آموزش فلسفه جلد دوم(مشکات)

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی

درس سی و چهارم: رابطه علیت در میان مادیات

· منشأ اعتقاد به رابطه علیت در مادیات
· ارزیابی اعتقاد مزبور
· راه شناختن علت‌های مادی
﴿ صفحه 66 ﴾
﴿ صفحه 67 ﴾

منشأ اعتقاد به رابطه علیت در مادیات

گاهی چنین گفته می‌شود كه علم به رابطه علیت در میان همه موجودات، و ازجمله موجودات مادی، علمی فطری است كه عقل انسانی با آن سرشته شده و براساس آن، درصدد تشخیص علت و معلول‌های خاص برمی‌آید. ولی چنان‌كه در مبحث شناخت‌شناسی گذشت، فطری بودن هیچ علم حصولی قابل اثبات نیست، و به فرض ثبوت، ضمانتی برای مطابقت با واقع نخواهد داشت.
اما همان‌گونه كه در درس بیست و سوم گفته شد، پاره‌ای از علومْ قریب به بداهت هستند كه به یك معنا می‌توان آنها را «فطری» نامید، مانند علم به وجود واقعیات مادی كه در واقع از یك استدلال خفی و نیمه‌آگاهانه سرچشمه می‌گیرد. علم به وجود رابطه علیت و وابستگی بعضی از موجودات مادی به بعضی دیگر نیز از همین قبیل است، و هرچه به آغاز تولد نزدیك‌تر شویم، ناآگاهانه‌تر می‌شود تا آنجا كه شبیه ادراكات غریزی حیوانات می‌گردد، و هرقدر آگاهی انسان رشد یابد، به‌صورت آگاهانه‌تری ظاهر می‌شود تا به‌صورت استدلال منطقی درآید؛ مثلاً هنگامی كه كودك همراه با برخورد دو جسم صدایی را می‌شنود، وابستگی پیدایش صوت را با برخورد آنها به‌صورت مبهمی درك می‌كند، و هنگامی كه روشن شدن چراغ را هم‌زمان با فشار دادن كلید مشاهده می‌كند، وابستگی دیگری را به همان صورت درك می‌كند، و بدین‌ترتیب نفس وی مستعد می‌شود كه وجود رابطه علیت میان پدیده‌های مادی را به‌طور اجمال درك كند، ولی چنان نیست كه بتواند این رابطه را به‌صورت قضیه منطقی درك نماید و آن را در قالب الفاظ دقیق و گویایی
﴿ صفحه 68 ﴾
بریزد. تا هنگامی كه قدرت تحلیل ذهنی او رشد كافی یابد و در آن صورت است كه می‌تواند همان مطلب را به‌صورت قضیه منطقی درك كند و همان استدلال خفی و ارتكازی را در قالب برهان منطقی بیان نماید.
البته ممكن است در آغاز كار مفاهیمی را به‌كار گیرد كه از دقت كافی برخوردار نباشد، یا دلایلی را اقامه نماید كه از نظر منطقی مغالطه‌آمیز باشند و مثلاً چنین بپندارد كه «هر چیزی وابسته به چیز دیگری است» یا «هر موجودی در زمان و مكان خاصی پدید می‌آید»، ولی این تعمیم‌های نابه‌جا و دیگر نارسایی‌ها در تفسیر مدركات و استدلالات، معلول ضعف نیروی تحلیل‌كننده ذهن است و هرقدر با تمرین‌های منطقی و تحلیل‌های فلسفی نیروی مزبور، رشد و قوت بیشتری یابد، كمتر دچار این اشتباهات می‌شود.
به هر حال همان‌گونه كه بارها بیان كرده‌ایم، محكم‌ترین اساس برای اعتقاد به وجود رابطه علیت، علوم حضوری است و یافتن مصادیق علت و معلول در درون نفس، استوارترین پایه برای انتزاع مفاهیم كلی علت و معلول به‌شمار می‌رود، و زمینه را برای درك آگاهانه اصل علیت به‌عنوان یك قضیه بدیهی فراهم می‌سازد. اما چون مصادیق مادی علت و معلول قابل شناخت حضوری نیستند، و از سوی دیگر فطری دانستن اعتقاد به رابطه علیت در میان مادیات به‌معنای اول هم قابل پذیرش نیست، ناچار چنین اعتقادی از نوعی استدلال سرچشمه می‌گیرد كه در آغاز، نیمه‌آگاهانه و ارتكازی است و تدریجاً به‌صورت استدلال روشن منطقی درمی‌آید، و چون این اعتقاد قریب به بداهت است، می‌توان آن را به یك معنا «فطری» نامید.
برای بررسی ارزش این اعتقاد باید نخست، شكل دقیق این قضیه را بیان كنیم، و سپس به تبیین منطقی آن بپردازیم.

