آموزش فلسفه جلد دوم(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

خلاصه

1. حركت را می‌توان براساس اختلاف انواع فاعل، به دو نوع طبیعی و ارادی تقسیم كرد.
2. مهم‌ترین محور تقسیم حركت، بستر و مسافت آن است.
3. حركت را می‌توان از نظر تغیر یا ثابت بودن سرعت، به سه قسم تقسیم كرد:
الف) حركت یك‌نواخت و بی‌شتاب؛
ب) حركت تندشونده و دارای سرعت افزاینده؛
ج) حركت كندشونده و دارای سرعت كاهنده.
4. تغیر تدریجی سرعت حركت را می‌توان حركت دیگری روی حركت اول تلقی كرد كه مبدأ آن درجه خاصی از سرعت، و منتهای آن درجه دیگری از آن، و بستر حركت، خود سرعت می‌باشد.
5. این اقسام سه‌گانه را با علم حضوری در مورد كیفیات نفسانی می‌توان دریافت، و در سایر اشیاء به كمك حس می‌توان اثبات كرد.
6. تكاملی دانستن هر حركت به این معنا كه خود حركت از حیثیت حركت بودنش شدت و شتاب یابد، مستلزم انكار حركات یك‌نواخت و كندشونده است.
7. حركت یك‌نواخت و كندشونده، منافاتی با تكامل متحرك ندارد، چنان‌كه وقتی آهنگ سیاه شدن جسمی كند هم می‌شود، بالأخره بر سیاهی آن افزوده می‌گردد.
8. هیچ‌یك از تعاریف حركت منافاتی با وجود حركت یك‌نواخت و كندشونده ندارد؛ زیرا حداكثر چیزی كه از آنها استفاده می‌شود حصول كمال و فعلیت جدید برای متحرك است و این معنا در حركات یك‌نواخت و كندشونده هم حاصل است.
9. اما ممكن است از بعضی از تعاریف حركت چنین استنباط شود كه متحرك باید در اثر حركت كامل‌تر شود، به‌طوری كه موقعیت آن بعد از حركت، بر موقعیت آن قبل از حركت برتری داشته باشد.
10. براساس این استنباط، حركت نزولی، حركتی بالعرض و نتیجه حركت تكاملی موجود دیگر شمرده شده است.
﴿ صفحه 367 ﴾
11. اولاً، توأم بودن هر حركت نزولی با حركت تكاملی موجود دیگر قابلِ اثبات نیست.
12. ثانیاً، تكاملی بودن حركت دیگر، موجب نفی حقیقت حركت از سیرِ نزولی نمی‌شود، و این سؤال باقی می‌ماند كه سیر نزولی از نظر فلسفی چه مفهومی دارد؟
13. تكیه كردن بر بعضی از تعریف‌ها برای نفی حركت غیرتكاملی موجه نیست، و به فرض اینكه تعاریف مزبور شامل حركت نزولی نشود، باید صحت آنها را مورد تردید قرار داد.
14. برای تعاریف یادشده می‌توان تفسیری را در نظر گرفت كه مستلزم نفی حركت غیرتكاملی نباشد، به این صورت كه لازمه حركت، رسیدن متحرك به فعلیت جدیدی است، هر‌چند ملازم با از دست رفتن فعلیت مساوی یا كامل‌تری باشد. نیز كمال بودن حركت و نتیجه آن، منافاتی با از دست رفتن كمال مساوی یا برتری ندارد.
15. ولی اساساً تكیه بر مفهوم قوه و فعل یا مفهوم كمال، در تعریف حركت لزومی ندارد و بهترین تعریف آن همان «تغیر تدریجی» است.
16. هر حركتی برخاسته از شعور و انگیزه نیست تا گفته شود كه اگر متحرك تكامل نیابد انگیزه‌ای برای حركت نخواهد داشت.
17. حتی موجود باشعور و باانگیزه هم ممكن است حركتی را به انگیزه لذتی انجام دهد كه مستلزم از دست دادن كمال ارزشمندتری باشد.
18. براساس حكمت الهی می‌توان اثبات كرد كه مجموعاً حركات جهان به كمالات ارزنده‌تری می‌انجامد، اما معنای آن تكامل یافتن هر متحرك در اثر حركت نیست.
19. تكاملی بودن هر حركت را تنها به این معنا می‌توان پذیرفت كه در هر حركتی، شخصْ كمال (امر وجودی) جدیدی تحقق می‌یابد، هر‌چند مساوی با شخص كمال سابق و یا پست‌تر از آن باشد.
20. شبهه تكاملی بودن هر حركت، در اثر تفسیر نادرست برای رابطه قوه و فعل نشئت گرفته است.
﴿ صفحه 368 ﴾

پرسش

1. چرا حركت را به لحاظ مقومات آن نمی‌توان تقسیم كرد؟
2. چه تقسیماتی را برای حركت می‌توان در نظر گرفت؟ و مهم‌ترین آنها كدام است؟
3. اقسام حركت را برحسب تغیر یا عدم تغیر سرعت بیان كنید.
4. چگونه تعاریف حركت بر حركات یك‌نواخت و كندشونده منطبق می‌شود؟
5. دلیل تكامل متحرك در اثر حركت را بیان و نقادی كنید و توضیح دهید كه منشأ اصلی این شبهه چیست؟
6. قائلین به تكاملی بودن حركت چگونه حركت نزولی را توجیه كرده‌اند؟
7. چه اشكالاتی بر این توجیه وارد است؟
8. تكاملی بودن هر حركت را به چه معنا می‌توان پذیرفت؟
9. انگیزه حركات غیرتكاملی چیست؟
10. چرا وجود حركات غیرتكاملی منافاتی با حكمت الهی ندارد؟
﴿ صفحه 369 ﴾

درس پنجاه و هشتم: حركت در اعراض

· مقدمه
· حركت مكانی
· حركت وضعی
· حركت كیفی
· حركت كمّی
﴿ صفحه 370 ﴾
﴿ صفحه 371 ﴾