آموزش فلسفه جلد دوم(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

پرسش

1. مفهوم تغیر و ثبات و حركت و سكون را توضیح داده، نسبت بین آنها را بیان كنید.
2. اقسام تغیر را شرح دهید.
3. در كدام‌یك از اقسام، بین وجود و عدم یك چیز مقایسه شده، و در كدام‌یك از آنها بین دو وجود، و در كدام بین اجزاء و بین حالات یك وجود؟
4. در قسم چهاردهم و پانزدهم بین چه چیزهایی مقایسه شده است؟
5. در كدام‌یك از اقسام می‌توان تغیر دو جزء بالفعل را در نظر گرفت؟ و دلیل آن چیست؟
6. آیا افزایش و كاهش عدد را می‌توان تغیر حقیقی شمرد؟ چرا؟
7. تغیر دفعی و تدریجی و فرق بین آنها را بیان كنید.
8. برای حركت چند حالت تصور می‌شود؟
﴿ صفحه 293 ﴾

درس پنجاه و دوم: قوه و فعل(1)

· مقدمه
· توضیحی پیرامون مفهوم قوه و فعل
· تقسیم موجود به بالفعل و بالقوه
· رابطه قوه و فعل
﴿ صفحه 294 ﴾
﴿ صفحه 295 ﴾

مقدمه

انسان همواره شاهد تغیرات و دگرگونی‌هایی در اجسام و نفوسِ متعلق به ماده بوده و هست، به‌طوری كه می‌توان ادعا كرد كه هیچ موجود مادی یا متعلق به ماده‌ای نیست كه دستخوش نوعی تغیر و تحول قرار نگیرد و در جای خودش ضرورت حركت جوهریه برای همه مادیات با برهان ثابت خواهد شد كه مستلزم حركت تَبَعی اعراض آنها می‌باشد.
از سوی دیگر، دامنه تبدل موجودی به موجود دیگر به‌طوری كه هریك از آنها دارای ماهیت مستقلی باشد، به‌قدری وسیع است كه می‌توان حدس زد كه هر موجود مادی قابل تبدل به موجود مادی دیگری است. ازاین‌رو از دیرزمان به وجود اصل واحدی برای جهان قائل شده‌اند كه با تحولاتی كه برای آن رخ می‌دهد، تبدیل به اشیاء گوناگون می‌گردد و بسیاری از فلاسفه تنها اجسام فلكی را از این قاعده استثنا كرده‌اند، و به دیگر سخن موضوع این قاعده را اجسام عنصری دانسته‌اند.
ولی صرف‌نظر از بطلان فرضیه افلاك تبدیل‌ناپذیر، احتمال اینكه نوعی موجود مادی در گوشه‌ای از جهان پهناور وجود داشته باشد كه قابل تبدیل به موجود مادی دیگری نباشد را نمی‌توان با برهان عقلی نفی كرد، هر‌چند چنین احتمالی بسیار ضعیف و بعید به‌نظر می‌رسد، و می‌دانیم كه نظریه معروف در فیزیك جدید این است كه ماده و انرژی و حتی انواع انرژی هم قابل تبدیل به یكدیگرند.
اما به‌‌رغم ­عمومیت ­دگرگونی ­نسبت­ به ­همه مادیات، و گستردگی­ دامنه تغیرات، تجارب عملی ­­نشان می‌دهد كه هرچیزی مستقیماً قابل تبدیل به هرچیز دیگری نیست و حتی اگر
﴿ صفحه 296 ﴾
همه موجودات مادی قابل تبدیل به یكدیگر باشند، این كار مستقیماً و بی‌واسطه انجام نمی‌گیرد؛ مثلاً سنگ مستقیماً تبدیل به گیاه یا حیوان نمی‌شود و برای تبدیل شدن به هریك از آنها باید مراحلی را بگذراند و دگرگونی‌هایی را پیدا كند تا آماده تبدیل به آن گردد.
از اینجا چنین اندیشه‌ای برای فیلسوفان پیدا شده كه موجودی می‌تواند تبدیل به موجود دیگری شود كه «قوه» وجود آن را داشته باشد، و بدین‌ترتیب، اصطلاح «بالقوه» و «بالفعل» در فلسفه پدید آمده و تغیر به «خروج از قوه به فعل» تفسیر شده است كه اگر دفعتاً و بدون فاصله زمانی حاصل شود، «كون و فساد» و اگر تدریجاً و با فاصله زمانی باشد، «حركت» نامیده می‌شود.