آموزش فلسفه جلد دوم(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

نتیجه‌‌گیری

با بحث‌هایی كه درباره جواهر و اعراض انجام گرفت، این نتایج به‌دست آمد:
1. مفهوم جوهر و عرض از معقولات ثانیه فلسفی است، نه از قبیل معقولات اُولی و مفاهیم ماهوی. بنابراین نباید آنها را جنس و از ذاتیات ماهیات به‌شمار آورد؛
2. جواهر مجرده عبارت‌اند از مجردات تام (عقول طولیه و عرضیه)، جوهر نفسانی، و جوهر مثالی. اما جوهر مادی همان جوهر جسمانی است، و بنابر اینكه صور نوعیه از قبیل جواهر باشند، به دو قسم فرعی (جسم و صورت نوعیه) منقسم می‌شود؛
3. درمیان مفاهیمی كه به‌نام مقولات عرضی نامیده شده‌اند، كیف نفسانی و كیف محسوس را می‌توان از قبیل مفاهیم ماهوی و دارای مابازای عینی­ دانست، و كمیت متصل را كه شامل مقادیر هندسی و زمان می‌شود، باید از اعراض تحلیلیه و حاكی از ابعاد وجود اجسام به‌شمـار آورد. نیز كیفیات مخصوص به كـمیات را می‌توان از اعراض تحلیلیه
﴿ صفحه 251 ﴾
محسوب داشت. اما سایر اقسام عرض از قبیل مفاهیم عقلی و انتزاعی هستند كه تنها منشأ انتزاع آنها وجود خارجی دارد نه خود آنها به‌عنوان اقسام مستقلی از عرض؛
4. شش مقوله از مقولات نه‌گانه عرضی (اَین، مَتی، وضع، جده، اَن یفعل، و اَن ینفعل) و همچنین كمیت متصل و كیف مخصوص به آن، و كیفیات محسوسه، مختص به مادیات هستند و كمیت منفصل (عدد) و اضافه، مشترك بین مادیات و مجردات می‌باشند و كیف نفسانی، ویژه جوهر نفسانی مجرد است.
اما مفاهیم مشترك بین مادیات و مجردات (كمّ منفصل و اضافه)، اموری اعتباری و انتزاعی هستند و همین اشتراكشان بین مادیات و مجردات یكی از نشانه‌های عینی نبودن آنهاست؛ زیرا ماهیت واحد نمی‌تواند گاهی مادی و گاهی مجرد باشد. اما كیف، ماهیت واحدی نیست بلكه مفهوم عامی است كه بر چند ماهیت مختلفة‌الحقیقه اطلاق می‌شود و بعضی از آنها مخصوص مادیات، و بعضی دیگر مخصوص مجردات می‌باشد؛
5. اعراض تحلیلی مانند كمیات متصل و كیفیات آنها، وجودی منحاز از وجود موضوعاتشان ندارند و تنها این‌گونه اعراض را باید از شئون وجود جوهر به‌حساب آورد كه با موضوع خودشان متعلق یك جعل بسیط هستند. اما اعراض خارجی مانند كیفیات نفسانی، وجود عرضی ویژه‌ای دارند و جعل آنها تألیفی است. اما اعداد و مقولات نسبی و كیف استعدادی، از مفاهیم عقلی هستند و جعل حقیقی به آنها تعلق نمی‌گیرد؛
6. ضمناً دانسته شد كه اگر مفهومی یكی از این نشانه‌ها را داشته باشد ماهوی نخواهد بود:
الف) بر مجرد و مادی به‌طور یك‌سان حمل شود مانند عدد؛
ب‌) عین همان مفهوم بر خودش حمل شود، چنان‌كه عدد «دو» بار دیگر بر دو عدد دو حمل می‌شود؛
ج‌) مشترك بین واجب‌الوجود و ممكنات باشد، مانند اضافات؛
د) مشتمل بر معنای نسبت باشد، مانند همه مقولات نسبی؛
ه‍) با اختلاف لحاظ و بدون تغییری در خارج تغییر یابد، مانند بالا و پایین.
﴿ صفحه 252 ﴾

