نوار «زمان» و در دایره محدودى از «مکان» صورت گرفته و با پیچیده شدن این نوار از نظر ما دور شده است.
اما قرآن مجید این معجزه جاویدان و عالمگیر، هیچیک از این دو اشکال را نداشته و ندارد در هر زمان و در هر جا بوده، و خواهد بود، ما از قرآن همانطور استفاده مى کنیم که یاران پیغمبر اسلام (ص) استفاده میکردند.
این معجزه جاویدان به همان قیافه اى که در هزار و چهارصد سال قبل، در میحط تاریک حجاز تجلّى کرد امروز بر ما تجلّى مى کند، بلکه گذشت زمان و پیشرفت علم و دانش بما امکانات داده که بتوانیم استفاده بیشترى از آن نسبت به مردم اعصار گذشته بنمائیم.
بنابراین قرآن مجید یک حادثه زمانى نیست که با گذشت زمان همچون معجزات پیامبران پیشین از نظرها محو شود، بلکه «ما فوق زمان» و بیرون از دایره «حوادث زمانى» است.
و به همین دلیل فاصله چهارده قرن هیچگونه اثرى روى اعجاز آن نگذاشته است، سهل است، بسیارى از حقایق آن در طى این مدت، روشن تر از زمان نزول آن گردیده (چنانکه مشروحاً در بحثهاى آینده خواهد آمد).
همچنین فاصله هاى مکانى نمى توانند تأثیرى در وضع اعجاز آن داشته باشند، کسانى که در حجاز زندگى مى کردند به قرآن نزدیکتر از کسانى که در ایران و یونان و روم زندگى داشتند، نبودند، و فاصله هاى طولانى مکانى کمترین اثرى در وضع آن نداشت.
درست است که ما هنوز نتوانسته ایم (یا نخواسته ایم!) قرآن را به تمام زبانهاى دنیا ترجمه کنیم، در حالى که مسیحیان قسمتهائى از تورات و انجیل تحریف یافته کنونى را که آثار فرسودگى از همه جاى آن نمایان است به بیش از هزار زبان ترجمه و منتشر ساخته اند، ولى در هر صورت قرآن لااقل به زبانهاى زنده و معروف و مشهور جهان (بیش از یکصد زبان) ترجمه شده است، و چون غالب مردم دنیا به یکى از این زبانها به عنوان زبان اصلى، یا زبان دوم، آشنائى دارند میتوانند از آن استفاده نمایند.
گر چه ترجمه هاى قرآن (حتى غالب ترجمه هاى فارسى) با آن نقائصى که دارند نمى توانند معرّف وضع حقیقى قرآن باشند ولى همین ترجمه ها با اینکه اصالت قرآن را هرگز حفظ نکرده باز میتوانند گوشه اى از عظمت و اعجاز آنرا آشکار سازد.
بنابراین باید گفت قرآن معجزه ایست که مرزهاى «زمان و مکان» را در هم شکسته و به «ابدیت» پیوسته، و به صورت یک معجزه «جهانى» و «جاودانى» در آمده است، بدیهى است یک دین جهانى و جاویدانى باید یک چنین سند جهانى و جاودانى هم در اختیار داشته باشد! این یکى از امتیازات قرآن.