قرآن و آخرین پیامبر

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی

یک سئوال گیج کننده!

در اینجا یک سئوال پیش مى آید بارها این سئوال را از ما کرده اند و کراراً در مذاکرات حضورى و سخنرانیها مطرح شده ولى باز هم میپرسند و میگویند:
اگر این کتاب بزرگ آسمانى رمز موفقیت، ترقى، وحدت، و پیشرفت مسلمانان در تمام جهات زندگى مادى و معنوى است پس چرا مسلمانان، امروز اینچنین عقب افتاده اند؟ چرا بیگانگان ما را جزو ممالک «توسعه نیافته»! «یا در حال نمو»! معرفى مى کنند پس چه شد آن تأثیر اعجاز آمیز قرآن؟!.
و شاید به همین جهت بعضى از مخالفان ما، نه تنها اسلام و قرآن را مایه پیشرفت نمیدانند، بلکه آنرا باعث عقب افتادگى و انحطاط ما معرفى میکنند!
پاسخ این سئوال که باید آنرا براى «عدّه اى» یک سئوال گیج کننده نامید، در خود قرآن آمده است، آرى در خود قرآن، زیرا قرآن میگوید:
این کتاب براى عده اى مایه همه گونه افتخار و ترقى است، و براى بعضى موجب انحطاط و بدبختى!!
«ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فیهِ هُدًى لِلْمُتَّقینَ .»(6)
فَأَمَّا الَّذینَ آمَنُوا فَزادَتْهُمْ إیمانًا وَ هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ
وَ أَمَّا الَّذینَ فی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَتْهُمْ رِجْسًا إِلَى رِجْسِهِمْ وَ ماتُوا وَ هُمْ کافِرُونَ(7)یعنى: آن کتاب با عظمتى است که شک در آن راه ندارد و مایه هدایت پرهیزکاران است.
اما کسانیکه ایمان آورده اند هنگامیکه آیات آنرا میشنوند بایمان آنها میافزاید و شاد مى شوند، ولى آنها که دلهایشان «مریض و بیمار» است بر پلیدى آنها میافزاید تا آنجا که بى ایمان از جهان میروند!...
فرق افراد با ایمان و بى ایمان (یا ضعیف الایمان) در واکنشى که در برابر آیات قرآن نشان میدهند، بسیار روشن است، آنها که ایمان به قرآن دارند آنرا یک برنامه عالى زندگى و یک داروى حیات بخش میدانند، چطور ممکن است «بیمار» از داروى حیات بخشى که به تأثیر آن ایمان دارد چشم بپوشد؟
بنابراین آنها تمام اصول زندگى خود را با قرآن منطبق مى سازند. ولى آنها که این حقیقت را کاملا درک یا باور نکرده اند و بگفته قرآن دلهاى آنها بیمار است نه تنها اصول زندگى خود را با دستورهاى عالى قرآن تطبیق نمیکنند، بلکه بسیار مى شود براى توجیه تبهکارى هاى خود، قرآن را دستاویز قرار میدهند و حقایق آنرا بمیل خود تفسیر و تحریف میکنند و همین سوء استفاده باعث مى شود که بیشتر سقوط کنند و بر پلیدى آنها افزوده شود.
آیا راستى ما نقشه زندگى فردى و اجتماعى خود را طبق اصول قرآن ترسیم نموده ایم و عقب افتاده ایم، یا چون از آن اصول دور افتاده ایم عقب افتاده ایم؟!
از میان هزاران دستور قرآن اگر ما به سه دستور زیر عمل کرده بودیم مسلماً امروز اجتماع ما قیافه دیگرى داشت
1 ـ عدالت اجتماعى ـ قرآن براى عدالت اجتماعى تا آن اندازه احترام قائل شده که میگوید:
اى مردم با ایمان! همیشه قیام به عدالت کنید، گو اینکه به ضرر شخص شما و پدران و خویشاوندان شما باشد!...(8)
یعنى هیچ چیز حتى بخطر افتادن منافع شخصى و منافع خویشان نزدیک شما، مانع از اجراى اصول عدالت نیست، آیا راستى ما با این دستور بزرگ عمل کرده ایم و عقب افتاده ایم؟
2 ـ سعى و کوشش به حداکثر ـ قرآن هر کس را در گرو سعى و کوشش او دانسته(9) و به این ترتیب روى موهوماتى مانند «شانس و بخت و طالع» قلم کشیده، عظمت و پیشرفت و سعادت را در سایه سعى و کوشش میداند آیا ما براستى بر اثر سعى و کوشش عقب مانده ایم؟
3 ـ تحصیل همه گونه قدرت! ـ قرآن به مسلمانان صریحاً دستور میدهد، در عین رعایت اصول عدالت براى حفظ موجدیّت خود در برابر خطرات بیگانگان هر گونه قدرتى را براى خود تحصیل کنند و هیچ حد و مرزى براى این موضوع قائل نشده است.(10)
آیا این دستور مایه عقب افتادگى ما بوده است؟
عیب کار این است که ما میان «مسلمانان جغرافیائى وارثى» و «مسلمان واقعى» فرق نمى گذاریم، تنها در یک کشور به ظاهر اسلامى متولد شدن، یا در دامان یک پدر و مادر مسلمان تولد یافتن، باعث موفقیت نیست، بلکه باید آنرا در مسلمان واقعى بودن جستجو کرد، در اختیار داشتن بزرگترین کتابخانه طب ساده ترین بیمارى انسان را برطرف نمى کند تا اثرى از آن در کوششهاى روزانه او منعکس نگردد.

