آموزش فلسفه جلد دوم(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

دو برهان بر تجرد نفس

1. ابن‌سینا در اشارات، برهانی برای تجرد نفس اقامه كرده كه حاصل آن این است: اگر انسان در محیطی باشد كه اشیاء خارجی توجه او را جلب نكند و موقعیت بدن وی هم به‌گونه‌ای نباشد كه موجب توجه به بدن شود، یعنی گرسنگی و تشنگی یا سرما و گرما یا درد و ناراحتی دیگری او را رنج ندهد و حتی هوا نیز كاملاً آرام باشد، به‌طوری كه وزش باد هم توجه او را جلب نكند و به‌قول ابن‌سینا «هواء طلق» باشد، در چنین موقعیتی اگر توجهش را متمركز در خودش یعنی همان «منِ درك‌كننده» كند، به‌گونه‌ای كه توجه به هیچ امر بدنی نداشته باشد، نفس خود را می‌یابد در حالی كه هیچ‌یك از اندام‌های بدن را نمی‌یابد، و آنچه را می‌یابد غیر از چیزی است كه نمی‌یابد، پس نفس غیر از بدن مادی است.
﴿ صفحه 200 ﴾
این برهان چنان‌كه ملاحظه می‌شود كمكی است برای اینكه ذهن بتواند تفسیر صحیحی از علم حضوری به نفس داشته باشد و شرایطی را كه شیخ‌الرئیس ذكر كرده در واقع برای راهنمایی افراد عادی است كه بتوانند توجه خودشان را متمركز كنند، به‌طوری كه عوامل مادی موجب جلب توجه ایشان به بدن و متعلقات آن نگردد. قبلاً اشاره كردیم به اینكه كسانی كه مراحلی از كمال معنوی را پیموده باشند می‌توانند توجه خودشان را كاملاً منعطف به نفس كنند و حقیقت آن را مشاهده نمایند. اما افراد عادی برای اینكه بتوانند تا حدودی توجه خودشان را از امور مادی برگردانند، باید این‌گونه شرایط را مراعات كنند.
2. برهان دیگر بر تجرد نفس این است كه وقتی در وجود خودمان یعنی همان «منِ درك‌كننده» دقت كنیم، می‌بینیم وجود «من» امری بسیط و غیرقابل‌تقسیم است و مثلاً نمی‌توان آن را به دو «نیمه من» قسمت كرد، در صورتی كه اساسی‌ترین خاصیت اجسام قسمت‌پذیری است، چنان‌كه در درس چهل و یكم توضیح داده شد. اما چنین خاصیتی در نفس یافت نمی‌شود و حتی به تبع بدن هم قابل قسمت نیست، پس ناچار مجرد خواهد بود. نهایت این است كه به بدن تعلق می‌گیرد و رابطه وجودی خاصی با آن دارد كه هم در آن تأثیر می‌كند، چنان‌كه با اراده نفس، بدن حركت می‌كند و هم از آن اثر می‌پذیرد، چنان‌كه از گرسنگی و تشنگی رنج می‌برد و بسیاری از تأثیر و تأثرات دیگر كه باید در مباحث روان‌تنی مورد بررسی قرار گیرد.
﴿ صفحه 201 ﴾

