آموزش فلسفه جلد دوم(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

حدوث زمانی جهان مادی

مسئله حدوث­ زمانی ­جهان­ مادی از مسائل ­جنجالی ­فلسفه است كه همواره مورد كشمكش
﴿ صفحه 311 ﴾
و نزاع بوده و به‌ویژه متكلمین بر اثبات آن اصرار داشته‌اند و آن را لازمه معلولیت می‌شمرده‌اند و چنان‌كه در مبحث علت و معلول اشاره شد، ایشان ملاك احتیاج به علت را «حدوث» می‌دانسته‌اند.
از سوی دیگر، اغلب فلاسفه معتقد به قِدم زمانی جهان مادی بوده‌اند و برای نظریه خودشان دلایلی اقامه كرده‌اند كه ازجمله آنها استناد به قاعده فوق‌الذكر است كه نارسایی آن روشن گردید.
دلیل دیگر ایشان مبتنی بر ازلی بودن فیض الهی و عدم بخل در مبادی عالیه است. اما این دلیل در صورتی می‌تواند نتیجه ببخشد كه امكان ازلی بودن جهان ثابت بوده، وقوع آن در گرو افاضه الهی باشد. ازاین‌رو قائلین به حدوث زمانی جهان درصدد اثبات محال بودن ازلیت جهان برآمده‌اند و كوشیده‌اند كه از راه بطلان تسلسل، امكان بی‌نهایت بودن حوادث را از جانب ازل نفی كنند.
ولی فلاسفه براهین تسلسل را در مواردی جاری می‌دانند كه حلقات سلسله مجتمعاً موجود باشند و میان آنها ترتب حقیقی برقرار باشد. ازاین‌رو بی‌نهایت بودن حوادث متعاقب را جایز می‌دانند، چنان‌كه حوادث هم‌زمانی كه ترتب حقیقی نداشته باشند را مشمول براهین تسلسل نمی‌دانند.
مرحوم میرداماد با پذیرفتن این دو شرط، اجتماع حوداث پی‌در‌پی در ظرف دهر را برای جریان براهین تسلسل كافی دانسته و ازاین‌رو بی‌نهایت بودن سلسله حوادث را از جانب ازل نفی كرده است. اما اگر اجتماع دهری در حلقات سلسله كافی باشد، می‌توان بی‌نهایت بودن سلسله حوادث از جانب ابد را نیز نفی كرد.
ولی نكته اصلی این است كه براهینی كه برای ابطال تسلسل در غیر علل حقیقی اقامه شده، قابل مناقشه است و در اینجا مجال بررسی آنها نیست. ازاین‌رو اقامه برهان بر ممكن یا محال بودن تسلسل حوادث تا بی‌نهایت از جانب ازل یا ابد بسیار دشوار است.
﴿ صفحه 312 ﴾
حاصل آنكه هر‌چند فیض الهی اقتضای هیچ‌گونه محدودیتی ندارد، ولی مشمول فیض الهی واقع شدن، منوط به قابلیت و امكان دریافت آن است و شاید جهان مادی امكان دریافت فیض ازلی و ابدی را نداشته باشد، و هم‌چنان‌كه فلاسفه محدود بودن حجم جهان را منافی با وسعت فیض الهی ندانسته‌اند، نباید محدود بودن زمانی آن را هم منافی با دوام فیض الهی بدانند.
حقیقت این است كه ما نه برهانی عقلی بر محدودیت مكانی یا زمانی جهان یافته‌ایم، و نه بر عدم محدودیت مكانی و زمانی آن. ازاین‌رو مسئله را در «بقعه امكان احتمالی»(21) وامی‌گذاریم تا هنگامی كه دلیلی قطعی بر یكی از طرفین آن بیابیم.
﴿ صفحه 313 ﴾

