آموزش فلسفه جلد دوم(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

توحید در افاضه وجود

همچنین معنای دیگر توحید، انحصار تأثیر استقلالی و افاضه وجود به ذات مقدس الهی است كه شواهد فراوانی در آیات و روایات دارد و با توجه به برهانی كه براساس اصول حكمت متعالیه برای توحید در خالقیت و ربوبیت اقامه شد، به خوبی اثبات می‌گردد. ولی در این زمینه كژاندیشی‌هایی وجود دارد كه باید به آنها توجه كرد و از سقوط در دره‌های افراط و تفریط پرهیز نمود.
از یك سوی گروهی از متكلمین (اشاعره) به استناد ظواهر دسته‌ای از آیات و روایات، به‌كلی سلب تأثیر از علل متوسطه نموده و اساساً منكر علیت و تأثیر برای آنها شده‌اند و خدای متعالی را فاعل بی‌واسطه برای هر پدیده‌ای قلمداد كرده‌اند و معتقد شده‌اند كه عادت الهی بر این جاری شده كه در شرایط خاصی پدیده معیّنی را به‌وجود بیاورد وگرنه اسباب و شرایط، هیچ تأثیری در پیدایش آن ندارند.
از سوی دیگر، گروه دیگری از متكلمین (معتزله) به نوعی استقلال در تأثیر، به‌خصوص در مورد فاعل‌های اختیاری قائل شده‌اند و استناد افعال اختیاری انسان را به خدای متعالی صحیح ندانسته‌اند؛ و این یكی از اصلی‌ترین اختلافات بین این دو مكتب است.
امافلاسفه هر‌چند استناد باواسطه همه پدیده‌‌ها حتی افعال اختیاری انسان رابه خدای متعالی صحیح می‌دانستند، اما این استناد را تنها بر اساس عله‌العلل­بودن واجب‌الوجود توجیه می‌كردند،تا اینكه صدرالمتألهین تبیین صحیحی از رابطه علیت­ به‌‌دست داد و ثابت
﴿ صفحه 449 ﴾
كرد كه علل متوسطه چون خودشان معلول خدای متعالی هستند، هیچ‌گونه استقلالی ندارند و اساساً افاضه وجود به‌معنای دقیق كلمه، مختص به خدای متعالی می‌باشد و سایر علت‌ها به‌منزله مجاری فیض وجود هستند كه با اختلاف مراتبی كه دارند، نقش وسایط را بین سرچشمه اصلی وجود و دیگر مخلوقات ایفا می‌كنند. بنابراین معنای عبارت معروف «لا مؤثر فی الوجود الاّ اللّه‌»، این خواهد بود كه تأثیر استقلالی و افاضه وجود مخصوص به خدای متعالی است، و این حقیقتی است كه در لسان آیات و روایات به‌صورت منوط بودن همه چیز حتی افعال اختیاری انسان به اذن و مشیت و اراده و تقدیر و قضای الهی بیان شده است، و در واقع این امور، نشان‌دهنده مراحل مختلفی است كه عقل برای استناد پدیده‌‌ها به ذات مقدس الهی در نظر می‌گیرد، و از یك نظر می‌توان این بیانات را از قبیل تدریج در تعلیم تلقی كرد؛ زیرا فهمیدن معنای دقیق توحید افعالی برای كسانی كه ورزیدگی كافی در مسائل عقلی ندارند میسر نیست و بهترین راه تعلیم آن این است كه در چند مرحله انجام گیرد.

نفی جبر و تفویض

یكی از شبهاتی كه موجب این شده است كه معتزله استناد افعال اختیاری انسان را به خدای متعالی نفی كنند، این است كه گمان كرده‌اند در غیر این صورت باید ملتزم به مجبور بودن انسان در مطلق افعالش بشویم. این فرض علاوه بر اینكه خلاف وجدان و بداهت است، جایی برای تكلیف و هدایت و پاداش و كیفر باقی نمی‌گذارد و همه آنها محتوای خودشان را از دست خواهند داد. بدین‌ترتیب، مسئله جبر و تفویض در كلام اسلامی مطرح شده و بحث‌های فراوانی از طرفین درباره آن انجام گرفته كه بررسی همه آنها نیازمند به كتاب مستقلی است، و در اینجا در حدی كه با مسئله مورد بحث ارتباط پیدا می‌كند به آن می‌پردازیم.
شبهه یادشده را به این صورت می‌توان تقریر كرد: هر فعل ­اختیاری، فاعلی دارد كه با
﴿ صفحه 450 ﴾
اراده و اختیار خودش آن را انجام می‌دهد و محال است كه فعل واحد از دو فاعل سربزند و مستند به اراده هردو باشد. اكنون اگر افعال انسان را مستند به اراده و اختیار خودش بدانیم، جایی برای استناد آنها به خدای متعالی باقی نمی‌ماند، مگر از این نظر كه خدا آفریننده انسان است و اگر او را نیافریده بود و نیروی اراده و اختیار را به او نداده بود، افعال اختیاری وی هم تحقق نمی‌یافت. ولی اگر آنها را مستند به اراده الهی بدانیم، باید استناد آنها را به اراده انسان نفی كنیم و انسان را تنها موضوعی بی‌اختیار برای تحقق افعال الهی بشماریم، و این همان جبر باطل و غیرقابل‌قبول است.
پاسخ این است كه استناد فعل واحد به اراده دو فاعل در صورتی محال است كه هر دو فاعل در عرْض یكدیگر مؤثر در انجام آن فرض شوند و به اصطلاح، فاعل جانشینی باشند، اما اگر دو فاعل در طول یكدیگر باشند، استناد فعل به هردوی آنها اشكالی ندارد. استناد به دو فاعل طولی تنها به این معنا نیست كه اصل وجودِ فاعل بی‌واسطه، مستند به فاعل باواسطه است، بلكه علاوه بر این، تمام شئون وجود او هم مستند به فاعل هستی‌بخش می‌باشد و حتی در انجام كارهای اختیاریش هم بی‌نیاز از او نمی‌باشد و دمادم، وجود و همه شئون وجودش را از او دریافت می‌دارد، و این است معنای صحیح «لا جبر و لا تفویض، بل امر بین الامرین». چنان‌كه قبلاً یادآور شدیم فهم صحیح این معنا در سایه درك صحیح رابطه علیت و تعلقی بودن وجود معلول میسر می‌شود كه ابتكار تبیین آن از افتخارات صدرالمتألهین به‌شمار می‌رود.
﴿ صفحه 451 ﴾