خلاصه

1. كیفیت به این صورت تعریف شده است: عرضی است كه ذاتاً قابلِ قسمت و نسبت نیست.
2. كیفیت به چهار قسم تقسیم شده است: كیف نفسانی، كیف محسوس، كیف مخصوص به كمیات، و كیف استعدادی.
3. كیف نفسانی كیفیتی است مجرد كه تنها عارض جوهر نفسانی می‌شود و وجودِ آن از یقینی‌ترین موجودات می‌باشد، زیرا با علم حضوری درك می‌گردد.
4. كیف محسوس كیفیتی است مادی كه با حواس ظاهری درك می‌شود، و اثبات وجود آن به‌صورتی كه در ظرف ادراك منعكس می‌گردد، نیازمند به براهین تجربی است.
5. كیف مخصوص به كمیات عبارت است از صفاتی كه به اعداد و مقادیر هندسی نسبت داده می‌شود. اما صفات اعداد به تبعیت از خود آنها اموری اعتباری هستند، و اما صفات كمیات متصل و اشكال هندسی را می‌توان از عوارض تحلیلیه به‌شمار آورد.
6. كیف استعدادی كیفیتی است كه به‌واسطه آن پیدایش پدیده خاصی رجحان می‌یابد.
7. دلیل عینی بودن آن را اتصاف به قرب و بُعد دانسته‌اند، چنان‌كه استعداد نطفه برای دارا شدن روح، بعید و استعداد جنین كامل، قریب است.
8. مفهوم استعداد، از مقایسه ماده با فعلیتی كه در آن تحقق می‌یابد به‌دست می‌آید و در خارج، جز فراهم شدن شرایط وجودی و عدمی، امر عینی دیگری به‌نام استعداد وجود ندارد.
9. اتصاف استعداد به قرب و بُعد، از روی تشبیه و استعاره است و دلیل وجود عینی برای آن نمی‌شود.
10. صدرالمتألهین در پاره‌ای از موارد تصریح كرده است به اینكه بازگشتِ استعداد به زوال مانع و ضد است و اگر موانع پیدایش پدیده‌ای به‌طور كلی زایل شد، استعداد ماده برای پدیده مزبور قریب خواهد بود، و اگر بعضی از موانع باقی باشد، استعداد آن بعید شمرده می‌شود، و معنای وجود خارجی استعداد، اتصاف شیء خارجی به آن می‌باشد.
﴿ صفحه 253 ﴾
11. مفهوم جوهر و مفهوم عرض، از مفاهیم ماهوی نیستند و نمی‌توان آنها را جنس عالی و از ذاتیات ماهیات به‌شمار ‌آورد.
12. جواهر مجرد عبارت‌اند از: عقول، نفوس، و جواهر مثالی. اما جوهر مادی همان جوهر جسمانی است كه می‌توان آن را به دو قسم (جسم و صورت نوعیه) تقسیم كرد.
13. كیف نفسانی و كیف محسوس، از اعراض خارجی، و كمیت متصل و كیفیت مخصوص به آن، از عوارض تحلیلی، و سایر اقسام مقولات عرضی، از مفاهیم اعتباری و انتزاعی هستند.
14. شش قسم از مقولات نسبی (اَین، متی، جده، وضع، اَن یفعل، و اَن ینفعل) و كمیت متصل و كیف محسوس و كیف مخصوص به كمیات متصل، از اوصاف مادیات هستند، و كیف نفسانی، ویژه جوهر نفسانی مجرد می‌باشد، و عدد و اضافه، مشترك بین مادیات و مجردات به‌شمار می‌روند.
15. اعراض تحلیلی از شئون وجود جوهرند كه یك جعل بسیط به آنها و موضوعاتشان تعلق می‌گیرد، و اعراض خارجی، وجود عرضی ویژه‌ای دارند كه متعلق جعل تألیفی می‌باشد. اما به عدد و مقولات نسبی جعل حقیقی تعلق نمی‌گیرد، خواه بسیط فرض شود و خواه تألیفی.
16. ازجمله نشانه‌های مفاهیم غیرماهوی، حمل آنها بر خدای متعالی و بر مجردات و مادیات به‌طور یك‌سان، و بر خودشان، و تغییر یافتن آنها به صِرف لحاظ و اعتبار، و اشتمال آنها بر مفهوم نسبت است.
﴿ صفحه 254 ﴾

پرسش

1. كیف چیست؟ و حمل آن بر اقسامش ذاتی است یا عرضی؟
2. كیف نفسانی كدام است؟ و وجود آن چگونه ثابت می‌شود؟
3. كیف محسوس چیست؟ و چگونه اثبات می‌گردد؟
4. آیا نور و حرارت جوهرند یا عرض؟
5. كیف مخصوص به كمیات چیست؟ و چند قسم دارد؟
6. آیا هیچ‌كدام از اقسام آن مابازای عینی دارد؟
7. كیف استعدادی را تعریف كنید.
8. دلیل وجود آن را بیان و نقادی كنید.
9. كدام‌یك از مقولات عرضی را می‌توان ماهیت حقیقی دانست؟
10. كدام‌یك از مقولات عرضی مختص به مادیات و كدام‌یك از آنها ویژه مجردات، و كدام‌یك مشترك بین مادیات و مجردات است؟
11. كدام‌یك از اعراض از شئون وجود جوهر به‌شمار می‌روند؟
12. آیا جعل اعراض، بسیط است یا تألیفی؟ تفصیلاً بیان كنید.
13. نشانه‌های مفاهیم غیرماهوی را بیان كنید.
﴿ صفحه 255 ﴾