آموزش فلسفه جلد دوم(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

مقدمه

مبحث زمان و مكان ازجمله مباحث مهم فلسفی است كه همواره مورد توجه اندیشمندان و فیلسوفان بوده، و پیوسته تازگی و طراوت خود را حفظ كرده، و هیچ‌گاه دستخوش كهنگی و پژمردگی نگشته و پرونده آن به بایگانی سپرده نشده است. با اینكه نوابغ فلسفه شرق و غرب درباره آنها بسیار اندیشیده و سخن گفته‌اند و ازجمله فیلسوف بزرگ شرق، ابن‌سینا در طبیعیات شفاء به‌تفصیل پیرامون آنها قلم‌فرسایی كرده است، هنوز هم جای ژرف‌اندیشی و پژوهش و كاوش در زوایای این مبحث وجود دارد.
نظریات فیلسوفان و صاحب‌نظران به‌قدری درباره زمان و مكان، مختلف و متناقض و مشتمل بر آراء شگفت‌انگیز است، كه كمتر مسئله فلسفی‌ای را می‌توان با آن مقایسه كرد؛ مثلاً از یك سوی، زمان و مكان را از جواهر مجرد شمرده‌اند و از سوی دیگر آنها را تا سرحد امور وهمی و پنداری تنزل داده‌اند و «كانت» فیلسوف مشهور آلمانی آنها را از امور ذهنی و به تعبیر خودش «صورت حساسیت» دانسته است، ولی غالب فیلسوفان آنها را از اعراض خارجی به‌شمار آورده‌اند.
در این میان فیلسوف بزرگ اسلامی صدرالمتألهین شیرازی در مسئله زمان، گوی سبقت را از همگان ربوده و نظریه بسیار مهم و استواری را ارائه داده كه می‌توان آن را سخن نهایی در این مسئله دانست. نیز می‌توان این نظریه را پایه‌ای اساسی برای اثبات حركت جوهریه تلقی كرد كه دست‌كم تبیین فلسفی آن از ابتكارات و نوآوری‌های این فیلسوف بزرگ می‌باشد، چنان‌كه در درس‌های آینده روشن خواهد شد.
﴿ صفحه 170 ﴾
با توجه به اینكه در درس گذشته از مكان‌داری و زمان‌داری به‌عنوان ویژگی‌های مادیات سخن به میان آمد، مناسب دیدیم كه در اینجا به توضیحی پیرامون مكان و زمان بپردازیم.

مسئله زمان و مكان

در همه زبان‌ها واژه‌هایی معادل جای و مكان و گاه و زمان وجود دارد و همه مردمان برای اشیاء مادی نسبتی به مكان و زمان قائل هستند كه آن را به‌صورت‌های گوناگون بیان می‌كنند: خورشید در آسمان است؛ دریا جای زندگی ماهی‌هاست؛ كتاب روی میز است و... .
هم‌چنان‌كه می‌گویند: پیغمبر گرامی اسلام(صلى الله علیه وآله) در قرن ششم میلادی متولد شد؛ در زمان آن حضرت جنگ‌هایی میان مسلمانان و كافران روی داد؛ دیروز مدرسه تعطیل بود و... . به‌طور كلی، درك عمومی این است كه هر جسمی جایی دارد، بلكه غالب مردم این حكم را تعمیم می‌دهند و چنین می‌پندارند كه هیچ موجودی بدون مكان نیست، چنان‌كه ساده‌اندیشان برای خدای متعالی هم جایی در آسمان‌ها یا بالاتر از آنها تصور می‌كنند كه البته تصوری است نادرست و در جای خودش بیان خواهد شد، و عین این مطلب درباره زمان و نسبت اشیاء و پدیده‌ها به آن هم جریان دارد.
طبعاً فیلسوف، كه شناختن و شناساندن حقایق اشیاء را به‌عهده می‌گیرد، می‌بایست پاسخی به این سؤال نیز بدهد كه حقیقت مكان و زمان چیست؟ مخصوصاً با توجه به اینكه در بسیاری از مسائل فلسفی با این مفاهیم برخورد می‌كنیم، چنان‌كه در درس گذشته مكان و زمان را به‌عنوان ویژگی‌های امور مادی معرفی كردیم، و در مبحث خداشناسی به نفی مكان و زمان از خدای متعالی می‌پردازیم.
نخستین مشكلی كه در تبیین حقیقت مكان و زمان وجود دارد و آن را به‌صورت مسئله دشواری ­در می‌آورد، این­است ­كه ­مكان و زمان قابل تجربه حسی نیستند و در دام هیچ‌ یك از اندام‌های حسی ما نمی‌افتند: نه باچشم دیده می‌شوند، نه با لامسه لمس می‌شوند و نه باهیچ حس دیگری درك می‌شوند، و در عین حال، اشیاء محسوس رابه آنها نسبت
﴿ صفحه 171 ﴾
می‌دهیم، به‌گونه‌ای كه آنها را از جهان مادی محسوس به‌حساب می‌آوریم. درست به‌همین جهت بود كه كانت آنها را به‌عنوان كانال‌های ذهنی برای شناختن پدیده‌های عینی معرفی كرد و نه به‌عنوان امور عینی و خارجی؛ و گروهی دیگر از اندیشمندان آنها را اموری وهمی و پنداری شمردند؛ و از سوی دیگر گروهی از فیلسوفان كه نمی‌توانستند وجود خارجی آنها را انكار كنند و نیز نمی‌توانستند وجودی مادی برای آنها قائل شوند، معتقد به مجرد بودن آنها شدند، و بالأخره بسیاری از فیلسوفان آنها را اعراضی مادی تلقی كردند كه وجود آنها با همیاری حس و عقل ثابت می‌شود.
طبعاً هر گروهی دلیل یا دلایلی برای اثبات نظریه خودشان اقامه كرده‌اند و به نقد دلایل دیگران پرداخته‌اند و صدرالمتألهین در مورد مكان، قول منقول از افلاطون یعنی مجرد بودن فضا را تأیید می‌كند، هر‌چند صحت نسبتِ این قول به افلاطون جای تردید و درخور تحقیق است.
بدیهی است كه بررسی همه اقوال و نقد همه دلیل‌ها در حوصله این نوشتار نیست، ازاین‌رو به ذكر مشهورترین اقوال بسنده كرده، به تبیین نظریه مورد تأیید می‌پردازیم.

فرق بین «جای» و «كجایی» و بین «گاه» و «چه‌گاهی»

پیش از آنكه به بحث درباره حقیقت مكان و زمان بپردازیم، لازم است این نكته را یادآور شویم كه فلاسفه، میان مفهوم جای (مكان) و كجایی (اَین) و همچنین میان مفهوم گاه (زمان) و چه‌وقتی (متی) فرق می‌گذارند و مفهوم كجایی و چه‌وقتی یا چه‌گاهی را مفاهیمی نسبی می‌شمارند كه از نسبت شی‌ء به مكان و زمان حاصل می‌شود و در جدول مقولات ارسطویی در میان مقولات هفت‌گانه عرضی نسبی قرار می‌گیرد، هر‌چند به‌نظر می‌رسد كه اساساً این‌گونه مفاهیم را نباید جزو مفاهیم ماهوی و مقولات به‌حساب آورد و وجه آن با توجه به ویژگی‌های انواع مفاهیم كه در درس پانزدهم بیان شد روشن می‌گردد.
﴿ صفحه 172 ﴾
به هر حال، ارسطوئیان برآن‌اند كه مفهوم «كجایی» و مفهوم «چه‌وقتی» هركدام مفهوم ماهوی مستقل و مقوله خاصی است و ربطی به ماهیت زمان و مكان ندارد و دیگران هم تردیدی ندارند كه این‌گونه مفاهیم از نسبت به زمان و مكان پدید می‌آید و با مفاهیم مكان و زمان فرق دارد. ازاین‌رو باید توجه داشته باشیم كه بحث درباره مكان و زمان را با بحث درباره این مفاهیم نسبی و اضافی خلط نكنیم.