آموزش فلسفه جلد دوم(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

فایده این بحث

با توجه به تأكیدی كه در تعالیم دینی در مورد اعتقاد به قضا و قدر شده است، این سؤال مطرح می‌شود كه راز این تأكیدها چیست؟
پاسخ این است كه اعتقاد به قضا و قدر، دو نوع فایده مهم علمی و عملی دارد: اما فایده علمی آن، بالا رفتن سطح معرفت انسان نسبت به تدبیر الهی، و آمادگی برای درك توحید افعالی به‌معنای توحید در افاضه وجود، و توجه به حضور الهی در مقام تدبیر همه شئون جهان و انسان است كه تأثیر بسزایی در كمال نفس در بُعد عقلانی دارد، و اساساً هرقدر معرفت انسان نسبت به صفات و افعال الهی عمیق‌تر و استوارتر شود، بر كمالات نفسانی او افزوده می‌گردد.
و اما از نظر عملی، دو فایده مهم بر این اعتقاد مترتب می‌شود: یكی آنكه هنگامی كه
﴿ صفحه 512 ﴾
انسان دانست كه همه حوادث جهان براساس قضا و قدر و تدبیر حكیمانه الهی پدید می‌آید، تحمل سختی‌ها و دشواری‌های زندگی برای او آسان می‌شود و در برابر مصائب و حوادث ناگوار خود را نمی‌بازد، بلكه آمادگی خوبی برای كسب ملكات فاضله‌ای مانند صبر و شكر و توكل و رضا و تسلیم پیدا می‌كند.
دوم آنكه به خوشی‌ها و شادی‌های زندگی نیز سرمست و مغرور نمی‌شود و مبتلا به شیفتگی و دلدادگی نسبت به لذایذ دنیا و غفلت از خدا نمی‌گردد: لِكَیْلا تَأْسَوْا عَلی ما فاتَكُمْ وَلا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ وَاللّهُ لا یُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُور.(41)
با این همه باید توجه داشت كه مسئله قضا و قدر به‌صورت نادرستی تفسیر نشود و بهانه‌ای برای تنبلی و راحت‌طلبی و سلب مسئولیت قرار نگیرد؛ زیرا این‌گونه برداشت‌های غلط از معارف دینی، نهایت آرزوی شیاطین انس و جن، و موجب سقوط در خطرناك‌ترین دره‌های شقاوت و بدبختی دنیا و آخرت است؛ و شاید به‌همین سبب باشد كه در بسیاری از روایات، از ورود اشخاص كم‌استعداد در این‌گونه مسائل منع شده است.
﴿ صفحه 513 ﴾

