آموزش فلسفه جلد دوم(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

درس چهل و نهم: حقیقت علم

· مقدمه
· اشاره‌ای به اقسام علم
· حقیقت علم حضوری
· ماهیت علم حصولی
· تجرد ادراك
﴿ صفحه 256 ﴾
﴿ صفحه 257 ﴾

مقدمه

درباره علم، مباحث مختلفی قابل طرح است كه اكثر آنها مربوط به شناخت‌شناسی است و در این كتاب نیز در بخش شناخت‌شناسی به اهم آنها اشاره شد. اما بحث‌های دیگری از نقطه‌نظر هستی‌شناسی طرح می‌شود و فلاسفه به مناسبت‌هایی آنها را در ابواب مختلف فلسفه ذكر كرده‌اند. صدرالمتألهین مبحث مستقلی را به بحث در پیرامون مسائل علم اختصاص داده است. ازجمله آنها بحث درباره تجرد علم و عالم است كه با مبحث «مجرد و مادی» مناسبت بیشتری دارد. به‌همین جهت ما آن را در این بخش ذكر می‌كنیم و به‌دنبال آن، مسئله اتحاد عالم و معلوم را می‌آوریم.
درباره هستی‌شناسی علم سؤال‌هایی طرح می‌شود، مانند اینكه حقیقت علم چیست؟ و آیا همه اقسام آن ماهیت واحدی دارد و دست‌كم، مندرج در مقوله خاصی است ‌یا نه؟ و آیا همه اقسام آن مجرد است، یا همه آنها مادی است و یا بعضی از آنها مجرد و بعضی دیگر مادی است؟
برای پاسخ به این‌گونه پرسش‌ها، لازم است نخست نظری به اقسام علم بیفكنیم؛ اقسامی كه در بخش شناخت‌شناسی تا حدودی مورد بحث قرار گرفت.

اشاره‌‌ای به اقسام علم

آگاهی­از موجودی یا بدون وساطت صورت و مفهومی حاصل می‌شود كه آن را «علم حضوری» می‌نامند، و یا با وساطت صورت حسی و خیالی یا مفهوم عقلی و وهمی
﴿ صفحه 258 ﴾
تحقق می‌یابد كه آن را «علم حصولی» می‌خوانند و مخصوص نفوس متعلق به ماده می‌باشد، و مرتبه‌ای از وجود نفس به‌نام «ذهن» ظرف‌گونه‌ای برای علم حصولی به‌شمار ‌می‌رود كه خود آن دارای مراتب و شئون مختلفی است و بعضی از مراتب آن، اشراف بر مرتبه دیگر پیدا می‌كند، به‌طوری كه مرتبه پایین‌تر، حكم خارج را نسبت به ذهن می‌یابد و علم دیگری به آن تعلق می‌گیرد، چنان‌كه در درس نوزدهم گذشت.
آگاهی انسان از یك واقعیت نفس‌الامری، به‌صورت قضیه‌‌ای در ذهن منعكس می‌شود كه ساده‌ترین شكل آن قضیه حملیه است و به نوبه خود به هلیه بسیطه و هلیه مركبه و سایر اقسام قضایا منقسم می‌گردد.
در قضیه حملیه دست‌كم دو مفهوم ذهنی وجود دارد كه یكی موضوع و دیگری محمول آن را تشكیل می‌دهد و انسان نسبتی را بین آنها در نظر می‌گیرد و حكم به ثبوت (در قضیه موجبه) و یا عدم ثبوت (در قضیه سالبه) می‌نماید، هر‌چند در این زمینه اختلافاتی وجود دارد كه در درس چهاردهم به آنها اشاره شد.
حكم یا تصدیق (به اصطلاح خاص) در صورتی تحقق می‌یابد كه شخص، اعتقاد به مفاد قضیه داشته باشد، هر‌چند اعتقادی ظنی باشد، ولی اعتقاد شخص همیشه مطابق با واقع نیست و حتی گاهی انسان، اعتقاد جزمی و قطعی به مطلبی پیدا می‌كند كه مخالف با واقع است و در این صورت آن را جهل مركب می‌نامند.
با توجه به این نكات، علم حصولی را می‌توان از جنبه‌های گوناگون مورد بررسی قرار داد و به بحث پیرامون هریك از امور یادشده به‌طور جداگانه پرداخت، اما آنچه معمولاً مورد بحث واقع می‌شود تجرد ادراك به‌ویژه ادراك عقلی است.