آموزش فلسفه جلد دوم(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

حركت كمّی

حركت در مقوله كمیت، یا در كمیت منفصل و عدد فرض می‌شود و یا در كمیت متصل و مقدار جسم متحرك. اما عدد علاوه بر اینكه وجود حقیقی ندارد، تغییر تدریجی هم برای آن معنا ندارد؛ زیرا تغییر در عدد تنها به‌وسیله افزایش و كاهش واحد یا واحدهایی حاصل می‌شود و این افزایش و كاهش به‌صورت دفعی پدید می‌آید، هر‌چند احیاناً متوقف بر مقدمات تدریجی و حركات مكانی باشد.
و اما حركت در كمیت متصل اگر در خط فرض شود، تغیرات آن تابع تغیرات سطح است و تغیر سطح هم به نوبه خود تابع تغیر حجم می‌باشد و تا حجم چیزی افزایش یا كاهشی نیابد، مقدار سطوح و خطوط آن هم افزایش و كاهشی نمی‌یابد.
اما افزایش حجم، یا در اثر ضمیمه شدن جسم دیگری حاصل می‌شود، و یا در اثر انبساط و امتداد اجزاء خود آن. همچنین كاهش حجم جسم، یا در اثر جدا شدن بخشی از آن روی می‌دهد، و یا در اثر فشردگی اجزاء موجود در آن. اما تغییری كه در اثر تجزیه و تركیب و اتصال و انفصال حاصل می‌شود، معمولاً تغییری دفعی است، هر‌چند مقدمات آن تدریجاً تحقق یابد. ولی می‌توان موردی را برای تجزیه و تركیب تدریجی در نظر گرفت، به این صورت كه مثلاً دو مایعی را كه هركدام علی‌الفرض دارای وحدت شخصی حقیقی باشند، تدریجاً روی هم بریزیم به‌طوری كه تدریجاً با یكدیگر ممزوج شده، به‌صورت مایع واحد شخصی دیگر درآید. اما با توجه به اینكه هر مایعی مركب از ملكول‌های بی‌شماری است، اثبات وحدت شخصی برای هریك از دو مایع مفروض، و همچنین برای مجموع مركب از آنها بسیار دشوار است. در حقیقت، این‌گونه تجزیه و تركیب‌ها، مجموعه‌ای از اتصالات و انفصالات آنی است كه به‌دنبال حركت مكانی اجزاء پدید می‌آید.
﴿ صفحه 376 ﴾
اما افزایش و كاهش حجم جسم در اثر گسترش یا فشردگی اجزاء آن، در واقع تعبیر دیگری از حركات مكانی و وضعی ملكول‌ها و اتم‌های آن است؛ مثلاً هنگامی كه آب به جوش می‌آید و تبدیل به بخار می‌شود، بر حجم آن افزوده می‌گردد، ولی این افزایش حجم، برحسب آنچه فیزیك‌دانان اثبات كرده‌اند، چیزی جز دور شدن ملكول‌های آب از یكدیگر نیست و همچنین تبدیل شدن بخار به آب و گاز به مایع هم چیزی جز نزدیك شدن آنها به یكدیگر نمی‌باشد.
ازاین‌رو مصداق روشن حركت كمّی را رشد گیاهان و جانوران دانسته‌اند كه هر‌چند با ضمیمه شدن اجسام دیگری مانند آب و مواد غذایی حاصل می‌شود، ولی علی‌الفرض هركدام دارای صورت نوعیه واحدی هستند كه مقدار آن تدریجاً افزایش می‌یابد.
اما به‌نظر می‌رسد كه اثبات حركت كمّی حقیقی در این‌گونه موارد هم مشكل است؛ زیرا بدون شك رشد نباتی در اثر انضمام مواد خارجی است كه از خارج با حركت مكانی به درون آنها منتقل می‌شود و اتصال و انفصال اجزاء آنها به‌صورت دفعی پدید می‌آید، چنان‌كه دو جسمی كه به‌طرف یكدیگر حركت می‌كنند یا یكی از آنها به‌سوی دیگری می‌رود، گرچه تدریجاً به هم نزدیك می‌شوند، اما اتصال آنها در یك «آن» و بدون فاصله زمانی انجام می‌پذیرد، و بعد از آنكه اجزاء جدید در جای خود قرار گرفتند، هر‌چند فعل و انفعالات شیمیایی و فیزیولوژیكی آنها تدریجاً انجام می‌گیرد، اما دلیلی وجود ندارد كه صورت نوعیه درخت یا حیوان هم تدریجاً گسترش یابد تا اینكه جزء جدید را فرا گیرد، و جای چنین احتمالی هست كه تبدیل كمیت سابق به كمیت جدید، به‌صورت دفعی و از قبیل كون و فساد باشد، نه به‌صورت تدریجی و از قبیل حركت در كمیت.
حاصل آنكه: اثبات حركت در كمیت به مراتب مشكل‌تر از سایر اقسام حركت می‌باشد و چنین احتمالی وجود دارد كه آنچه حركت در كمیت نامیده می‌شود، در واقع مجموعه‌ای از حركات مكانی و اتصالات و انفصالات آنی یا كون و فسادهای دفعی باشد.
﴿ صفحه 377 ﴾