ارزیابی اعتقاد مزبور

رابطهعلیت درمیان مادیات،درچند شكل قابل بیان است: یكی آنكه «موجودات مادی،
﴿ صفحه 69 ﴾
وابستگی‌هایی با یكدیگر دارند». این قضیه كه از نظر منطقی «قضیه مهمله» نامیده می‌شود، دلالتی بر كلیت یا جزئیت این رابطه ندارد؛ یعنی مفادش این نیست كه همه مادیات دارای چنین رابطه‌ای با یكدیگر هستند، یا تنها بعضی از آنها چنین ارتباطی را دارند، و قدر متیقن از آن، وجود رابطه علیت در میان بعضی از آنهاست و در واقع، ارزش آن در حد «موجبه جزئیه» است، و در مقابل «سالبه كلیه» و نفی مطلق علیت در میان مادیات قرار می‌گیرد كه به اشاعره نسبت داده شده است.
شكل دوم این است كه «هر موجود مادی، با موجود مادی دیگری رابطه علیت دارد» و مفادش این است كه هیچ موجود مادی یافت نمی‌شود كه یا علت و یا معلول برای موجود مادی دیگری نباشد. ولی احتمال اینكه یك یا چند موجود مادی تنها علت برای سایر پدیده‌ها باشند و خودشان معلول موجود مادی دیگری نباشند (هر‌چند معلول ماوراء طبیعت باشند)، یا تنها معلول علت‌های مادی باشند و خودشان علت برای پدیده مادی دیگری نباشند را نفی نمی‌كند.
و شكل سوم آن این است كه «هر موجود مادی، علت مادی دارد»، و شكل چهارمش این است كه «هر موجود مادی، علت برای موجودی مادی و معلول موجود مادی دیگری است» و لازمه قضیه سوم، نامتناهی بودن سلسله علل مادی از طرف آغاز، و لازمه قضیه چهارم، نامتناهی بودن آن از طرفین است.
در میان این قضایا، قضیه اول، یقینی و نزدیك به بدیهی است و همان است كه می‌توان آن را «فطری» نامید. اما درباره سایر قضایا كمابیش گفت‌‌وگوها و اختلاف نظرهایی وجود دارد كه در كتب مفصل فلسفی در مباحث مختلفی مطرح شده است.
همان‌گونه كه اصل وجود مادیات بدیهی و بی‌‌نیاز از برهان نیست، وجود رابطه علیت در میان آنها هم بدیهی نخواهدبود، و ارزش اعتقاد به آن نه در حد اعتقاد به اصل­ كلی علیت در شكل قضیه حقیقیه است، و نه در حد اعتقاد به وجود رابطه علیت در مطلق موجودات­كه بعضی از مصادیق آن با علم حضوری درك می‌شود، بلكه ارزش ­منطقی آن
﴿ صفحه 70 ﴾
در مرتبه ‌نظریات یقینی است كه از سویی مبتنی بر اصل بدیهی علیت، و از سوی دیگر مبتنی بر مقدمات تجربی هستند؛ یعنی بعد از اینكه وجود حقیقی برای موجودات مادی ثابت شد و شبهات ایده‌آلیستی رد گردید، آن‌گاه با كمك تجاربی كه ثابت می‌كنند كه بعضی از پدیده‌های مادی بدون بعضی دیگر تحقق نمی‌یابند، چنین نتیجه گرفته می‌شود كه رابطه علیت به‌معنای عام آن، یعنی مطلق وابستگی (نه وابستگی مطلق)، در میان موجودات مادی هم برقرار است و موجود مادی علاوه بر اینكه در اصل هستی نیاز به علت هستی‌بخش دارد، تغییرات و دگرگونی‌های آن در گرو تحقق شرایطی است كه به‌وسیله موجودات مادی دیگر فراهم می‌شود؛ شرایطی كه در واقع ماده را مستعد دریافت كمال وجودی جدیدی می‌سازد، هر‌چند كمال قبلی را از دست بدهد.