آموزش فلسفه جلد دوم(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

تحقیق در مسئله

با دقت­ در مطالبی ­كه ­ذكر شد روشن ­می‌شود كه ­رابطه بین ­عالم ­و معلوم ­را در همه موارد نمی‌توان
﴿ صفحه 277 ﴾
به یك صورت تبیین كرد، بلكه باید با توجه به انواع علوم، هر موردی را جداگانه مورد بررسی قرار داد و رابطه آن را تعیین نمود. اینك نتایج حاصله از این بحث را فهرست‌وار می‌آوریم:
1. در مورد علم حضوری به ذات، علم و عالم و معلوم وجود واحدی دارند و هیچ‌گونه تعددی در آنها یافت نمی‌شود، مگر به‌حسب اعتبار عقلی، و اگر تعبیر «اتحاد» در چنین موردی به‌كار رود، به لحاظ تعدد اعتباری آنها می‌باشد وگرنه باید به‌جای آن تعبیر «وحدت» را به‌كار برد. این وحدت عالم و معلوم مورد اتفاق می‌باشد؛
2. مقصود قائلین به اتحاد عالم و معلوم، اتحاد عالم با معلوم بالعرض نیست، بلكه مقصود ایشان اتحاد عالم با معلوم بالذات (صورت ادراكی) می‌باشد؛
3. همچنین مقصود ایشان اتحاد ماهیت عالم با ماهیت معلوم نیست و چنین چیزی مستلزم انقلاب ماهیت و تناقض است؛
4. اتحاد وجود یكی از آنها با ماهیت دیگری نیز بدیهی البطلان است؛
5. در علم حضوری علت مفیضه به معلول و بالعكس، اتحادی از قبیل اتحاد حقیقه و رقیقه یا به تعبیر دیگر اتحاد تشكیكی مراتب وجود حاصل است؛ زیرا وجود یكی از آنها عین ربط و وابستگی به دیگری است و استقلالی از خودش ندارد؛
6. در علم حضوری دو معلول مجرد به یكدیگر، به فرض اینكه چنین علمی ثابت باشد، می‌توان اتحادی بالعرض میان عالم و معلوم در نظر گرفت؛ زیرا هریك از آنها اتحادی بالذات با علت مفیضه‌اش دارد؛
7. در آن دسته از علوم حصولی كه فعل نفس به‌شمار می‌روند، و نفس نسبت به آنها فاعل بالتجلی یا بالرضا یا بالعنایه شمرده می‌شود نیز اتحادی از قبیل اتحاد مراتب تشكیكی وجود می‌توان قائل شد؛
8. در آن دسته از علوم حصولی كه از قبیل كیفیات نفسانی به‌شمار می‌روند، معلوم بالذات كه همان كیف نفسانی خاص باشد با جوهر نفس، اتحادی از قبیل اتحاد عرض با جوهر خواهد داشت.
﴿ صفحه 278 ﴾

خلاصه

1. محل نزاع در مسئله اتحاد عالم و معلوم این است كه آیا وجود عالم، اتحادی با وجود صورت ادراكی دارد یا نه؟ و اما اتحاد دو ماهیت یا اتحاد یكی از آنها با وجود دیگری و همچنین اتحاد عالم با معلوم بالعرض، از محل نزاع خارج است و هر‌چند در كلام ابن‌سینا این مسئله درباره «تعقل» مطرح شده، ولی صدرالمتألهین آن را به تخیل و احساس نیز توسعه داده است.
2. اتحاد دو وجود عینی به‌معنای وابستگی یا هم‌بستگی آنها، به شش صورت فرض می‌شود. اتحاد عرض و جوهر، اتحاد ماده ثانیه با صورت، اتحاد چند ماده‌ای كه زیر چتر صورت واحدی قرار گرفته‌اند با یكدیگر، اتحاد هیولای اُولی با صورت، اتحاد علت مفیضه با معلولش، اتحاد دو معلول هم‌رتبه به‌واسطه اتحاد هریك از آنها با علت مفیضه.
3. صدرالمتألهین كوشیده است كه اتحاد نفس را با صورت ادراكی، از قبیل اتحاد هیولی با صورت قلمداد كند.
4. برای این مطلب، به این صورت استدلال كرده است: معلومیت، صفتی ذاتی برای صورت ادراكی است و تحقق این صفت بدون وجود عالم معنا ندارد، و هم‌چنان‌كه خود این صفت برای ذات صورت ادراكی ثابت است، عالمیت هم برای ذات آن ثابت خواهد بود؛ زیرا دو امر متضایف، از نظر وجود هم‌سنگ هستند، پس عالمیت نفس جز به‌وسیله اتحاد با آن امكان ندارد.
5. جواب این است كه معلومیت، مفهومی اضافی است و به هیچ‌وجه نمی‌توان آن را «ذاتی» برای موجودی به‌شمار ‌آورد، و معلومیت بالفعل هر‌چند مستلزم عالم بالفعل است، اما لازمه آن، وجود عالم در ذات معلوم نیست، بلكه اگر عالمیت موجود برای خودش ثابت شود (مانند علم جوهر مجرد به ذات خودش)، مصداق عنوان‌های عالم و معلوم یك چیز خواهد بود، و اما اگر موجودی عالمیت نداشته باشد (مانند كیف نفسانی) ناچار عالم، جوهری خارج از ذات آن خواهد بود و نهایت این است كه اتحادی با یكدیگر از قبیل اتحاد جوهر و عرض داشته باشند.
﴿ صفحه 279 ﴾
6. حقیقت این است كه كیفیت ارتباط عالم با معلوم را نمی‌توان در همه موارد به یك صورت تبیین كرد، بلكه در موارد مختلف فرق می‌كند، چنان‌كه در مورد علم حضوری به ذات باید عالم و معلوم را «واحد» دانست، نه «متحد».
7. در علم حضوری علت مفیضه به معلول و بالعكس، اتحاد عالم و معلوم از قبیل اتحاد مراتب تشكیكی وجود است كه یكی عین ربط و وابستگی به دیگری است.
8. در علم حضوری دو معلول مجرد به یكدیگر به فرض ثبوت آن، اتحادی بالعرض میان عالم و معلوم می‌توان قائل شد.
9. علم حصولی اگر از قبیل كیف نفسانی باشد، اتحاد عالم و معلوم از قبیل اتحاد جوهر و عرض خواهد بود.
10. اگر علم حصولی، فعل نفس به‌شمار رود، اتحاد آنها از قبیل اتحاد مراتب وجود خواهد بود.
﴿ صفحه 280 ﴾

پرسش

1. محل نزاع در مسئله اتحاد عالم و معلوم را دقیقاً تعیین كنید.
2. اتحاد دو موجود به چند صورت فرض می‌شود؟ و كدام‌یك از آنها صحیح است؟
3. اتحاد دو وجود عینی به چند صورت تصور می‌شود؟ و كدام‌یك از آنها صحیح است؟
4. نظریه صدرالمتألهین در مورد اتحاد عالم و معلوم چیست؟
5. دلیل وی را بیان و نقادی كنید.
6. در موارد مختلف علم و ادراك، چند نوع رابطه میان عالم و معلوم وجود دارد؟ و در هر مورد اتحاد آنها به چه معناست؟
﴿ صفحه 281 ﴾