آموزش فلسفه جلد دوم(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

خلاصه

1. تحقق معلول بدون هریك از اجزاء علت تامه محال است؛ زیرا لازمه آن بی‌نیازی معلول از علت مفروض‌العدم می‌باشد.
2. با وجود تمام اجزاء علت تامه و فقد موانع، وجود معلول ضروری خواهد بود؛ زیرا وجود نیافتن آن به‌معنای احتیاج داشتن به چیز دیگر یا رفع مانع موجود است و فرض این است كه همه نیازمندی‌های معلول تأمین شده و مانعی هم وجود ندارد.
3. این قاعده منافاتی با اختیار فاعل ندارد؛ زیرا اراده فاعل از اجزاء علت تامه برای فعل اختیاری است.
4. مجموع این دو قاعده را كه حاكی از ضرورت وجود هریك از علت و معلول نسبت به دیگری (وجوب بالقیاس) است، می‌توان قاعده تلازم علت و معلول نامید.
5. از قاعده مزبور، قاعده دیگری استنباط می‌شود كه مخصوص علت و معلول‌های زمانی است، و می‌توان آن را قاعده تقارن یا هم‌زمانی علت و معلول نامید، و مفادش این است كه فاصله زمانی بین علت تامه زمان‌دار و معلول آن امكان ندارد، چنان‌كه تقدم زمانی معلول بر علت هم محال است.
6. بنابراین تقارن، از لوازم علل تامه زمان‌دار و معلول‌های آنهاست، ولی اختصاصی به آنها ندارد؛ زیرا معلول‌های علت واحده هم لزوماً هم‌زمان هستند. پس نسبت بین موارد تقارن با موارد علیت، عموم و خصوص من وجه است.
7. وجود علت قبل از تحقق معلول، فقط در موارد علل ناقصه زمان‌دار ممكن است، و به‌همین معنا می‌توان آنها را «متعاقب» نامید، ولی در علل مجرده، بی‌معنا و در علل تامه، غیرممكن است. از سوی دیگری تعاقب، در غیر علت و معلول هم تحقق می‌یابد، پس نسبت بین موارد تعاقب و موارد علیت هم عموم و خصوص من وجه است.
8. با توجه به نسبتی كه بین موارد تعاقب و تقارن و موارد علیت وجود دارد، نمی‌توان آنها را از خواص علت و معلول دانست و علیت را با یكی از آنها یا مجموع آنها تعریف كرد.
﴿ صفحه 86 ﴾
9. معلول تا آخرین لحظه وجود نیازمند به علت تامه است؛ زیرا ملاك نیاز (امكان ماهوی بنابر قول به اصالت ماهیت، و فقر وجودی بنابر قول به اصالت وجود) لازمه ذاتی آن است و از آن جداشدنی نیست، ولی بعضی از متكلمین كه ملاك نیاز معلول را به علت، حدوث و یا مجموع امكان و حدوث دانسته‌اند، معتقد شده‌اند كه معلول در بقایش نیازی به علت ندارد و شواهدی از قبیل باقی ماندن فرزند بعد از مرگ پدر برای قول خودشان آورده‌اند.
10. مبنای این قول در درس بیست و دوم ابطال شده است، و اما درباره مثال‌هایی كه به آنها تمسك كرده‌اند باید گفت عللی كه در این موارد قبل از معلول از بین می‌روند، علت‌های معد و بالعرض هستند كه از اجزاء علت تامه‌ به‌شمار نمی‌روند.
﴿ صفحه 87 ﴾

پرسش

1. معنای وجوب بالقیاس علت نسبت به معلول و بالعكس چیست؟
2. آیا معلول نسبت به علت ناقصه هم وجوب بالقیاس دارد؟
3. آیا علت ناقصه نسبت به معلول، وجوب بالقیاس دارد؟
4. با توجه به قاعده تلازم علت و معلول، وقوع معجزات و كرامات را چگونه باید تفسیر كرد؟
5. اختیاری بودن فعل چگونه با ضرورت معلول نسبت به علت سازگار است؟
6. لزوم تقارن علت و معلول را ثابت كنید.
7. در چه مواردی تقدم زمانی علت بر معلول ممكن است؟
8. آیا تقدم معلول بر علت در هیچ موردی امكان‌پذیر هست؟
9. چرا نمی‌توان تقارن یا تعاقب را از خواص علت و معلول به‌حساب آورد؟
10. به چه دلیل بقاء معلول هم نیازمند به علت است؟
11. دلیل فلاسفه پیشین را بر اینكه ملاك نیاز معلول، امكان ماهوی است بیان و نقادی كنید.
12. توضیح دهید كه مرگ پدر قبل از فرزند، یا نابود شدن محرك قبل از پایان یافتن حركت، منافاتی با نیازمندی معلول به علت تامه تا آخرین لحظه وجودش ندارد.
﴿ صفحه 89 ﴾

درس سی و ششم: مناسبات علت و معلول

· سنخیت علت و معلول
· حل یك شبهه
· وحدت معلول در صورت وحدت علت
· وحدت علت در صورت وحدت معلول
﴿ صفحه 90 ﴾
﴿ صفحه 91 ﴾