خلاصه

1. فلاسفه پیشین برای اثبات توحید در خالقیت و ربوبیت، به این صورت استدلال كرده‌اند كه خدای متعالی علت بی‌واسطه برای نخستین معلول، و علت باواسطه برای سایر مخلوقات است و علت باواسطه هم علت‌ به‌شمار می‌رود، پس خدای متعالی آفریدگار همه جهان می‌باشد كه بعضی را بی‌واسطه و بعضی را باواسطه آفریده است.
2. دلیل دوم این است كه هیچ علتی به جز خدای متعالی استقلال در وجود و ایجاد ندارد، پس خالقیت حقیقی و استقلالی مخصوص اوست.
3. دلیل سوم این است كه نظام این جهان كه شامل پدیده‌های بی‌شمار گذشته و حال و آینده می‌شود، نظام واحد هم‌بسته‌ای است، و اگر جهان دارای چند آفریدگار می‌بود، نظام‌های متعدد و مستقلی می‌داشت و مخلوقات یكی از خدایان، نیازی به خدای دیگر و آفریدگار او نمی‌داشت.
4. ربوبیت و تدبیر آفریدگان، از روابط آنها با یكدیگر انتزاع می‌شود و مصداقی منحاز از وجود آنها ندارد. ازاین‌رو با اثبات توحید در خالقیت، توحید در ربوبیت و تدبیر جهان هم ثابت می‌شود.
5. اشاعره رابطه علیت بین مخلوقات را انكار كرده، همگی آنها را بی‌واسطه مستند به خدای متعالی انگاشته‌اند، و معتزله نوعی استقلال برای سایر فاعل‌ها، به‌ویژه فاعل‌های اختیاری قائل شده‌اند و استناد افعال اختیاری انسان به خدای متعالی را نفی كرده‌اند.
6. فلاسفه پیشین استناد پدیده‌‌ها و ازجمله افعال اختیاری انسان را به خدای متعالی به‌عنوان اثبات می‌كرده‌اند.
7. با توجه به تعلقی بودن وجود معلول، توحید افعالی تبیین روشن‌تر و صحیح‌تری می‌یابد و افعال اختیاری انسان هم از این نظر مستند به خدای متعالی خواهند بود كه افاضه وجود و تأثیر استقلالی مخصوص اوست.
8. بیاناتی­كه­دركتاب و سنت مبنی بر استناد همه پدیده‌‌ها و ازجمله افعال اختیاری
﴿ صفحه 452 ﴾
انسان به اذن و مشیت و اراده و تقدیر و قضای الهی وارد شده، ناظر به مراحل مختلفی است كه عقل برای استناد پدیده‌ها به خدای متعالی در نظر می‌گیرد و در عین حال می‌توان آنها را تعلیم مرحله به مرحله برای توحید افعالی تلقی كرد.
9. شبهه قائلین به تفویض این است كه هر فعل اختیاری مستند به اراده فاعل واحدی است و اگر افعال انسان مستند به اراده الهی باشد، نمی‌توان آنها را مستند به اراده انسان دانست، و لازمه‌اش جبر باطل و غیرقابل‌قبول است.
10. پاسخ این است كه استناد یك فعل به دو اراده در صورتی محال است كه تأثیر اراده‌ها در عرْض هم فرض شود، اما با توجه به اینكه انسان مانند دیگر مخلوقاتْ استقلالی در وجود و شئون وجودش ندارد، افعال مستند به اراده او هم در مرتبه بالاتری مستند به اراده الهی می‌باشد.
﴿ صفحه 453 ﴾