آموزش فلسفه جلد دوم(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

خلاصه

1. معروف‌ترین تعریف‌های حركت از این قرار است:
الف) تغیر تدریجی؛
ب) خروج تدریجی شی‌ء از قوه به فعل؛
ج) كمال اول برای موجود بالقوه، از آن جهت كه بالقوه است.
ولی تعریف اول ساده‌تر و روشن‌تر است.
2. حد تام منطقی برای حركت امكان ندارد؛ زیرا مفهوم آن از قبیل معقولات ثانیه فلسفی است كه از سیلان وجود جوهر و عرض انتزاع می‌شود، و به فرض اینكه حركت مقوله خاصی باشد نیز حد تام نخواهد داشت؛ زیرا مقوله جنس عالی است و خودش جنس و فصلی ندارد.
3. حركت برخلاف تغیرات دفعی، از یك وجود انتزاع می‌شود و تعدد متغیر و متغیرالیه، به لحاظ تعدد اجزاء بالقوه آن است.
4. اِلئاییان حركت را به‌عنوان امر واحد ممتد انكار كرده و آن را مجموعه‌ای از سكونات پی‌درپی انگاشته‌اند.
5. وجود حركت، یقینی است و بعضی از مصادیق آن (حركت در كیف نفسانی) با علم حضوری خطاناپذیر درك می‌شود.
6. نخستین دلیل الئاییان این است كه فرض وجود خارجی برای حركت، مستلزم تناقض و اتصاف آن به متناهی و نامتناهی است.
7. ارسطو جواب داده است كه تناهی، صفت خود حركت، و عدم تناهی، صفت اجزاء بالقوه آن است، پس در تناقض مفروض، وحدت قوه و فعل وجود ندارد.
8. نامتناهی بودن ­حركت ­به ­دو صورت ­فرض می‌شود: یكی نامتناهی بودن عدد اجزاء، و آن ­هنگامی ­است ­كه ­حركت عملاً به ­اجزاء نامتناهی ­تجزیه ­شود و در این صورت، دیگر شی‌ء واحد متناهی وجود نخواهد داشت. دیگری ­نامتناهی بودن مقدار (كمیت متصل) آن
﴿ صفحه 340 ﴾
است، از این راه كه چون هریك از اجزاء نامتناهی آن مقداری دارد، ناچار مجموع مقادیر آنها نامتناهی خواهد بود. ولی مقدار هر جزء، كسری از مقدار كل است و مجموع آنها مساوی با مقدار متناهی آن می‌باشد.
9. این شبهه در مورد سایر امتدادات نیز جاری است و ازاین‌رو صاحبان این شبهه هر امتدادی را دارای اجزاء قسمت‌ناپذیر محدودی دانسته‌اند، ولی جزء لایتجزی با دلایل متعددی ابطال شده است.
10. دلیل دیگر اِلئاییان این است كه حركت جسم از نقطه‌ای به نقطه دیگر، مستلزم بودن آن در نقطه یا نقاط متوسط بین آنهاست و بودن آن در هر نقطه، به‌معنای سكون آن است، پس فرض حركت، مستلزم نفی آن است.
11. وقوع جزئی از حركت در جزئی از مسافت، به‌معنای سكون آن نیست. اما نقطه، جزئی از مسافت نیست و در میان هیچ خطی وجود بالفعل ندارد، چنان‌كه «آن» نیز جزئی از زمان نیست. بنابراین معنای بودن شی‌ء متحرك در «آن» معیّنی در نقطه خاصی، جز این نیست كه مقاطع سه‌گانه حركت و زمان و مكان بر یكدیگر منطبق می‌شود، و این مقاطع هنگامی تحقق بالفعل می‌یابد كه امتدادهای آنها قطع شود.
12. مبنای این شبهه، مساوی شمردن، بودن با سكون، و مركب پنداشتن خط از نقاط، و زمان از آنات است و از تطبیق حركت بر آنها نتیجه گرفته شده كه حركت هم مركب از سكونات می‌باشد. در صورتی كه بودن، اعم از بودن ثابت و بودن سیال است، و تجزیه خط و زمان هم منتهی به نقطه و آن نمی‌شود.
﴿ صفحه 341 ﴾

پرسش

1. تعاریف حركت را بیان كنید و بهترین آنها را معرفی نموده، وجه برتری آن را توضیح دهید.
2. تعدد متغیر و متغیرالیه در حركت به چه لحاظی است؟
3. كدام حركت را می‌توان با علم حضوری دریافت؟
4. دلیل اول اِلئاییان برای نفی حركت را بیان كنید.
5. ارسطو چگونه این شبهه را حل كرده است؟
6. بهترین جواب از این شبهه چیست؟
7. الئاییان در سایر امتدادات چه می‌گویند؟
8. دومین دلیل ایشان برای نفی حركت را بیان كنید.
9. جواب این شبهه چیست؟
10. منشأ این شبهه و نكته اصلی حل آن را توضیح دهید.


﴿ صفحه 343 ﴾

درس پنجاه و ششم: ویژگی‌های حركت

· مقومات حركت
· مشخصات حركت
· لوازم حركت
﴿ صفحه 344 ﴾
﴿ صفحه 345 ﴾