آموزش فلسفه جلد دوم(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

پرسش

1. معنایی كه عموم مردم از واژه «خدا» می‌فهمند چیست؟
2. چرا فلاسفه واژه «واجب‌الوجود» را انتخاب كرده‌اند؟
3. امتیاز اسم شریف «اللّه‌» كدام است؟ و چرا این اسم موضوع مباحث فلسفی و كلامی درباره خدای متعالی قرار نگرفته است؟
4. موضوع علم خداشناسی چیست؟ و كجا اثبات می‌شود؟
5. معنای واژه «فطری» و ویژگی‌های امور فطری را شرح دهید.
6. فطریات انسان كدام‌اند؟
7. خداشناسی را به چه معنا می‌توان فطری دانست؟ و آیا لازمه فطری بودنِ آن، بی‌نیازی از استدلال است؟
8. نفی برهان از واجب‌الوجود به چه معنا صحیح است؟
9. برهان لمّی به چه معنا درمورد واجب‌الوجود جاری، و به چه معنا جاری نیست؟
10. آیا انّی بودن براهین فلسفی، نشانه كم‌اعتباری آنهاست؟ چرا؟
﴿ صفحه 419 ﴾

درس شصت و دوم: اثبات واجب‌الوجود

· مقدمه
· برهان اول: برهان امكان
· برهان دوم: برهان شیخ‌الرئیس
· برهان سوم: برهان صدرالمتألهین
﴿ صفحه 420 ﴾
﴿ صفحه 421 ﴾

مقدمه

دلایلی كه برای اثبات وجود خدای متعالی اقامه شده فراوان و دارای اسلوب‌های گوناگونی است. به‌طور كلی می‌توان آنها را به سه دسته تقسیم كرد:
دسته اول، دلایلی است كه از راه مشاهده آثار و آیات الهی در جهان اقامه می‌شود، مانند دلیل نظم و عنایت كه از راه انسجام و هم‌بستگی و تناسب پدیده‌ها، وجود طرح و هدف و تدبیر حكیمانه، كشف، و ناظم حكیم و مدبر علیم برای جهان اثبات می‌گردد. این دلایل در عین حال كه روشن و دلنشین و خرسندكننده است، پاسخ‌گوی همه شبهات و وساوس نیست، و در واقع بیشتر نقش بیدار كردن فطرت و به آگاهی آوردن معرفت فطری را ایفا می‌كند.
دسته دوم، دلایلی است كه از راه نیازمندی جهان، وجود آفریدگار بی‌نیاز را اثبات می‌كند، مانند برهان حدوث كه از راه مسبوق بودن پدیده‌ها به عدم و نیستی، نیازمندی ذاتی آنها اثبات می‌شود و سپس به كمك ابطال دور و تسلسل، آفریننده بی‌نیاز، اثبات می‌گردد، یا برهان حركت كه از راه نیازمندی حركت به محرك، و محال بودن تسلسل محركات تا بی‌نهایت، وجود خدا به‌عنوان نخستین پدیدآورنده حركت در جهان اثبات می‌شود، یا دلایلی كه از راه ابداعی بودن نفوس و صور جوهریه و عدم امكان صدور آنها از فاعل‌های طبیعی و مادی، وجودِ علت هستی‌بخش و بی‌نیاز اثبات می‌گردد. این دلایل نیز كمابیش نیازمند به مقدمات حسی و تجربی می‌باشد.
دسته سوم، دلایل فلسفی خالص است كه از مقدمات عقلی محض­ تشكیل می‌شود،
﴿ صفحه 422 ﴾
مانند برهان امكان و برهان صدیقین. این دسته از براهین ویژگی‌های خاصی دارند: نخست آنكه نیازی به مقدمات حسی و تجربی ندارند، دوم آنكه شبهات و وساوسی كه در پیرامون دیگر دلایل مطرح می‌شود به اینها راه نمی‌یابد و به دیگر سخن، از اعتبار منطقی بیشتری برخوردار است، و سوم آنكه مقدمات این براهین كمابیش مورد حاجت در دیگر استدلالات نیز هست، مثلاً هنگامی كه ناظم و مدبر حكیم یا محدث یا محرك اول اثبات شد، باید برای بی‌نیازی ذاتی و واجب‌الوجود بودن او، از مقدماتی استفاده كرد كه در براهین دسته سوم مورد استفاده قرار می‌گیرند.
با این همه، سایر دلایل مزیتی دارند كه دسته سوم فاقد آن است، و آن عبارت است از اینكه براهین دسته سوم تنها موجودی را به‌عنوان واجب‌الوجود اثبات می‌كند و اثبات علم و قدرت و حكمت و حتی جسم نبودن و مغایرت او با عالم مادی، نیازمند به براهین دیگری است.
ما در اینجا تنها به ذكر بعضی از براهین دسته سوم بسنده می‌كنیم و نخست به اثبات واجب‌الوجود و سپس به بیان صفات وی می‌پردازیم: