آموزش فلسفه جلد دوم(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

خلاصه

1. در مورد شناختن صفات خدای متعالی سه گرایش وجود دارد:
یكی گرایش تشبیه، و دیگری گرایش تعطیل، و سومی گرایش میانه كه مورد تأیید عقل و نقل است.
2. معرفت حضوری به خدای متعالی دارای درجات متفاوتی است، ولی عالی‌ترین درجه‌ای هم كه برای مخلوقات حاصل می‌شود، به‌معنای احاطه بر ذات الهی نیست.
3. معرفت حصولی به خدای متعالی از راه مفاهیم عقلی تجریدشده از خصوصیات نقص و امكان حاصل می‌شود.
4. همه مفاهیم ماهوی و آن دسته از مفاهیم غیرماهوی كه نشان‌دهنده نوعی نقص و محدودیت در موجودات هستند، قابل اطلاق بر خدای متعالی نیست.
5. صفات ثبوتیه الهی عبارت است از مفاهیمی كه دلالت بر كمال وجود می‌كند و متضمن هیچ معنای عدمی و امكانی نیست.
6. صفات سلبیه الهی عبارت است از سلب مفاهیمی كه دلالت بر نوعی نقص و محدودیت دارد.
7. بازگرداندن صفات ثبوتیه به معانی سلبیه صحیح نیست؛ زیرا اولاً، سلب یكی از نقیضین در حكم اثبات دیگری است، و ثانیاً، سلب مفاهیمی مانند جهل و عجز كه از امور عدمی هستند، مستلزم اثبات مقابل آنها، مانند علم و قدرت در مرتبه مقدم است.
8. صفات ذاتیه عبارت است از مفاهیمی كه از ذات الهی با توجه به نوعی كمال وجودی انتزاع می‌شود، مانند علم و قدرت و حیات.
9. صفات فعلیه عبارت است از مفاهیمی كه از مقایسه خدای متعالی با مخلوقاتش انتزاع می‌شود، مانند خالقیت و ربوبیت.
10. اثبات صفات ذاتیه برای خدای متعالی به‌معنای اثبات امورعینی دیگری غیر از
﴿ صفحه 464 ﴾
ذات نیست، بلكه همه آنها مفاهیمی است كه از مصداق واحدی انتزاع می‌شود، و به عبارت دیگر، صفات ذاتیه عین ذات الهی است.
11. اشاعره صفات ذاتیه را اموری خارج از ذات و ناآفریده می‌دانند و قائل به «قدماء ثمانیه» شده‌اند.
12. این قول، یا مستلزم تعدد واجب‌الوجود و یا مستلزم اثبات موجوداتی است كه نه واجب‌الوجود هستند و نه ممكن‌الوجود.
13. معتزله قائل به نفی صفات شده‌اند و اسناد صفات ذاتیه را به خدای متعالی نوعی مجاز تلقی كرده‌اند.
14. لازمه قول ایشان این است كه ذات الهی فاقد كمالات باشد، مگر اینكه آن را حمل بر «نفی صفات زائد بر ذات» نماییم.
15. در مورد صفات فعلیه هم غیر از ذات الهی و مخلوقات، امور عینی دیگری كه مابازاء این صفات شمرده شوند وجود ندارد. به عبارت دیگر، این صفات نه عین ذات الهی هستند و نه حاكی از امور عینی دیگر.
16. چون قوام صفات فعلیه به اضافه بین خالق و مخلوق است، بدون در نظر گرفتن یكی از طرفین اضافه انتزاع نمی‌شود.
17. افعال الهی متعلق به امور زمانی و مكانی، از نظر انتساب به این متعلقات دارای قیود زمانی و مكانی، و از نظر انتساب به خدای متعالی، منسلخ از این قیود است.
18. اگر صفات فعلیه را به‌لحاظ منشأ ذاتی آنها در نظر بگیریم، بازگشتِ آنها به صفات ذاتیه است، مانند اینكه خالق را به‌معنای كسی كه قدرت بر آفرینش دارد در نظر بگیریم.
﴿ صفحه 465 ﴾

پرسش

1. در مورد شناخت خدا چه گرایش‌هایی وجود دارد؟ و كدام‌یك از آنها صحیح است؟
2. آیا كسی می‌تواند خدا را آن‌چنان‌كه خودش می‌شناسد بشناسد؟ چرا؟
3. رشد معرفت عقلانی به خدای متعالی چگونه امكان‌پذیر است؟
4. عقل، خدای متعالی را به چه وسیله‌ای می‌شناسد؟
5. چه مفاهیمی می‌تواند وسیله شناخت خدا قرار بگیرد؟ و این مفاهیم چگونه به‌دست می‌آیند؟
6. چرا مفاهیم ماهوی قابل اطلاق برای خدای متعالی نیست؟
7. آیا همه مفاهیم غیرماهوی قابل اطلاق بر خدای متعالی هست؟ چرا؟
8. صفات ثبوتیه را تعریف كنید.
9. صفات سلبیه كدام‌اند؟
10. آیا می‌توان صفات ثبوتیه را به معانی سلبیه برگرداند؟ چرا؟
11. صفات ذاتیه را تعریف كنید.
12. مابازاء صفات ذاتیه چیست؟
13. صفات فعلیه را تعریف، و فرق بین آنها با صفات ذاتیه را بیان كنید.
14. قول اشاعره را در زمینه صفات ذاتیه بیان و نقادی كنید.
15. قول معتزله را در این زمینه بیان و نقادی كنید.
16. مابازاء صفات فعلیه چیست؟ و آیا می‌توان صفات فعلیه را عین ذات الهی دانست یا نه؟ چرا؟
17. تقید افعال و صفات فعلیه الهی به قیود زمانی و غیره به چه معناست؟
18. چگونه می‌توان صفات فعلیه را به صفات ذاتیه برگرداند؟
﴿ صفحه 467 ﴾

درس شصت و ششم: صفات ذاتیه

· مقدمه
· حیات
· علم
· علم به ذات
· علم به مخلوقات
· قدرت
﴿ صفحه 468 ﴾
﴿ صفحه 469 ﴾