خلاصه

1. قضا به‌معنای گذراندن و به پایان رساندن، و تقدیر به‌معنای اندازه‌گیری است و ازاین‌رو مرتبه تقدیر قبل از مرتبه قضا خواهد بود.
2. تقدیر و قضا از صفات فعلیه الهی است و برای تعیین جایگاه آنها باید مراتب فعل را مورد توجه قرار داد.
3. عقل با توجه به تساوی نسبت ماهیت به وجود و عدم، مفهوم امكان (ذاتی) را انتزاع می‌كند و آن را ملاك احتیاج به علت می‌شمارد تا آن را از حد تساوی خارج، و به حد وجوب و ضرورت برساند و آن‌گاه آن را ایجاد كند تا به‌وجود بیاید. اما ترتب این مفاهیم، عقلی است نه خارجی.
4. اگر علت مركب باشد، در صورتی می‌تواند معلول را ایجاب كند كه همه اجزایش تحقق یافته باشد وگرنه نسبت معلول به علل ناقصه، نسبت امكانی (امكان بالقیاس معلول نسبت به علل ناقصه) خواهد بود.
5. یكی از اجزاء علت تامه در مورد فعل قصدی، اراده فاعل است كه معلول بدون آن ضرورت نخواهد یافت.
6. حصول اراده به نوبه خود، منوط به تصور و تصدیق و شوق است كه ترتب دیگری را باید در میان آنها در نظر گرفت.
7. با تجرید این مفاهیم از جهات نقص می‌توان نتیجه گرفت كه هر فاعل مختاری باید علم به‌كار و نتیجه آن و كیفیت ترتیب مقدمات به‌گونه‌ای كه نتیجه بدهد و نیز محبت اصلی به نتیجه كار و محبت فرعی به‌كار داشته باشد.
8. تعیین حدود و مشخصات كار و نیز تعیین مقدمات و شرایطی كه برای انجام آن لازم است، «تقدیر» و قطعیت یافتن آن، «قضاء» نامیده می‌شود كه هركدام از آنها به «علمی» و «عینی» قابل تقسیم است.
9. باتوجه به­اینكه­ همه موجودات امكانی مخلوق بی‌واسطه یاباواسطه خدای متعالی
﴿ صفحه 514 ﴾
هستند، طبعاً ایجاد همه آنها از طرف خدای متعالی هم از نظر عقل مسبوق به مرتبه تقدیر و قضا خواهد بود.
10. تقدیر علمی الهی عبارت است از انكشاف رابطه امكانی مخلوق با مقدمات و علل ناقصه آن، و قضای علمی عبارت است از انكشاف رابطه ضروری مخلوق با علت تامه‌اش.
11. تقدیر عینی الهی عبارت است از فراهم كردن مقدمات و علل ناقصه یك پدیده، و قضای عینی عبارت است از رساندن پدیده به حد ضرورت و وجوب بالغیر.
12. تقدیر عینی قابل تغییر است و تغییر تقدیرات همان است كه به‌نام «بداء» نامیده می‌شود. اما قضا چون مربوط به مرحله ضرورت فعل است، قابل تغییر نیست. بنابراین آنچه درباره تغییر در قضا وارد شده، حمل بر قضای مساوی با تقدیر می‌شود.
13. در لسان شرع تقدیر به لوح محو و اثبات، و قضا به لوح محفوظ نسبت داده شده و كسی كه بتواند از این الواح آگاه گردد، از علوم مربوط به آنها مطلع خواهد شد؛ و چون علوم مكتوب در لوح محو و اثبات مربوط به روابط امكانی و حصولِ مشروط پدیده‌‌هاست، قابل تغییر می‌باشد.
14. قضا و قدر مانند دیگر صفات فعلیه از جهت انتساب به خدای متعالی منزه از قیود زمانی و مكانی است، اما از نظر انتساب به مخلوقاتِ مادی و متدرج الحصول، متصف به این امور می‌گردد.
15. اشكال اصلی در مورد قضا و قدر الهی این است كه اگر افعال اختیاری انسان هم مشمول آنها باشد، جایی برای انتخاب و اختیار وی باقی نمی‌ماند.
16. حل این اشكال به آن است كه افعال انسان با وصف اختیاریت و با شرط صدور از اراده انسان، مورد قضا و قدر قرار می‌گیرد و این اوصاف و شرایط ازجمله تقدیرات آنهاست. پس اگر به‌صورت جبری تحقق یابند، خلاف قضا و قدر الهی خواهد بود؛ و در حقیقت، تعلق اراده و قضا و قدر الهی به آنها، در طول تعلق اراده انسان است و با آن مزاحمتی ندارد.
﴿ صفحه 515 ﴾
17. فایده علمی اعتقاد به قضا و قدر، بالا رفتن سطح معرفت نسبت به تدبیر حكیمانه الهی و توحید افعالی است.
18. فایده عملی این اعتقاد، آسان شدن تحمل سختی‌ها و مصائب، و نیز جلوگیری از سرمستی و غرور از شادی‌ها و كامیابی‌هاست.
﴿ صفحه 516 ﴾

پرسش

1. چه مفاهیمی را عقل درباره پیدایش یك پدیده در نظر می‌گیرد؟ و ترتب آنها در چه ظرفی است؟
2. نسبت معلول به علل ناقصه و علت تامه را بیان كنید.
3. اراده چه نقشی در كارهای قصدی دارد؟
4. مبادی اراده و ترتب بین آنها را شرح دهید.
5. در سایر فاعل‌های مختار چه مفاهیمی را به‌عنوان مبادی فعل می‌توان در نظر گرفت؟
6. قضا و قدر بر كدام‌یك از مفاهیم فلسفی قابل انطباق است؟ و جایگاه آنها در میان صفات فعلیه الهی در كجاست؟
7. قضا و قدر علمی و عینی را بیان كنید.
8. بداء چیست؟ و تغییر قضا به چه معنا ممكن است؟
9. چگونه می‌توان بین قضا و قدر الهی و اختیار انسان جمع كرد؟
10. فواید اعتقاد به قضا و قدر را شرح دهید.
﴿ صفحه 517 ﴾