فهرست کتاب


آموزش فلسفه جلد دوم(مشکات)

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

خلاصه

1. بدیهی است كه هیچ موجودی نمی‌تواند علت وجود خودش باشد. مگر اینكه مركب و دارای دو یا چند جزء باشد و یكی از آنها موجب تغییر در دیگری گردد، مانند تأثیر روح در بدن یا بالعكس.
2. معنای «واجب‌الوجود بالذات» و اینكه وجود مقتضای ذات اوست، نفی علیت غیر است نه اثبات علیت بین ذات و وجود الهی.
3. در مورد علل داخلی (ماده و صورت) اشكال شده كه چگونه می‌توان آنها را علت برای كل مركب از آنها دانست، در صورتی كه وجود آنها غیر از وجود كل نیست؟
4. در پاسخ گفته شده كه خود اجزاء بدون شرط اجتماع، علت است و مجموع آنها به شرط اجتماع، معلول، ولی حقیقت این است كه اجزاء را علت نامیدن، از باب مسامحه و توسعه در اصطلاح است چنان‌كه قبلاً نیز اشاره شد.
5. همچنین اطلاق علت بر اجزاء ماهیت و مانند آنها نوعی توسعه در اصطلاح است.
6. قائل شدن به علیت در میان معقولات ثانیه (مانند امكان و احتیاج) نیز نوعی دیگر از توسعه در اصطلاح به‌شمار ‌می‌رود و هیچ‌كدام از آنها مشمول احكام علت حقیقی نمی‌شود.
7. هیچ چیزی نمی‌تواند علت برای خودش و یا معلول برای معلول خودش باشد. به دیگر سخن دور در علل محال است، مگر اینكه موجودی علت اِعدادی برای چیزی باشد كه در زمان بعد محتاج به آن شود، یا اینكه یك فرد از ماهیت، علت برای پیدایش چیزی باشد كه آن چیز علت پیدایش فرد دیگری از همان ماهیت می‌گردد، چنان‌كه حرارتی موجب پیدایش آتشی شود و آتش به نوبه خود، علت پیدایش حرارت دیگری گردد.
8. منظور از تسلسل مصطلح، ترتب امور نامتناهی است. فلاسفه تسلسلی را محال می‌دانند كه حلقات آن دارای ترتب حقیقی و اجتماع در وجود باشند.
9. فارابی­برای­محال بودن تسلسل درعلل حقیقی چنین استدلال كرده است:اگر در
﴿ صفحه 111 ﴾
سلسله علل و معلولات، هر علتی به نوبه خود معلول علت دیگری باشد، درباره كل این سلسله می‌توان گفت كه همگی محتاج به علت دیگری هستند. پس باید در رأس سلسله، علت دیگری را اثبات كرد كه معلول علت دیگری نباشد. بنابراین سلسله علل دارای مبدأ و سرآغازی خواهد بود.
10. براساس اصالت وجود و وابستگی ذاتی وجود معلول به علت، برهان دیگری بر تناهی علل هستی‌بخش اقامه می‌شود به این صورت: اگر ورای سلسله علل كه هریك از آنها عین وابستگی است موجود مستقل مطلقی نباشد، لازمه‌اش این است كه وابستگی‌های بدون طرفِ وابستگی تحقق یافته باشد.
﴿ صفحه 112 ﴾

پرسش

1. در چه صورت می‌توان چیزی را علت و مؤثر در خودش شمرد؟
2. به چه معنا می‌توان وجود را مقتضای ذات الهی دانست؟
3. چرا نمی‌توان ماهیتی را حقیقتا علت برای وجود یا برای ماهیت دیگری دانست؟
4. به چه اعتبار می‌توان ماده و صورت را علت اجسام به‌حساب آورد؟
5. معنای علت بودن امكان برای احتیاج چیست؟
6. دور در علل را تعریف، و محال بودن آن را بیان كنید.
7. در چه صورت می‌توان چیزی را علت برای علت خودش به‌حساب آورد؟
8. معنای لغوی و معنای اصطلاحی تسلسل را بیان كنید.
9. فلاسفه چه شرایطی را برای محال بودن تسلسل قائل شده‌اند؟
10. دو برهان برای محال بودن تسلسل علل بیان كنید و فرق بین آنها را ذكر نمایید.

﴿ صفحه 113 ﴾

درس سی و هشتم: علت فاعلی

· مقدمه
· علت فاعلی و اقسام آن
· نكاتی درباره اقسام فاعل
· اراده و اختیار
﴿ صفحه 114 ﴾
﴿ صفحه 115 ﴾