نخستین گام

نخستین گام بسوى اعجاز قرآن

همه میگوئیم قرآن سند زنده حقانیت پیامبر اسلام است، کتابى است فوق افکار بشر، کسى تاکنون نتوانسته کتابى همانند آن بیاورد. این کتاب یک «معجزه» بزرگ آسمانى است.
ولى به چه دلیل قرآن معجزه است؟
چرا مانند آنرا نمیتوان آورد و چرا فوق افکار متفکران است؟
آیا تنها شیرینى بیان و رسا بودن معانى آن دلیل اعجاز آن است، یا جهات دیگر در کار مى باشد؟ یا اینکه همانطور که از بعضى از متکلمان که قرآن را درست ارزیابى نکرده اند نقل شده، «خداوند چشم و گوش و دل هاى مردم را بسته تا نتوانند کتابى همچون قرآن بیاورند»(11)
خلاصه قرآن قانون اساسى اسلام، و برگزیده ترین یادگار پیامبر (ص) و گواه روشن صدق گفتار است، راستى ما باید بفهمیم چرا معجزه است؟
مگر محتویات این کتاب بزرگ چیست که توانست در کالبد ملتى مرده جان بدمد، و چنان روح و نشاط در آن محیط تاریک و عقب افتاده ایجاد کند که راهى را که در شرائط عادى، در طى هزاران سال باید پیمود در مدت کوتاهى بپیمایند، تمدن خیره کننده آنها جهانى را به اعجاب و تحسین وادار و بسوى خود دعوت کند.
بسیارى تصور مى کنند براى اثبات عظمت و اعجاز قرآن باید از عبارات صریح و روشنى که دانشمندان بیگانه درباره عظمت قرآن گفته اند استشهاد کنیم، در حالى که این چنین راه صحیحى نیست، بلکه باید رمز اعجاز و عظمت این کتاب آسمانى را در خود آن جستجو کرد نه، در خارج آن.
همانطور که نزدیکترین راه براى شناخت ارزش یک داروى شفابخش این است که در روى خود آن مطالعه کنیم نه در گواهى پزشگان، آخر چه آنهم به نوبه خود راهى است دور و غیر طبیعى.
ما مى خواهیم در این سلسله بحثها که در این کتاب مطرح شده به اتفاق خوانندگان عزیز در درون جهان اسرار آمیز قرآن سیر کنیم و اسرار عظمت و نشانه هاى اعجاز آنرا در خود آن بیابیم، شاید بتوانیم قرآن را آنچنان که هست در خود قرآن پیدا کنیم، چرا ما از میان تمام امور خارق العاده اى که بعنوان سند زنده براى اثبات صدق گفتار پیامبر اسلام (ص) استدلال میشود و «قرآن» را انتخاب کردیم و آنرا محور بحثهاى خود در این قسمت قرار داده ایم؟
جواب اجمالى این سئوال را همه مى دانند که قرآن در میان تمام معجزات درخشندگى و امتیازات خاصى دارد ولى شاید بعضى باشند که نتوانند این امتیازات را کاملا درک کنند.
در اینجا سعى شده امتیازات این «معجزه جاویدان» از میان سایر معجزات تشریح گردد.
بطور کلى این کتاب بزرگ آسمانى سه امتیاز غیر قابل انکار بر تمام معجزات پیامبران پیشین و حتى بر سایر معجزات خود پیامبر اسلام دارد: