آموزش فلسفه جلد دوم(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

پیوستگی حركات جوهریه

در درس بیست و نهم بحثی درباره وحدت جهان مطرح شد و معانی مختلفی كه برای آن تصور می‌شد مورد بررسی قرار گرفت، ولی اثبات وحدت به هیچ‌كدام از معانی یادشده، در گرو اثبات حركت جوهریه نبود. اما گاهی برای اثبات وحدتِ جهان مادی، به حركت جوهریه استناد می‌شود، بلكه وحدت جهان به‌عنوان یكی از نتایج قول به حركت جوهریه قلمداد می‌گردد و چنین گفته می‌شود كه با اثبات حركت جوهریه، كل جهان مادی حركت
﴿ صفحه 400 ﴾
جوهریه واحدی خواهد بود كه از هریك از مقاطع آن ماهیت خاصی انتزاع می‌شود، و كثرت موجودات مادی مستند به تعدد این ماهیات می‌باشد.
این مطلب را به این صورت می‌توان تقریب كرد كه اعراض و حركات آنها از شئون و نمودهای وجود جوهر هستند، و در واقع وجود آنها طفیلی وجود جواهر می‌باشد. اما خود جوهرهای مادی، در حقیقت حركات جوهریه پیوسته‌ای هستند كه با توجه به پیوستگی آنها می‌توان آنها را وجود واحدی تلقی كرد و بر این اساس می‌توان گفت كه كل جهان مادی وجود واحد پیوسته‌ای است.
ولی پیوستگی حركات جوهریه را به دو صورت می‌توان در نظر گرفت: یكی پیوستگی حركاتی كه در طول زمان متوالیاً به‌وجود می‌آیند و می‌توان آن را «پیوستگی طولی» نامید، و دیگری پیوستگی حركات هم‌زمان كه در كنار هم تحقق می‌یابند و می‌توان آن را «پیوستگی عرْضی» نام‌گذاری كرد. ازاین‌رو هریك از دو صورت را جداگانه مورد بررسی قرار می‌دهیم:

پیوستگی طولی

در مورد پیوستگی طولی موجودات مادی و حركات جوهریه آنها می‌توان گفت هر موجود مادی خاصی را كه در نظر بگیریم، حركت جوهریه خاصی است كه در ماده پدید می‌آید؛ مثلاً وجود یك گیاه، حركت جوهریه‌ای است كه در عناصرِ تشكیل‌دهنده آن رخ می‌دهد، ولی ماده قبلی آن نیز به‌نوبة‌خود، حركت جوهریه‌ای دارد و همچنین هرچه به عقب برگردیم به حركات جوهریه دیگری خواهیم رسید كه هیچ‌گاه میان آنها سكونی فاصله نشده است. بنابراین می‌توان گفت كه پدیده‌های متوالی، حركت جوهریه واحد و دارای مقاطع متعددی است كه از هریك از مقاطع آن، ماهیت خاصی انتزاع می‌شود.
اما این بیان از دو جهت قابل مناقشه است: اولاً، چنان نیست كه هریك از مقاطع خاص، وجود واحد و حركت جوهریه واحدی داشته باشد، بلكه ممكن است موجودی
﴿ صفحه 401 ﴾
مركب از چند صورت متراكب و دارای چند حركت جوهریه باشد، چنان‌كه در درس پنجاه و چهارم به اثبات رسید؛
ثانیاً، پیوستگی دو حركت جوهریه متوالی، در صورتی به‌معنای وحدت حقیقی آنها می‌باشد كه مرز مشخصی میان آنها وجود نداشته باشد؛ در صورتی كه تبدل موجوداتِ مادی به یكدیگر، چنین نیست و دلیل آن، آثار مختلفی است كه بر هریك از آنها مترتب می‌شود؛ مثلاً آثار نباتی، یعنی نمو و تولید مثل، آثار جدیدی است كه در ماده پدید می‌آید و اصلاً سابقه‌ای در ماده بی‌جان ندارد و از هنگامی شروع می‌شود كه صورت نباتی در ماده تحقق یابد، و گرچه صورت نباتی عین حركت جوهریه نباتی است، اما دارای مرز معیّنی است كه آن را از حركت جوهریه ماده سابق جدا می‌كند. به دیگر سخن، در امتداد حركت جوهریه ماده، نقطه‌ای رسم می‌شود كه مرز بین جماد و نبات به‌شمار می‌رود و از آن نقطه، حركت جوهریه جدیدی پدید می‌آید كه می‌توان آن را با یك خط منحنی نمایش داد كه در دو نقطه، خط مستقیم زیرین را قطع می‌كند. بنابراین حركات جوهریه متوالی، پاره‌خط‌های پیوسته‌ای هستند كه نقاط خاصی آنها را از یكدیگر متمایز می‌سازد و هركدام از آنها ویژگی‌های خاص خود را دارند.
ولی چون این نقاط به‌وسیله خط‌های فوقانی رسم می‌شوند، می‌توان خط مستقیمِ زیرین را كه در امتداد زمان پیش می‌رود، خط واحدی دانست كه نمودار وحدتِ اتصالی ماده اولیه جهان در طول زمان می‌باشد، و تنها به این معنا می‌توان وحدتی را برای جهان مادی اثبات كرد.

پیوستگی عرْضی

درباره پیوستگی عرْضی موجودات مادی و حركات جوهریه آنها می‌توان گفت كه چون میان اجزاء ماده، عدمی فاصله نشده و خلأ محضی وجود ندارد، همگی آنها دارای وحدتی اتصالی خواهند بود و چنین موجود واحدی حركت جوهریه واحدی خواهد داشت.
﴿ صفحه 402 ﴾
اما صرف‌نظر از اینكه در این بیان پیوستگی حركات جوهریه از وحدت ماده استنتاج شده، نه اینكه وحدت جهان از راه وحدت حركت جوهریه اثبات شود، اشكال دیگری بر آن وارد است، و آن اینكه: وحدت اتصالی ماده جهان، دلیلی بر وحدت صورت‌های آن و وحدت حركات جوهریه آنها نمی‌شود؛ زیرا بدیهی است كه هركدام از صورت‌ها دارای مرز مشخص و آثار ویژه‌ای است كه ربطی به آثار ماده مشترك ندارد.
بنابراین پیوستگی عرْضی موجودات مادی و حركات جوهریه آنها هم تنها به لحاظ وحدت اتصالی ماده آنها صحیح است و چنین وحدت و پیوستگی، منافاتی با كثرت صورت‌ها و كون و فساد آنها ندارد.
﴿ صفحه 403 ﴾