خلاصه

1. حركت مكانی محسوس‌ترین انواع حركت است و فلاسفه مقوله «اَین» را مسافت آن دانسته‌اند، ولی باید توجه داشت كه مفهوم «اَین» مانند دیگر مفاهیم نسبی از قبیل مفاهیم ماهوی نیست، همچنین مكان از عوارض تحلیلیه وجود جسم به‌شمار می‌رود.
2. حركت مكانی را می‌توان به ارادی و غیرارادی، و حركت غیرارادی را به طبیعی و قسری تقسیم كرد. ولی فلاسفه فاعل قریب در همه این اقسام را طبیعت دانسته‌اند.
3. به‌طور كلی می‌توان گفت حركت یا مقتضای ذات موجودِ متحرك است و یا در اثر عامل خارجی پدید می‌آید و ناچار به عاملی منتهی می‌شود كه ذاتاً اقتضای حركت را داشته باشد، و می‌توان انرژی را مصداق این عامل به‌حساب آورد.
4. حركت وضعی در واقع همان حركت مكانی اجزاء متحرك و جابه‌جا شدن آنهاست و ازاین‌رو همه احكام حركت مكانی را خواهد داشت.
5. فلاسفه حركت دَوری را مقتضای طبیعت نمی‌دانند، نیز فیزیك‌دانان حركت در غیر خط مستقیم را برآیندِ چند نیرو می‌شمارند.
6. حركت كیفی را می‌توان برحسب اقسام كیفیت به چهار قسم جزئی تقسیم كرد.
7. حركت در كیف نفسانی قطعی‌ترین انواع حركت به‌شمار می‌رود؛ زیرا با علم حضوری درك می‌شود.
8. حركت در كیفیات محسوسه نیازمند به براهین تجربی است.
9. حركت در شكل‌های هندسی و كیفیت خط و سطح و حجم، تابعِ حركت وضعی و مكانی اجسام است.
10. تندشدن و كندشدن حركات را می‌توان نوعی حركت در كیفیتِ مخصوص به كمیت تلقی كرد، از این نظر كه به كمیت سرعت نسبت داده می‌شود.
11. حركت در كیف­ استعدادی، حركتی حقیقی نیست. زیرا مابازاء عینی ندارد. ولی در
﴿ صفحه 378 ﴾
صورتی كه منشأ انتزاع آن واقعاً تدریجی‌التحقق باشد، می‌توان حركت در كیف استعدادی را تعبیری از حصول تدریجی آن به‌حساب آورد.
12. تغیرات عدد دفعی است و حركت در آنها معنا ندارد.
13. تغیرات خطوط و سطوح تابع تغیرات حجم می‌باشد.
14. اگر تغیر حجم در اثر تجزیه و تركیب حاصل شود، در واقع دفعی خواهد بود، گرچه به‌نظر سطحی امری تدریجی تلقی گردد.
15. اگر تغیر حجم در اثر گسترش و فشردگی اجزاء و بدون انضمام جزء یا انفكاك جزئی حاصل شود، منوط به حركت مكانی اجزاء خواهد بود.
16. فلاسفه مصداق روشن حركت كمّی را رشد گیاهان و جانوران دانسته‌اند كه بعد از حركت مكانی اجزاء جدید و تحولات كیفی آنها حاصل می‌گردد. اما اثبات اینكه صورت نوعیه تدریجاً گسترش كمّی می‌یابد، در گرو برهان است.
﴿ صفحه 379 ﴾

پرسش

1. نظر فلاسفه را درباره انواع حركت بیان كنید.
2. بستر و مسافت حركت مكانی را شرح دهید.
3. عامل طبیعی چه نقشی در حركات ارادی و قسری دارد؟
4. آیا می‌توان همه حركات را قسری دانست؟ چرا؟
5. نظر فلاسفه و فیزیك‌دانان درباره حركت دَوری چیست؟
6. حركت وضعی و بستر آن را شرح دهید.
7. اقسام حركت كیفی را بیان كنید.
8. حركت در كیفیت استعدادی را چگونه می‌توان تفسیر كرد؟
9. حركت كمّی چیست؟ و چند صورت برای آن تصور می‌شود؟
10. در چه صورت می‌توان رشد گیاهان را حركت در كمیت دانست؟
﴿ صفحه 381 ﴾