آموزش فلسفه جلد دوم(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

پرسش

1. معنای وجوب بالقیاس علت نسبت به معلول و بالعكس چیست؟
2. آیا معلول نسبت به علت ناقصه هم وجوب بالقیاس دارد؟
3. آیا علت ناقصه نسبت به معلول، وجوب بالقیاس دارد؟
4. با توجه به قاعده تلازم علت و معلول، وقوع معجزات و كرامات را چگونه باید تفسیر كرد؟
5. اختیاری بودن فعل چگونه با ضرورت معلول نسبت به علت سازگار است؟
6. لزوم تقارن علت و معلول را ثابت كنید.
7. در چه مواردی تقدم زمانی علت بر معلول ممكن است؟
8. آیا تقدم معلول بر علت در هیچ موردی امكان‌پذیر هست؟
9. چرا نمی‌توان تقارن یا تعاقب را از خواص علت و معلول به‌حساب آورد؟
10. به چه دلیل بقاء معلول هم نیازمند به علت است؟
11. دلیل فلاسفه پیشین را بر اینكه ملاك نیاز معلول، امكان ماهوی است بیان و نقادی كنید.
12. توضیح دهید كه مرگ پدر قبل از فرزند، یا نابود شدن محرك قبل از پایان یافتن حركت، منافاتی با نیازمندی معلول به علت تامه تا آخرین لحظه وجودش ندارد.
﴿ صفحه 89 ﴾

درس سی و ششم: مناسبات علت و معلول

· سنخیت علت و معلول
· حل یك شبهه
· وحدت معلول در صورت وحدت علت
· وحدت علت در صورت وحدت معلول
﴿ صفحه 90 ﴾
﴿ صفحه 91 ﴾

سنخیت علت و معلول

تردیدی نیست كه هر معلولی از هر علتی به‌وجود نمی‌آید و حتی میان پدیده‌های متعاقب یا متقارن هم همیشه رابطه علیت برقرار نیست، بلكه علیت رابطه خاصی میان موجودات معینی است. به دیگر سخن باید میان علت و معلول مناسبت خاصی وجود داشته باشد كه از آن به «سنخیت علت و معلول» تعبیر می‌شود. این قاعده نیز از قضایای ارتكازی و قریب به بداهت است كه با ساده‌ترین تجربه‌های درونی و بیرونی ثابت می‌گردد.
اما سنخیت و مناسبتی كه بین علت و معلول لازم است، در مورد علت‌های هستی‌بخش و علت‌های مادی و اِعدادی تفاوت دارد. در مورد اول، ویژگی این سنخیت را می‌توان با برهان عقلی اثبات كرد و تقریر آن این است:
چون علت هستی‌بخش، وجود معلول را افاضه می‌كند ـ و به تعبیر مسامحی به معلول خودش وجود می‌دهدـ باید خودش وجود مزبور را داشته باشد تا به معلولش بدهد و اگر آن را نداشته باشد نمی‌تواند اعطا و افاضه كند (معطی الشیء لا یكون فاقداً له). با توجه به اینكه با اعطای وجود به معلول چیزی از خودش كاسته نمی‌شود، روشن می‌گردد كه وجود مزبور را به‌صورت كامل‌تری دارد، به‌گونه‌ای كه وجود معلول شعاع و پرتوی از آن محسوب می‌شود.
پس سنخیت بین علت هستی‌بخش و معلول آن، به این معناست كه كمال معلول را به‌صورت كامل‌تری دارد، و اگر علتی در ذات خویش واجد نوعی از كمال وجودی نباشد، هرگز نمی‌تواند آن را به معلولش اعطا كند. به دیگر سخن هر معلولی از علتی صادر می‌شود كه كمال آن را به‌صورت كامل‌تری داشته باشد.
﴿ صفحه 92 ﴾
این مطلب با توجه به رابط بودن معلول نسبت به علت هستی‌بخش، و تشكیك خاصی بین آنها كه در درس‌های گذشته به اثبات رسید، وضوح بیشتری می‌یابد، ولی چنین سنخیتی بین علت‌های مادی و اِعدادی و معلولاتشان وجود ندارد؛ زیرا آنها اعطاكننده و افاضه‌كننده وجود نیستند، بلكه تأثیر آنها محدود به تغییراتی در وجود معلولات می‌باشد، و با توجه به اینكه هر چیزی موجب هرگونه تغییری نمی‌شود، اجمالاً به‌دست می‌آید كه نوعی مناسبت و سنخیت بین آنها هم لازم است، ولی نمی‌توان ویژگی این سنخیت را با برهان عقلی اثبات كرد، بلكه تنها به‌وسیله تجربه باید تشخیص داد كه چه چیزهایی می‌توانند منشأ چه تغییراتی در اشیاء بشوند و این دگرگونی‌ها در چه شرایطی و به كمك چه چیزهایی انجام می‌پذیرد؛ مثلاً هرگز عقل نمی‌تواند با تحلیلات ذهنی دریابد كه آیا آب موجود بسیطی است یا مركب از عناصری دیگر؟ و در صورت دوم از چند عنصر و از چه عناصری تركیب می‌یابد؟ و برای تركیب آنها چه شرایطی لازم است؟ و آیا شرایط مفروض، جانشین‌پذیر هستند یا نه؟
پس اثبات اینكه آب از دو عنصر اكسیژن و ئیدروژن با نسبت خاصی تركیب یافته و برای تركیب آنها درجه حرارت و فشار خاصی لازم است و جریان الكتریكی می‌تواند در سرعت تركیب آنها مؤثر باشد، تنها از راه تجربه امكان‌پذیر می‌باشد.