آموزش فلسفه جلد دوم(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

خلاصه

1. حیات عبارت است از نحوه وجود مجردات، و ملازم با علم و قدرت و اراده است، ولی برخلاف آنها كه از مفاهیم ذات الاضافه هستند، حیات از مفاهیم نفسیه می‌باشد.
2. مفهوم حیات به‌معنایی كه شامل نباتات هم بشود و ملازم با تغذیه و تولید مثل باشد، مستلزم نقص بوده، قابل اطلاق بر خدای متعالی نیست.
3. با توجه به مجرد بودن ذات مقدس الهی، مفهوم حیات به‌عنوان یكی از صفات ذاتیه برای خدای متعالی اثبات می‌شود.
4. حیات الهی را از دو راه دیگر نیز می‌توان اثبات كرد: یكی از این راه كه اگر فاقد حیات می‌بود نمی‌توانست به مخلوقات خودش حیات ببخشد، و دیگری از این راه كه علم و قدرت از لوازم حیات‌اند و با اثبات آنها ملزومشان هم ثابت می‌شود.
5. وجود خدای متعالی مجرد است و هر مجرد مستقلی عین علم به ذات خودش می‌باشد، پس وجود خدای متعالی عین علم به ذات خودش خواهد بود.
6. درباره علم به مخلوقات اقوال مختلفی وجود دارد كه مهم‌ترین آنها قول اتباع مشائین و قول اشراقییّن و قول صدرالمتألهین است.
7. قول اول این است كه علم الهی به مخلوقات، عبارت است از صورت‌های عقلی كه از لوازم ذات وی می‌باشند.
8. این قول دو اشكال عمده دارد: یكی آنكه اگر صورت‌های مفروض عین ذات باشند، لازمه‌اش وجود كثرت در ذات بسیط الهی است، و اگر خارج از ذات باشند، ناچار معلول و مخلوق خدای متعالی خواهند بود و لازمه‌اش این است كه در مقام ذات، علم به مخلوقات نباشد. اشكال دیگر آنكه علمی كه به‌وسیله صورت‌های عقلی حاصل می‌شود، علم حصولی است كه مخصوص نفوس متعلق به ماده می‌باشد و ساحت قدس الهی از چنین علمی منزه است.
9. قول دوم این است كه علم الهی به مخلوقات عین وجود آنهاست، همان‌گونه كه علم انسان به‌صورت‌های ذهنی خودش عین وجود آنهاست.
﴿ صفحه 477 ﴾
10. این قول نیز در این اشكال شریك است كه علم تفصیلی به مخلوقات در مقام ذات را نفی می‌كند.
11. نظریه صدرالمتألهین این است كه چون وجود خدای متعالی در عین وحدت و بساطت، واجد همه كمالات مخلوقات می‌باشد، علم به ذات خودش عین علم به آنها خواهد بود.
12. اما نظر به اینكه وی برای تحقق علم، تجرد معلوم بالذات را هم شرط می‌داند، در اینجا هم ملتزم شده است كه علم الهی مستقیماً به مادیات تعلق نمی‌گیرد.
13. در جای خودش توضیح داده شد كه در علم حضوری علت هستی‌بخش، چنین شرطی معتبر نیست و پراكندگی اجزاء مادیات در گستره زمان و مكان، منافاتی با حضور همه آنها برای خدای متعالی ندارد.
14. نتیجه آنكه علم به همه مخلوقات، اعم از مجرد و مادی، عین علم به ذات می‌باشد.
15. قدرت عبارت است از مبدئیت فاعل حی مختار برای افعال اختیاریش.
16. با توجه به اینكه خدای متعالی دارای همه كمالات وجودی می‌باشد، روشن می‌گردد كه قدرت بر انجام هر كاری را خواهد داشت.
17. قدرت مفهومی است مشكك كه شامل قدرت حیوان و انسان و مجردات تام هم می‌شود، ولی عالی‌ترین مصداق آن مخصوص خدای متعالی است، و اطلاق چنین مفهومی بر ذات مقدس الهی، مستلزم اموری كه از لوازم مصادیق ناقص آن می‌باشند نخواهد بود.
18. آنچه لازمه اثبات قدرت برای خدای متعالی است، عبارت است از علم و حبی كه عین ذات مقدس وی می‌باشد، نه علم حصولی و نه شوق و داعی زائد بر ذات.
19. اثبات قدرت مستلزم اثبات اختیار نیز هست؛ زیرا مفهوم قدرت اختصاص به فاعل مختار دارد.
20. سؤال از تعلق قدرت به محالات، غلط و مشتمل بر تناقض است، و ازاین‌رو دایره مقدورات منحصر به ممكنات خواهد بود، اما لازمه مقدور بودنِ چیزی، مراد بودن آن نیست و از این جهت دایره مرادات الهی، اضیق از مقدورات اوست.
﴿ صفحه 478 ﴾

پرسش

1. حیات الهی را با سه دلیل اثبات كنید.
2. علم الهی به ذات خودش را با دو دلیل اثبات كنید.
3. اقوال درباره علم الهی به مخلوقات را بیان و نقادی كنید.
4. توضیح دهید كه بر طبق هریك از این اقوال، فاعلیت الهی از چه قسمی می‌باشد: فاعل بالقصد یا بالرضا یا بالعنایه یا بالتجلی؟
5. فرق نظریه مورد قبول با نظریه صدرالمتألهین چیست؟
6. مفهوم قدرت را تحلیل كنید.
7. كدام‌یك از این امور، لازمه قدرت هستند: تصور، تصدیق، علم حضوری، اراده، شوق، اختیار، محبت؟
8. قدرت نامتناهی الهی را اثبات كنید.
9. چرا قدرت الهی به محالات، تعلق نمی‌گیرد؟
10. چه نسبتی بین مقدورات و مرادات الهی وجود دارد؟
﴿ صفحه 479 ﴾

درس شصت و هفتم: صفات فعلیه

· مقدمه
· سمیع و بصیر
· متكلم
· اراده
· مفهوم اراده
· حقیقت اراده
· حكمت و نظام احسن
﴿ صفحه 480 ﴾
﴿ صفحه 481 ﴾