آموزش فلسفه جلد دوم(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

مقولات نسبی

در میان مقولات ده‌گانه، هفت مقوله عَرضی هست كه در هركدام از آنها نوعی نسبت لحاظ شده و به‌همین جهت آنها را «مقولات نسبی» می‌نامند و درست به‌همین جهت است كه بعضی از فلاسفه آنها را انواعی از مقوله «نسبت» یا «اضافه» دانسته‌اند. مقولات نسبی عبارت‌اند از:
﴿ صفحه 236 ﴾
1. مقوله اضافه، كه از نسبت متكرر بین دو موجود حاصل می‌شود و به دو قسم متشابهة‌الاطراف و متخالفة‌الاطراف منقسم می‌گردد. قسم اول مانند اضافه برادری میان دو برادر، یا اضافه هم‌زمانی میان دو شی‌ء كه در یك زمان وجود دارند، و قسم دوم مانند اضافه پدر ـ فرزندی میان پدر و فرزند، یا اضافه تقدم و تأخر بین دو جزء زمان یا دو پدیده‌ای كه در دو زمان به‌وجود می‌آیند؛
2. مقوله اَین (كجایی) كه از نسبت بین شیء مادی و مكان آن حاصل می‌شود؛
3. مقوله مَتی (چه‌وقتی) كه از نسبت بین موجود مادی و زمان آن به‌دست می‌آید؛
4. مقوله وضع كه از نسبت بین اجزاء شیء با یكدیگر با در نظر گرفتن جهت آنها حاصل می‌شود، مانند حالت ایستادن كه از قرار گرفتن اجزاء بدن بر روی یكدیگر، به‌طوری كه سر در جهت بالا باشد حاصل می‌شود، یا حالت دراز كشیدن كه از قرار گرفتن اجزاء بدن در كنار یكدیگر به‌صورت افقی انتزاع می‌گردد؛
5. مقوله جِده یا مِلك كه از نسبت شیء به چیزی كه كمابیش بر آن احاطه دارد به‌دست می‌آید، مانند حالت پوشیدگی بدن به‌وسیله لباس، یا پوشیدگی سر به‌وسیله كلاه؛
6. مقوله اَن یَفْعَلَ كه حكایت از تأثیر تدریجی فاعل مادی در ماده منفعل دارد، مانند اینكه آفتاب تدریجاً آب را گرم می‌كند؛
7. مقوله اَن یَنْفَعِل كه حكایت از تأثر تدریجی ماده منفعل از فاعل مادی دارد، مانند اینكه آب تدریجاً به‌وسیله آفتاب گرم می‌شود.
لازم به تذكراست كه همه این مقولات به‌جز مقوله اضافه، مختص به مادیات هستند؛ زیرا زمان‌داری و مكان‌داری مخصوص مادیات است و نسبت بین اجزاء و لحاظ جهت، میان آنها نیز تنها در اجسام تصور می‌شود. همچنین احاطه لباس و مانند آن، ویژه موجودات مادی است. نیز تأثیر و تأثر تدریجی فقط در میان اشیاءمادی تحقق می‌یابد. اما مقوله اضافه مشترك بین مادیات و مجردات است، و می‌توان مصادیقی از آن را در میان مادیات یافت، مانند اضافه بالا ـ پایین، بین دو طبقه ساختمان، و می‌توان اضافاتی را در میان
﴿ صفحه 237 ﴾
مجردات در نظر گرفت، مانند تقدم سرمدی الهی بر سایر مجردات، و معیت دهری در میان عقول، چنان‌كه می‌توان یك طرف اضافه را موجود مجرد، و طرف دیگر را موجود مادی قرار داد، مانند تقدم وجودی علت مجرد بر معلول مادی.
اما به‌نظر می‌رسد كه هیچ‌كدام از آنها از مفاهیم ماهوی معقولات اُولی نیستند و بهترین دلیل آن این است كه نسبت دادن موجودی به موجود دیگر، بستگی به شخصِ نسبت‌دهنده دارد كه آنها را با یكدیگر مقایسه می‌كند و مفهومی كه در گروه مقایسه و نسبت‌سنجی باشد، نمی‌تواند از یك امر عینی و مستقلِ از اعتبار و لحاظ ذهنی حكایت كند؛ مثلاً نسبت برادری بین دو برادر یا نسبت پدرفرزندی میان پدر و فرزند، یك امر عینی نیست كه میان آنها به‌وجود بیاید، بلكه ذهن با در نظر گرفتن اینكه دو نفر از یك پدر و مادر به‌وجود آمده‌اند و در این جهت شریك هستند، اضافه متشابهة‌الاطرافی به‌نام برادری را انتزاع می‌كند و با در نظر گرفتن اینكه پدر، علت اِعدادی برای پیدایش فرزند است نه بالعكس، اضافه متخالفة‌الاطرافی به‌نام پدر ـ فرزندی را انتزاع می‌كند و چنان نیست كه با تولد فرزند، امر عینی دیگری به‌نام اضافه پدر ـ فرزندی میان آنها تحقق یابد، یا پس از تولد فرزند دوم، امر خارجی دیگری به‌نام اضافه اخوت میان دو فرزند پدید آید.
همچنین مفاهیم بزرگی و كوچكی، بزرگ‌تری و كوچك‌تری، دوری و نزدیكی، دورتری و نزدیك‌تری، تساوی، هم‌زمانی و... همه از مفاهیمی است كه با نسبت‌سنجی به‌دست می‌آیند و هیچ‌كدام از آنها مابازای عینی ندارد، هر‌چند هریك از آنها منشأ انتزاعِ خاصی دارد و نمی‌توان به دلخواه، هر مفهوم اضافی و نسبی را به هر چیزی نسبت داد.
ازجمله شواهد اعتباری بودن اضافه این است كه از یك سوی، در رابطه خدای متعالی با انواع مخلوقاتش صدق می‌كند و از سوی دیگر، بین دو امر اعتباری و بین یك موجود و یك معدوم و حتی میان دو امر ممتنع‌الوجود نیز برقرار می‌شود و روشن است كه خدای متعالی معروض هیچ عَرضی واقع نمی‌شود و همچنین امور اعتباری و معدومات نمی‌توانند متصف به صفات عینی و خارجی شوند.
﴿ صفحه 238 ﴾
با دقت در سایر مقولات نسبی نیز روشن می‌شود كه غیر از طرفین نسبت كه منشأ انتزاع این مفاهیم هستند، امر عینی دیگری به‌نام نسبت خارجی وجود ندارد، چه رسد به اینكه در اثر نسبت، هیئت خاصی هم برای موضوع پدید آید، و اتصاف اشیاء خارجی به این‌گونه مفاهیم، دلیل وجود مابازای عینی برای آنها نیست، چنان‌كه امر در همه معقولات ثانیه فلسفی به‌همین منوال است.
﴿ صفحه 239 ﴾

