آموزش فلسفه جلد دوم(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

درس پنجاهم: اتحاد عالم و معلوم

· مقدمه
· تعیین محل نزاع
· توضیح عنوان مسئله
· انحاء اتحاد در وجود
· بررسی نظریه صدرالمتألهین
· تحقیق در مسئله
﴿ صفحه 270 ﴾
﴿ صفحه 271 ﴾

مقدمه

شیخ‌الرئیس در كتاب‌های شفاء(16) و اشارات،(17) از برخی فلاسفه یونان نقل كرده كه هنگامی كه موجود عاقلی چیزی را تعقل كند، با آن متحد می‌شود. نیز از فُرفوریوس نقل نموده كه رساله‌ای در این زمینه نگاشته است. اما خود وی این نظریه را به باد انتقاد می‌گیرد و آن را امری محال می‌شمرد.
از سوی دیگر صدرالمتألهین در اسفار و دیگر كتاب‌هایش آن را تأیید كرده، بر صحت این نظریه پای می‌فشرد و آن را نسبت به همه اقسام علم حتی ادراك حسی نیز توسعه می‌دهد.
این اختلاف عجیب بین این دو فیلسوف عظیم در این مسئله، طبعاً انسان را نسبت به آن حساس می‌كند و علاقه او را به حل مسئله مزبور و داوری بین طرفین جلب می‌نماید. به‌همین جهت در پایان این بخش، درسی را به این موضوع اختصاص می‌دهیم.

تعیین محل نزاع

در درس گذشته دانستیم كه در علم حضوری به نفس، تعدد و تغایری بین عالم و معلوم وجود ندارد، از این‌رو باید آن را «وحدت علم و عالم و معلوم» نامید، و اشاره شد كه این علم حضوری مورد قبول پیروان مشائین و از جمله ابن‌سینا نیز هست. پس اختلاف در اتحاد عالم و معلوم، شامل چنین موردی نمی‌شود، مخصوصاً با توجه به اینكه واژه «اتحاد»
﴿ صفحه 272 ﴾
برخلاف واژه «وحدت» در جایی به‌كار می‌رود كه نوعی تعدد و دوگانگی هم در كار باشد و در علم به نفس اصلاً تعددی جز به‌حسب اعتبار وجود ندارد.
ظاهر سخنان ابن‌سینا این است كه قائلین به اتحاد، محل بحث را اختصاص به تعقل داده‌اند كه در برابر تخیل و احساس به‌كار می‌رود و حداكثر می‌توان آن را نسبت به علم حضوری هم توسعه داد؛ زیرا در سخنان فلاسفه به‌كار بردن واژه «عقل» و مشتقاتش در مورد علم حضوری فراوان است. اما صدرالمتألهین محل بحث را به مطلق علم و ادراك، اعم از حضوری و حصولی، و اعم از تعقل و تخیل و احساس، توسعه داده و در همه موارد قائل به اتحاد شده است.