آموزش فلسفه جلد دوم(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

درس پنجاه و ششم: ویژگی‌های حركت

· مقومات حركت
· مشخصات حركت
· لوازم حركت
﴿ صفحه 344 ﴾
﴿ صفحه 345 ﴾

مقومات حركت

با دقت در مطالبی كه درباره حركت گفته شد، روشن می‌شود كه تحقق حركت منوط به سه چیز است كه می‌توان آنها را «مقومات حركت» نامید، و آنها عبارت‌اند از:
1. واحد بودن منشأ انتزاع حركت؛ زیرا حركت برخلاف سایر اقسام تغیر، تنها از یك وجود انتزاع می‌گردد و ازاین‌رو هر حركتی امر واحدی است كه اجزاء بالفعلی در آن یافت نمی‌شود؛
2. سیلان و امتداد آن در گستره زمان؛ زیرا امر تدریجی بدون انطباق بر زمان تحقق نمی‌یابد و ازاین‌رو حركت از امور دفعی و موجودات ثابتی كه خارج از ظرف زمان است انتزاع نمی‌گردد و به آنها نسبت داده نمی‌شود؛
3. انقسام آن تا بی‌نهایت؛ همان‌گونه كه هر امتدادی قابل قسمت تا بی‌نهایت می‌باشد، حركت نیز چنین است و هریك از اجزاء بالقوه آن، نسبت به جزء بالقوه بعدی، «متغیر» و جزء بعدی نسبت به جزء قبلی، «متغیرالیه» به‌شمار می‌رود.

مشخصات حركت

علاوه بر امور سه‌گانه فوق كه از تأمل در ذات حركت به‌دست می‌آید و برای هر حركتی ضرورت دارد، امور دیگری نیز هست كه می‌توان آنها را «مشخصات حركت» نامید و با توجه به اختلاف آنها می‌توان انواع خاصی را برای حركت در نظر گرفت و مهم‌ترین آنها از این قرار است:
﴿ صفحه 346 ﴾
1. بستر حركت
ممكن است موجودی دارای حیثیات متعدد قابل تغیری باشد، مثلاً ممكن است سیبی از درخت سقوط كند و حركت مكانی در آن پدید آید، چنان‌كه ممكن است رنگ آن تدریجاً تغییر یابد یا به دور خودش بچرخد. اما هركدام از این حركات بستر خاصی دارد كه آن را از دیگر حركات متمایز می‌سازد، مثلاً بستر حركت سیب از درخت به روی زمین، مكان است و حركت آن، حركت مكانی یا انتقالی یا حركت در مقوله «اَین» می‌باشد، و بستر تغیر تدریجی رنگ آن، رنگ است و این حركت در مقوله «كیف» به‌شمار می‌رود، و بستر چرخش آن به دور خودش، وضع است و این حركت در مقوله «وضع» محسوب می‌شود.
2. مدار حركت
ممكن است حركت شی‌ء در بستر واحد به شكل‌های گوناگونی انجام گیرد، مثلاً حركت مكانی و انتقالی یك ستاره ممكن است به شكل دایره یا به شكل بیضی انجام پذیرد، یا حركت توپ از یك نقطه به نقطه دیگر، ممكن است در خط مستقیم یا در خط منحنی واقع شود. ازاین‌رو مفهوم دیگری را باید در نظر گرفت كه اخص از مفهوم قبلی باشد و می‌توان آن را «مدار حركت» نامید. ولی باید توجه داشت كه واژه «مدار» در اینجا معنایی وسیع‌تر از معنای لغوی (محل دور زدن) دارد، چنان‌كه واژه «منحنی» در بعضی از علوم ریاضی، معنایی وسیع‌تر از معنای معروفش دارد و منحنی نمایش تغیرات، ممكن است به‌صورت خط مستقیم باشد.
3. جهت حركت
حركت شی‌ء در مدار واحد نیز ممكن است به‌صورت‌های مختلفی انجام بگیرد، مثلاً حركت فرفره به دور خودش، در مدار دایره محیطش انجام می‌گیرد، ولی ممكن است از راست به چپ یا از چپ به راست باشد. ازاین‌رو باید مشخصه دیگری را برای حركت در نظر گرفت و آن عبارت است از جهت حركت.
﴿ صفحه 347 ﴾
4. سرعت حركت
سرعت مفهومی است كه از نسبت بین زمان حركت و مسافت آن به‌دست می‌آید، مثلاً ممكن است جسمی فاصله مكانی معیّنی را در یك دقیقه یا در دو دقیقه بپیماید، و وجه امتیاز این دو حركت سرعت آنهاست.
5. شتاب
ممكن است سرعت حركتی تدریجاً افزایش یا كاهش یابد، چنان‌كه ممكن است سرعت آن ثابت بماند. در صورت اول، حركت «تندشونده یا دارای شتاب مثبت»، و در صورت دوم، «كندشونده یا دارای شتاب منفی»، و در صورت سوم «یك‌نواخت یا بی‌شتاب یا دارای شتاب صفر» نامیده می‌شود.
6. فاعل حركت
ازجمله چیزهایی كه موجب تعدد نوع حركت می‌شود، اختلاف نوع فاعل حركت است، مثلاً حركتی كه از فاعل ارادی سرمی‌زند، اختلاف نوعی با حركتی دارد كه از فاعل طبیعی پدید می‌آید، هر‌چند ظاهر آنها تفاوتی نداشته باشد. همچنین تعدد شخص فاعل موجب تعدد شخص حركت می‌گردد، چنان‌كه تعدد نیروهایی كه متعاقباً از دو موتور هواپیما پدید می‌آید موجب تعدد حركت آن می‌شود، هر‌چند دو حركت مزبور متصل و بدون فاصله زمانی باشد و به‌نظر سطحی، حركت واحدی به‌شمار آید.