آموزش فلسفه جلد دوم(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

درس پنجاه و نهم: حركت در جوهر

· مقدمه
· شبهه منكرین حركت در جوهر
· حل شبهه
· دلایل وجود حركت در جوهر
﴿ صفحه 382 ﴾
﴿ صفحه 383 ﴾

مقدمه

چنان‌كه اشاره شد فلاسفه پیشین، اعم از مشائی و اشراقی، حركت را ویژه اعراض می‌دانسته‌اند و نه‌تنها حركت در جوهر را اثبات نمی‌كرده‌اند، بلكه آن را امری محال می‌پنداشته‌اند. از فلاسفه یونان باستان هم كسی را نیافته‌ایم كه صریحاً حركت در جوهر را مطرح و آن را اثبات كرده باشد. تنها از هراكلیتوس سخنانی نقل شده كه قابل تطبیق بر حركت جوهریه است، و حداكثر به كسانی از فلاسفه و متكلمین اسلامی و غیراسلامی كه قائل به آفرینش مستمر و نو‌به‌نو بوده‌اند نیز می‌توان گرایش به حركت جوهریه را نسبت داد. اما كسی كه صریحاً این مسئله را عنوان كرد و برخلاف فیلسوفان بنام جهان، شجاعانه بر اثبات آن پای فشرد، فیلسوف عظیم اسلامی صدرالمتألهین شیرازی بود.
ما در اینجا نخست به بیان شبهه منكرین حركت در جوهر و حل آن می‌پردازیم، سپس نظریه صدرالمتألهین و دلایلی را كه وی برای اثبات آن اقامه كرده است بیان می‌كنیم.

شبهه منكرین حركت در جوهر

سخنان كسانی كه حركت در جوهر را محال می‌پنداشته‌اند، بر این محور دور می‌زند كه یكی­ از لوازم بلكه مقومات هر حركتی، وجود متحرک­ و به­اصطلاح­ موضوع حركت است، چنان‌كه وقتی می‌گوییم كره زمین به دور خودش و به دور خورشید می‌چرخد، یا سیب از سبزی به­زردی ­و ­سرخی ­تحول ­می‌یابد، یا نهال ­درخت و نوزاد حیوان و انسان رشد و نمو می‌كند، در همه این موارد ذات ثابتی داریم كه صفات و حالات آن تدریجا
﴿ صفحه 384 ﴾
دگرگون می‌شود. اما اگر بگوییم خود ذات هم ثَباتی ندارد و همان‌گونه كه صفات و اعراض آن دگرگون می‌شوند، جوهر آن هم تحول می‌یابد، این دگرگونی را به چه چیزی نسبت بدهیم؟ به دیگر سخن، حركت در جوهر، حركتی بی‌متحرك و صفتی بی‌موصوف خواهد بود، و چنین چیزی معقول نیست.