آموزش فلسفه جلد دوم(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

درس هفتادم: خیر و شر در جهان

· مقدمه
· مفهوم خیر و شر
· تحلیل فلسفی خیر و شر
· راز شرور جهان
﴿ صفحه 518 ﴾
﴿ صفحه 519 ﴾

مقدمه

در درس‌های شصت و هفتم و شصت و هشتم به این مطلب اشاره شد كه موجودات جهان از جهت كمال و خیری كه دارند، متعلق محبت و اراده الهی قرار می‌گیرند و حكمت و عنایت الهی اقتضا دارد كه جهان با نظام احسن و با بیشترین خیرات و كمالات به‌وجود بیاید. با توجه به این مطلب، چنین سؤالی مطرح می‌شود كه منشأ شرور و جهات نقص در جهان چیست؟ و آیا بهتر این نبود كه جهان خالی از شرور و نقایص باشد ـ چه شروری كه در اثر عوامل طبیعی پدید می‌آید، مانند زلزله‌ها و سیل‌ها و امراض و آفات، و چه شروری كه به‌وسیله انسان‌های تبهكار به‌وجود می‌آید، مانند انواع ظلم و جنایات‌؟
از همین‌جاست كه بعضی از مذاهب شرك‌آمیز به دو مبدأ برای جهان قائل شده‌اند: یكی مبدأ خیرات، و دیگری مبدأ شرور. گروهی نیز وجود شرور را نشانه عدم تدبیر حكیمانه برای جهان پنداشته‌اند و در درّه كفر و الحاد فرو غلطیده‌اند. به‌همین دلیل است كه حكمای الهی عنایت خاصی به مسئله خیر و شر مبذول داشته‌اند و شرور را به جهات عدمی برگردانده‌اند.
برای حل این مسئله لازم است نخست توضیحی پیرامون مفهوم عرفی خیر و شر بدهیم و سپس به تحلیل فلسفی آنها بپردازیم.

مفهوم خیر و شر

برای دریافتن معنای خیر و شر در محاورات عرفی، می‌توان­ از دقت­ در ویژگی‌های مشترك میان ­مصادیق واضح آنها سود جست؛ مثلاً سلامتی و علم و امنیت از مصادیق واضح خیر، و
﴿ صفحه 520 ﴾
بیماری و جهل و ناامنی از مصادیق واضح شر به‌شمار می‌رود. بدون شك آنچه موجب این می‌شود كه انسان چیزی را برای خودش خیر یا شر بداند، مطلوبیت و عدم مطلوبیت است، یعنی هرچه را موافق خواسته‌های فطری خودش یافت آن را خیر، و هرچه را مخالف با خواسته‌های فطری‌اش یافت، آن را شر می‌نامد. به دیگر سخن، برای انتزاع مفهوم خیر و شر، در وهله اول مقایسه‌‌ای بین رغبت خودش با اشیاء انجام می‌دهد و هرجا رابطه مثبت وجود داشت آن شی‌ء را خیر، و هرجا رابطه منفی بود آن شی‌ء را شر به‌حساب می‌آورد.
در وهله دوم، ویژگی انسان از یك طرفِ اضافه و مقایسه حذف می‌شود و رابطه بین هر موجود ذی‌شعور و صاحب میل و رغبتی با اشیاء دیگر لحاظ می‌گردد و بدین‌ترتیب، خیر مساوی با مطلوب برای هر موجود ذی‌شعور، و شر مساوی با نامطلوب برای هر موجود ذی‌شعوری خواهد بود.
در اینجا اشكالی پیش می‌آید، و آن این است كه گاهی چیزی برای یك نوع از موجودات ذی‌شعور، مطلوب و برای نوع دیگری نامطلوب است، چنین چیزی را باید خیر بدانیم یا شر؟
ولی این اشكال جواب ساده‌ای دارد و آن این است كه شی‌ء مفروض برای اولی خیر، و برای دومی شر است. این تعدد حیثیت، در مورد دو فرد از یك نوع و حتی در مورد دو قوه از یك فرد نیز صادق است؛ مثلاً ممكن است غذایی برای یك فرد مطلوب، و برای دیگری نامطلوب باشد یا نسبت به یكی از قوای بدن، خیر و نسبت به دیگری شر باشد.
در وهله سوم، ویژگی شعور هم از طرف اضافه و مقایسه حذف می‌شود و مثلاً سرسبزی و خرمی و بارداری، خیرِ درخت، و پژمردگی و خشكیدگی و بی‌باری، شر آن محسوب می‌شود. در اینجاست كه بعضی گمان كرده‌اند كه چنین تعمیمی در مفهوم خیر و شر، برخاسته از نوعی «انسان‌انگاری طبیعت» (انتروپومورفیزم) است و بعضی دیگر پنداشته‌اند كه ملاك آن، نفع و ضرر اشیاء برای انسان است، یعنی میوه‌داری درخت، در واقع برای انسان خیر است نه برای درخت. ولی از نظر ما این تعمیم نكته دیگری دارد كه به آن اشاره خواهد شد.
﴿ صفحه 521 ﴾
استعمال خیر و شر در محاورات عرفی منحصر به ذوات و اعیان نمی‌شود، بلكه در مورد افعال هم جریان می‌یابد و بعضی از كارها «خیر» و بعضی دیگر «شر» تلقی می‌گردد. بدین‌ترتیب، مفهوم خیر و شر و خوب و بد، در زمینه اخلاق و ارزش‌ها مطرح می‌شود و در اینجاست كه معركه ‌آرایی بین فلاسفه اخلاق در تبیین مفاهیم ارزشی و تعیین ملاك خیر و شر اخلاقی برپا می‌گردد. ما در درس بیستم در حد گنجایش این كتاب، در این‌باره بحث كرده‌ایم و تفصیل مطلب را باید از «فلسفه اخلاق» جست‌وجو كرد.