خلاصه

1. درباره اعراض چهار قول وجود دارد:
الف) قول میرداماد كه عرض مانند جوهر، جنس عالی است و دارای نه نوع كلی می‌باشد.
ب) قول مشهور كه هریك از نه مقوله عَرضی، جنس عالی است و حمل «عَرض» بر آنها حمل ذاتی نیست.
ج) قول صاحب بصائر (عمربن‌سهلان ساوجی) كه مقولات عَرضی عبارت‌اند از كمیت، كیفیت و نسبت، و مقولات نسبی انواعی از نسبت به‌شمار می‌روند.
د) قول شیخ اشراق كه مقولات عرضی عبارت‌اند از سه مقوله نامبرده به‌علاوه حركت.
2. مفهوم جوهر و عرض از قبیل معقولات ثانیه فلسفی است و جنس برای هیچ ماهیتی نیست.
3. مفهوم حركت، مفهومی است كه از وجود سیال انتزاع می‌شود و از قبیل مفاهیم ماهوی نیست.
4. كمیت عَرضی است كه ذاتاً قابل قسمت می‌باشد.
5. كمیت به دو قسم كلی منقسم می‌شود: متصل (مقدار هندسی) و منفصل (عدد).
6. از نظر فلاسفه، واحد مبدأ عدد است نه نوعی از اعداد.
7. عدد را نمی‌توان عَرض خارجی و دارای مابازای عینی دانست؛ زیرا با افزودن واحدی بر واحد دیگر، هیچ امر عینی دیگری در آنها تحقق نمی‌یابد. نیز عدد اشیاء با اختلاف لحاظ‌ها و اعتبارات تغییر می‌كند.
8. شاهد دیگر بر اعتباری بودن عدد، نسبت دادن آن به مجردات و مادیات، و به امور خارجی و ذهنی و اعتباری ‌یك‌سان است.
9. كمیت متصل در واقع چهره‌ای از وجود جوهر مادی، و شأنی از شئون آن است.
10. مقولات نسبی عبارت‌اند از: اضافه، اَین، متی، وضع، جِده، اَن یفعل، اَن ینفعل.
11. مقوله اضافه، مشترك بین مجردات و مادیات است، ولی سایر مقولات نسبی، مخصوص مادیات می‌باشند.
﴿ صفحه 240 ﴾
12. اضافه به دو قسم كلی تقسیم می‌شود: اضافه متشابهة‌الاطراف، مانند اخوت، و اضافه متخالفة‌الاطراف، مانند ابوت و بنوت.
13. هیچ‌یك از مفاهیمی كه به‌نام «مقولات نسبی» نامیده می‌شوند، از مفاهیم ماهوی و معقولات اُولی نیستند؛ زیرا همگی مشتمل بر مفهوم نسبت هستند و نسبت، مابازای عینی ندارد.
14. ازجمله شواهد بر اعتباری بودن اضافه این است كه از یك سوی در مورد خدای متعالی، و از سوی دیگر در مورد اعتباریات و حتی معدومات و ممتنعات نیز صدق می‌كند.
15. اعتباری بودن این مفاهیم بدان معنا نیست كه به‌طور گزاف و به دلخواه می‌توان به اشیاء مختلف نسبت داد، بلكه بدین معناست كه دارای منشأ انتزاع هستند ولی خودشان مابازای عینی ندارند.
16. اتصاف اشیاء خارجی به این‌گونه مفاهیم، دلیل ماهیت بودن آنها نیست، چنان‌كه اتصاف به سایر معقولات ثانیه فلسفی هم دلیل وجود مابازایِ عینی برای آنها نیست.
﴿ صفحه 241 ﴾

پرسش

1. اقوال فلاسفه را درباره اعراض شرح دهید.
2. نقطه ضعف‌های آنها را به‌طور اجمال بیان كنید.
3. كمیت چیست و چند نوع دارد؟
4. دلایل اعتباری بودن عدد را بیان كنید.
5. مقدار هندسی را به چه معنا می‌توان از اعراض جسم دانست؟
6. مقولات نسبی را یكایك تعریف كنید.
7. كدام‌یك از آنها درباره مجردات هم صدق می‌كند؟
8. چرا نسبت را نمی‌توان امری عینی دانست؟
9. دلیل اعتباری بودن مقولات نسبی را بیان كنید.
10. دلیل ویژه بر اعتباری بودن اضافه را شرح دهید.
﴿ صفحه 243 ﴾