آموزش فلسفه جلد دوم(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

خلاصه

1. علاوه بر تغیراتی كه در موجودات مادی مشاهده می‌شود، تغیر دائمی و درونی در همه اجسام با براهین حركت جوهریه اثبات می‌شود، بنابراین هیچ موجود جسمانی بدون تغیر نخواهد بود.
2. ادعای اینكه هر موجود مادی (هر‌چند با چندین واسطه) قابل تبدیل به هر موجود مادی دیگری است، ادعای گزافی نیست، گرچه احتمال وجود نوعی از موجود مادی كه قابل تبدیل نباشد را نمی‌توان با برهان عقلی نفی كرد.
3. تبدیل بسیاری از موجودات، با وساطت چندین پدیده و بعد از گذراندن مراحل متعددی صورت می‌گیرد، ازاین‌رو فلاسفه موجودی را قابل تبدیل به موجود دیگری می‌دانند كه قوه آن را داشته باشد.
4. واژه «قوه» در فلسفه به سه معنا به‌كار می‌رود:
الف) قوه فاعلی كه منشأ صدور فعل است؛
ب‌) قوه انفعالی كه ملاك پذیرش فعلیت جدید است، و در این مبحث همین معنا اراده می‌شود؛
ج‌) قوه به‌معنای مقاومت كه در برابر «لاقوه» به‌كار می‌رود و هركدام از آنها نوعی از كیفیت استعدادی شمرده می‌شود.
5. مورد استعمال قوه در سخنان فلاسفه، اعم از مورد استعداد است؛ زیرا قوه برخلاف استعداد، بر جوهر هم اطلاق می‌شود.
6. قوه انفعالی از مقایسه دو وجود سابق و لاحق انتزاع می‌شود، از این نظر كه وجود سابق می‌تواند واجد وجود لاحق شود. ازاین‌رو بقاء دست‌كم جزئی از موجود سابق لازم است.
7. گاهی واژه «بالفعل» در معنای وسیع‌تری به‌كار می‌رود و شامل موجودی كه سابقه قوه‌ای ندارد هم می‌شود.
8. با توجه به این معنای «بالفعل» می‌توان مطلق موجود را به بالفعل و بالقوه تقسیم كرد؛ تقسیمی كه به‌لحاظ مفاهیم اضافی حاصل می‌شود و نظیر تقسیم موجود به خارجی و ذهنی است. ازاین‌رو هر موجود بالقوه‌ای از یك نظر بالفعل خواهد بود.
﴿ صفحه 302 ﴾
9. در صورتی كه كل موجود بالقوه در ضمن موجود بالفعل باقی باشد، موجود بالفعل كامل‌تر از موجود بالقوه می‌باشد، ولی اگر تنها جزئی از آن باقی بماند، ممكن است مجموع موجود بالفعل ناقص‌تر از موجود بالقوه و یا مساوی با آن باشد. مگر اینكه موجود بالفعل را با همان جزء باقی‌مانده از موجود بالقوه مقایسه كنیم كه در این صورت همیشه كامل‌تر یا مساوی با آن خواهد بود.
10. بازگشت روح به بدن، ربطی به بازگشت فعلیت به قوه ندارد، و در واقع بدن قوه پذیرش مجدد روح را دارد و زنده شدن آن، خروج از قوه به فعلیت است.
﴿ صفحه 303 ﴾

پرسش

1. آیا موجود مادی‌ای هست كه دستخوش تغیر و تحول قرار نگیرد؟
2. آیا هیچ موجود مادی هست كه قابل تبدل به موجود مادی دیگری نباشد؟
3. مفهوم قوه و فعل از كجا در فلسفه وارد شده است؟
4. اصطلاحات قوه و فعل را بیان، و اصطلاح منظور در این مبحث را تعیین كنید.
5. مفهوم قوه انفعالی چگونه انتزاع می‌شود؟
6. به چه معنا می‌توان موجودات را به بالفعل و بالقوه تقسیم كرد؟
7. این تقسیم نظیر كدام‌یك از تقسیمات اولیه موجود است؟
8. آیا ممكن است كه موجود بالفعل ناقص‌تر از موجود بالقوه یا مساوی با آن باشد؟ در صورت امكان، مورد آن را تعیین كنید.
9. آیا بازگشت فعلیت به قوه، ممكن است؟ چرا؟
10. بازگشت روح به بدن را چگونه می‌توان توجیه كرد؟
﴿ صفحه 304 ﴾
﴿ صفحه 305 ﴾

درس پنجاه و سوم: قوه و فعل(2)

· تطبیق قوه و فعل بر موارد تغیر
· تسلسل حوادث مادی
· قاعده لزوم تقدم ماده بر حوادث مادی
· حدوث زمانی جهان مادی
﴿ صفحه 306 ﴾
﴿ صفحه 307 ﴾