آموزش فلسفه جلد دوم(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

بخش هفتم: خداشناسی

﴿ صفحه 408 ﴾
﴿ صفحه 409 ﴾

درس شصت و یكم: راه شناختن خدا

· مقدمه
· علم خداشناسی و موضوع آن
· فطری بودن شناخت خدا
· امكان استدلال برهانی بر وجود خدا
· برهان لمّی و انّی
﴿ صفحه 410 ﴾
﴿ صفحه 411 ﴾

مقدمه

مفهومی كه عموم مردم از خدای متعالی درك می‌كنند و معنایی كه هنگام شنیدن واژه «خدا» یا معادل‌های آن در زبان‌های مختلف می‌فهمند، عبارت است از موجودی كه جهان را آفریده است. به دیگر سخن، خدا را به‌عنوان «آفریدگار» می‌شناسند و احیاناً معانی دیگری از قبیل پروردگار و معبود (كسی كه شایسته پرستش است) را مورد توجه قرار می‌دهند. در واقع خدا را به‌عنوان انجام‌دهنده «كار» آفرینش و توابع آن می‌شناسند.
فلاسفه با توجه به اینكه این‌گونه مفاهیم از مقام فعل الهی و بعضاً از افعال مخلوقین، مانند پرستیدن انتزاع می‌شود، كوشیده‌اند مفهومی را به‌كار بگیرند كه حكایت از ذات مقدس الهی نماید، بدون اینكه احتیاجی به در نظر گرفتن افعال و مخلوقات وی داشته باشد و بدین‌ترتیب، مفهوم «واجب‌الوجود» را برگزیده‌اند؛ یعنی كسی كه هستی او ضروری و زوال‌ناپذیر است.
ولی این مفهوم هم یك مفهوم كلی و ذاتاً قابل اشتراك و صدق بر مصادیق متعدد می‌باشد. ازاین‌رو باید بهترین اسماء و كلمات را اسم «اللّه‌» دانست كه اسم خاص و به‌اصطلاح «عَلَم شخصی» است، و شاید این اسم شریف، نخست از طرف انبیا و پیشوایان دینی مطرح شده باشد.
امابرای دانستن معنای اسم خاص، شناختن«شخص مسمی» لازم است؛ شناختی كه درمورد محسوسات به‌وسیله ادراك حسی، و در غیر محسوسات، تنها از راه علم حضوری حاصل می‌شود، و هنگامی كه موجودی قابل درك حسی نباشد، راه شناختن شخص او منحصر به علم حضوری خواهدبود.هر ‌چند اثبات وجود چنین علمی مربوط به فلسفه است، اما خود این علم از راه بحث‌های فلسفی به‌دست نمی‌آید، و آنچه از كاوش‌های
﴿ صفحه 412 ﴾
عقلی و براهین فلسفی حاصل می‌شود، طبعاً مفاهیم كلی عقلی خواهد بود. از اینجا نكته گزینش واژه «واجب‌الوجود» از طرف حكمای الهی روشن می‌شود.
ما در ضمن درس‌های این بخش، درباره اینكه اساساً «اللّه‌» را تا چه اندازه و به چه وسیله می‌توان شناخت، بحثی خواهیم داشت، ولی موضوع این بخش را طبق سنت فلسفی و كلامی «خدا = واجب‌الوجود» قرار می‌دهیم.