خلاصه

1. مشائین جوهر را به پنج نوع تقسیم كرده‌اند: جوهر عقلانی، جوهر نفسانی، جوهر جسمانی، ماده، صورت.
2. اشراقیین فقط سه قسم از اقسام یادشده را پذیرفته‌اند، ولی نوعی دیگر از جوهر را اثبات كرده‌اند كه در عین عدم تعلق به ماده، واسطه‌ای بین مجرد تام و مادی محض است و در لسان متأخرین به «جوهر مثالی» نامیده شده است.
3. باركلی جوهر جسمانی را انكار كرده و هیوم جوهر نفسانی را نیز مورد تشكیك قرار داده است.
4. اعتقاد به وجود جوهر جسمانی یك اعتقاد ارتكازی و به یك معنا فطری است، ولی می‌توان برای اثبات آن برهانی اقامه كرد به این تقریر:
پدیده‌هایی در نفس انسان پدید می‌آیند و با علم حضوری خطاناپذیر شناخته می‌شوند و طبق قانون علیت باید دارای علتی باشند، اما خود نفس علت آنها نیست؛ زیرا گاهی برخلاف میل و رغبت او به‌وجود می‌آیند، موجود مجرد تامی هم علت بی‌واسطه آنها نخواهد بود؛ زیرا نسبت چنین موجودی به همه نفوس و همه زمان‌ها و مكان‌ها یك‌سان است و چنین چیزی علت بی‌واسطه برای پدیده‌های حادث و دگرگون‌شونده نخواهد بود، پس علت قابل تغییری در ورای نفس برای این پدیده‌ها وجود دارد. اگر این علت، جوهر جسمانی باشد، كه مدعی ثابت است، و اگر عرض باشد، نیاز به موضوع جوهری خواهد داشت و بدین‌ترتیب گریزی از وجود جوهر جسمانی نخواهد بود.
5. اگر جوهر مادی (و ازجمله بدن انسان) وجود خارجی نداشته باشد، نفس هم به‌عنوان جوهر متعلق به ماده وجود نخواهد داشت و می‌بایست آن را از قبیل جواهر عقلانی تلقی كرد، در صورتی كه مجرد تام، دستخوش دگرگونی‌ها نمی‌شود.
6. وجود جوهر نفسانی(منِ درك‌‌كننده) با علم حضوری درك می‌شود، ولی چون این
﴿ صفحه 202 ﴾
علم حضوری در اكثر افراد به‌گونه‌ای نیست كه بتوانند تفسیر روشنی از آن داشته باشند، ناچار باید تجرد نفس را برای ایشان با برهان اثبات كرد.
7. دلایل تجرد نفس بر چند دسته‌اند:
الف) دلایلی كه مبتنی بر دستاوردهای علوم تجربی است. این‌گونه مقدمات باید برای اكثر افراد به‌وسیله نقل ثابت شود؛
ب‌) دلایلی كه مبتنی بر دستاوردهای علوم تجربی است؛
ج‌) دلایل فلسفی كه مستقیماً تجرد نفس را اثبات می‌كند؛
د) دلایل فلسفی كه از راه تجرد كیفیات نفسانی تجرد آن را اثبات می‌كند.
8. ازجمله دلایلی كه مبتنی بر مقدمات علمی است این است:
همه سلول‌های بدن در طول چند سال عوض می‌شود و حتی سلول‌های مغز هم در اثر سوخت و ساز و جذب مواد غذایی جدید تغییر می‌یابند، ولی نفس همواره وحدت شخصی ثابتی دارد كه دستخوش تبدیل و تعویض و تعدد و تكثر نمی‌شود.
9. اگر انسان در شرایط مساعدی توجه خود را در نفس خویش متمركز كند، نفس خود را خواهد یافت در حالی كه بدن را نمی‌یابد، پس معلوم می‌شود كه نفس غیر از بدن است.
10. اساسی‌ترین خاصیت موجود جسمانی، قسمت‌پذیری است و عدم وجود این خاصیت در نفس، دلیل جسمانی نبودن آن است.
﴿ صفحه 203 ﴾

پرسش

1. مشائین چه انواعی را برای جوهر قائل شده‌اند؟
2. هریك از انواع جوهر را طبق نظر ایشان تعریف كنید.
3. نظر اشراقیین در این زمینه چیست؟
4. اشباح مجرده یا صور معلقه كدام‌اند؟
5. نظر باركلی را بیان و نقادی كنید.
6. نظر هیوم را بیان و نقادی كنید.
7. جوهر جسمانی را اثبات كنید.
8. چرا با وجود علم حضوری به نفس، تجرد آن برای همگان روشن نیست؟
9. ادله تجرد نفس بر چند دسته تقسیم می‌شوند؟
10. سه دلیل برای تجرد نفس بیان كنید.
﴿ صفحه 205 ﴾