آموزش فلسفه جلد دوم(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

درس پنجاه و یكم: ثابت و متغیر

· مقدمه
· توضیحی پیرامون تغیر و ثَبات
· اقسام تغیر
· اقوال فلاسفه درباره اقسام تغیر
﴿ صفحه 284 ﴾
﴿ صفحه 285 ﴾

مقدمه

ازجمله تقسیمات اولیه‌ای كه برای موجود می‌توان در نظر گرفت، تقسیم آن به ثابت و متغیر است. موجود ثابت شامل واجب‌الوجود و مجردات تام، و موجود متغیر شامل همه موجودات مادی و نفوس متعلق به ماده می‌گردد.
تغیر را می‌توان به دو قسم دفعی و تدریجی تقسیم كرد كه قسم تدریجی آن، همان حركت به اصطلاح فلسفی است و در مقابل آن، مفهوم سكون به‌كار می‌رود كه عدم ملكه آن است؛ یعنی چنان نیست كه هر چیزی حركت نداشت لزوماً متصف به سكون گردد، بلكه چیزی كه شأنیت حركت را داشته باشد ولی بالفعل در حال حركت نباشد، ساكن خواهد بود. ازاین‌رو مجردات تام را نمی‌توان ساكن نامید. از اینجا فرق بین مفهوم سكون و مفهوم ثبات روشن می‌شود كه اولی عدم ملكه حركت، و دومی نقیض تغیر می‌باشد.
در این بخش نخست توضیحی پیرامون ثابت و متغیر و اقسام تغییر و تبدیل می‌دهیم، سپس به مباحث حركت پرداخته، وجود حركت را اثبات، و لوازم و انواع آن را بیان می‌كنیم و ضمناً مفهوم قوه و فعل و رابطه آن را با تغیر و حركت توضیح می‌دهیم و سرانجام، این بخش را كه آخرین بخش از فلسفه اُولی است با بحث درباره حركت جوهریه به پایان می‌بریم.

توضیحی پیرامون تغیر و ثَبات

تغیر كه از ماده «غیر» گرفته شده و به‌معنای «دیگرشدن» و «دگرگون شدن» می‌باشد، مفهومی است كه برای انتزاع آن باید دو چیز یا دو حالت یا دو جزء یك چیز را در نظر گرفت كه یكی
﴿ صفحه 286 ﴾
زایل شود و دیگری جای‌گزین آن گردد. حتی می‌توان معدوم شدن چیزی را «تغیر» نامید، از آن جهت كه وجود آن تبدیل به غیروجود یعنی عدم می‌شود، گو اینكه عدم، واقعیتی ندارد. حدوث را نیز می‌توان تغیر نامید از آن جهت كه عدم سابق، تبدیل به وجود می‌گردد.
تبدل و تحول نیز قریب به تغیر است، ولی چون تحول از ماده «حال» گرفته شده، استعمال آن در مورد تغیر حالت مناسب‌تر است.
حاصل آنكه مفهوم تغیر، مفهومی ماهوی نیست كه بتوان برای آن جنس و فصلی در نظر گرفت و به‌دشواری می‌توان مفهوم عقلی روشن‌تری یافت كه بتوان در تفسیر آن به‌كار برد. ازاین‌رو باید آن را از مفاهیم بدیهی به‌شمار ‌آورد.
همچنین مفهوم ثَبات كه نقیض آن به‌شمار می‌رود، نیازی به تعریف و تفسیر ندارد، و از آن نظر كه منشأ انتزاع آن وجود عینی واحدی است، می‌توان آن را مفهوم ایجابی، و تغیر را به‌منزله سلب آن قلمداد كرد. شاید بتوان در این‌گونه مفاهیم متقابلِ انتزاعی، هریك از آنها را اثباتی، و مقابل آن را سلبی تلقی كرد.
وجود متغیر نیز امری بدیهی است و دست‌كم هركسی با علم حضوری تغیراتی را در حالات درونی خودش می‌یابد. اما وجود ثابتی كه دستخوش هیچ‌گونه تغییر و تبدیلی قرار نگیرد را باید با برهان اثبات كرد. در بخش پیشین با پاره‌ای از این براهین آشنا شدیم.