خلاصه

1. انتزاع مفهوم قوه و فعل سه شرط دارد: وجود دو موجود؛ تقدم زمانی یكی بر دیگری؛ و بقاء موجود سابق یا جزئی از آن در ضمن موجود لاحق.
2. قسم اول و دوم از اقسام پانزده‌گانه تغیر، فاقد شرط اول، و قسم سوم، فاقد شرط سوم است. ازاین‌رو این اقسام را نمی‌توان از قبیل خروج از قوه به فعل شمرد.
3. در سایر اقسام تغیر می‌توان متغیر را بالقوه، و متغیرالیه را بالفعل نامید.
4. براساس قاعده «لزوم تقدم ماده بر هر پدیده مادی»، قسم اول و سوم نفی می‌شود و مقتضای بی‌نهایت بودن سلسله حوادث از جانب ابد، نفی قسم دوم است.
5. برای قاعده مزبور چنین استدلال كرده‌اند: قبل از تحقق هر پدیده‌ای امكان تحققش هست و این امكان، حاملی لازم دارد كه «ماده» نامیده می‌شود. پس لزوم تقدم ماده بر هر پدیده مادی ثابت می‌گردد.
6. بر این دلیل چند اشكال وارد است: اولاً، با فرض آغاز زمانی برای سلسله حوادث، زمانی قبل از نخستین پدیده وجود ندارد تا امكانی در آن ثابت باشد، ثانیاً، با نفی وجود و امتناع وجود، امكان ذاتی ثابت می‌شود كه امری است اعتباری و نیازی به حامل ندارد، ثالثاً، امكان استعدادی هم از شرایط قبلی انتزاع می‌شود و ضرورت شرایط قبلی برای نخستین پدیده مفروض ثابت نیست.
7. متكلمین براساس اینكه ملاك معلولیت را حدوث زمانی شمرده‌اند، جهان را دارای آغاز زمانی دانسته‌اند، ولی این مبنا باطل است.
8. قائلین به قِدم زمانی، از طرفی به قاعده «لزوم تقدم ماده بر هر حادثه مادی» تمسك كرده‌اند، و از طرف دیگر مقتضای دوام فیض الهی را بی‌نهایت بودن حوادث از ازل تا ابد قلمداد نموده‌اند.
9. نارسایی قاعده مزبور روشن شد، و اما تمام بودن دلیل دوم در گرو امكان ازلیت و ابدیت جهان می‌باشد و ممكن است همان‌گونه كه تناهی ابعاد را لازم دانسته‌اند، تناهی زمان هم لازم باشد و منافاتی با دوام فیض الهی نداشته باشد.
﴿ صفحه 314 ﴾
10. قائلین به حدوث زمانی، امكان ازلیت جهان را با استناد به ادله بطلان تسلسل نفی كرده‌اند.
11. فلاسفه در پاسخ گفته‌اند: ازجمله شرایط جریان براهین مزبور، اجتماع همه حلقات سلسله است كه در پدیده‌های متعاقب تحقق ندارد.
12. مرحوم میرداماد اجتماع در ظرف دهر را برای جریان براهین مزبور كافی دانسته است.
13. اما اگر اجتماع در ظرف دهر كافی باشد، ابدیت جهان هم نفی می‌شود.
14. نكته اصلی این است كه براهین تسلسل در غیر علل حقیقی مخدوش است.
15. نتیجه آنكه برهان عقلی بر محدودیت یا عدم محدودیت جهان مادی از نظر زمان و مكان نداریم.
﴿ صفحه 315 ﴾

پرسش

1. شرایط انتزاع مفهوم قوه و فعل را بیان كنید.
2. آیا سه قسم اول از اقسام پانزده‌گانه تغیر را می‌توان از قبیل خروج از قوه به فعل دانست؟ چرا؟
3. جریان قوه و فعل را در سایر اقسام شرح دهید.
4. دلیل قاعده «لزوم تقدم ماده بر هر پدیده مادی» را بیان و نقادی كنید.
5. دلیل متكلمین بر حدوث جهان را بیان و نقادی كنید.
6. دلیل قائلین به قدم زمانی جهان را بیان و نقادی كنید.
7. چرا فلاسفه دلیل بطلان تسلسل را در مورد حوادث متعاقب جاری نمی‌دانند؟
8. نظر مرحوم میرداماد در این زمینه چیست؟
9. آیا وسعت و دوام فیض الهی منافاتی با محدودیت زمانی و مكانی جهان دارد؟ چرا؟
10. آیا محدودیت زمانی یا مكانی جهان مادی به‌وسیله برهان عقلی قابل اثبات است؟ چرا؟
﴿ صفحه 316 ﴾
﴿ صفحه 317 ﴾