آموزش فلسفه جلد دوم(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

پیوستگی عرْضی

درباره پیوستگی عرْضی موجودات مادی و حركات جوهریه آنها می‌توان گفت كه چون میان اجزاء ماده، عدمی فاصله نشده و خلأ محضی وجود ندارد، همگی آنها دارای وحدتی اتصالی خواهند بود و چنین موجود واحدی حركت جوهریه واحدی خواهد داشت.
﴿ صفحه 402 ﴾
اما صرف‌نظر از اینكه در این بیان پیوستگی حركات جوهریه از وحدت ماده استنتاج شده، نه اینكه وحدت جهان از راه وحدت حركت جوهریه اثبات شود، اشكال دیگری بر آن وارد است، و آن اینكه: وحدت اتصالی ماده جهان، دلیلی بر وحدت صورت‌های آن و وحدت حركات جوهریه آنها نمی‌شود؛ زیرا بدیهی است كه هركدام از صورت‌ها دارای مرز مشخص و آثار ویژه‌ای است كه ربطی به آثار ماده مشترك ندارد.
بنابراین پیوستگی عرْضی موجودات مادی و حركات جوهریه آنها هم تنها به لحاظ وحدت اتصالی ماده آنها صحیح است و چنین وحدت و پیوستگی، منافاتی با كثرت صورت‌ها و كون و فساد آنها ندارد.
﴿ صفحه 403 ﴾

خلاصه

1. حركت جوهریه نوبه‌نو شدن دمادمِ وجود جوهر است و ربطی به حركات اتم‌ها و اجسام كلان ندارد.
2. وجود اعراض ساكن هم نوشونده است و سكون مطلق در اعراض هم یافت نمی‌شود.
3. ممكن است موجود واحدی دارای چند حركت اصلی و تَبَعی باشد، و وحدت متحرك، نشانه وحدت حركت نیست ولی وحدت حركت، نشانه وحدت متحرك می‌باشد.
4. گاهی حركتی به‌واسطه حركت دیگری به متحرك نسبت داده می‌شود و می‌توان آن را «حركت بر حركت» نامید.
5. گذشت زمان همیشه به یك منوال است و تندشدن و كندشدن درباره آن معنا ندارد.
6. حركت جوهریه را می‌توان به سه قسم تقسیم كرد:
الف) حركت یك‌نواخت و متشابه‌الاجزاء؛
ب) حركت تكاملی و اشتدادی؛
ج) حركت تضعفی و نزولی.
7. اشتداد و تضعف را می‌توان مانند شتاب مثبت و منفی، حركت بر حركت قلمداد كرد.
8. موجوداتی كه دارای دو یا چند صورت متراكب باشند، چند حركت جوهریه خواهند داشت.
9. اگر موجودی دارای صورت و حركت جوهریه‌ای باشد و در زمان بعد، صورت و حركت جوهریه دیگری در آن پدید آید، می‌توان آن را نسبت به ‌صورت دوم «بالقوه» نامید؛ زیرا جزئی از صورت و حركت جوهریه آن همراه با حركت دوم باقی می‌ماند.
10. حركت جوهریه در جسم بسیط را نمی‌توان به «خروج تدریجی از قوه به فعل» تفسیر كرد و قوه را مبدأ، و فعلیت را منتهای آن شمرد؛ زیرا نمی‌توان بقاء جزئی از موجود سابق را در آن فرض كرد. بنابراین تعریف مزبور برای حركت كلیت ندارد.
﴿ صفحه 404 ﴾
11. اطلاق قوه و فعل بر اجزاء سابق و لاحق حركت، به اصطلاح دیگری است كه به‌حسب آن، بقاء چیزی از موجود سابق لازم شمرده نمی‌شود و تبدل چنین قوه و فعلی، تدریجی و با فاصله زمانی نخواهد بود.
12. پیوستگی حركات جوهریه به دو صورت تصور می‌شود: پیوستگی حركات متوالی در طول زمان، و پیوستگی حركات هم‌زمان.
13. حركات متوالی هر‌چند بدون فاصله زمانی تحقق می‌یابند، اما با توجه به مرزهایی كه آنها را از یكدیگر متمایز می‌سازد، نمی‌توان آنها را حركت واحدی قلمداد كرد.
14. وحدت اتصالی اجزاء ماده، دلیل وحدت حركات هم‌زمانِ آن نمی‌شود؛ زیرا هر بخشی از آن صورت مستقلی دارد كه حركت جوهریه خاص به خودش را خواهد داشت.
﴿ صفحه 405 ﴾

پرسش

1. چرا نمی‌توان حركت ذرات اتم‌ها را حركتی در جوهر قلمداد كرد؟
2. آیا می‌توان اعراض را سكونی مطلق تلقی كرد؟ چرا؟
3. بین وحدت حركت و وحدت متحرك چه نسبتی وجود دارد؟ آیا هیچ‌كدام از آنها ملازم با دیگری است؟
4. حركت تَبَعی چیست؟
5. حركت بر حركت را تعریف كنید.
6. چرا سرعت و شتاب را در زمان نمی‌توان فرض كرد؟
7. اقسام حركت جوهریه را بیان كنید.
8. كدام‌یك از حركات جوهریه را می‌توان حركت بر حركت دانست؟
9. در چه موردی می‌توان دو یا چند حركت جوهریه را اثبات كرد؟
10. دلیل كسانی كه همه حركات جوهریه را تكاملی دانسته‌اند بیان و نقادی كنید.
11. آیا می‌توان همه حركات جوهریه را خروج تدریجی از قوه به فعل دانست، به‌گونه‌ای كه قوه و فعل صفت مبدأ و منتهای آنها باشند؟ چرا؟
12. نارسایی‌های تعریف حركت به «خروج تدریجی از قوه به فعل» را بیان كنید.
13. به چه معنی می‌توان هر جزئی از حركت را نسبت به جزء بعدی «قوه» دانست؟ و آیا به‌حسب آن معنا می‌توان تعریف مزبور را بر همه حركات تطبیق كرد؟ چرا؟
14. پیوستگی پدیده‌های مادی و حركات آنها به چند صورت تصور می‌شود؟
15. وحدت جهان مادی را به چه معنا می‌توان پذیرفت؟
16. چگونه می‌توان وحدت جهان مادی را از حركت جوهریه استنتاج كرد؟
17. وحدت حركات متوالی را بیان و نقادی كنید.
18. وحدت حركات هم‌زمان را بیان و نقادی كنید.
﴿ صفحه 407 ﴾